رضاشاه کبیر چه کرد، که همچنان نور چشم ملت میهن پرست ایران است؟! بقلم بانو محترم مومنی روحی

0
503

در طول هزاران سال شاهنشاهی در ایرانزمین، سلسله های گوناگونی بر سر کار آمده و رفته اند؛ که بعضی از پادشاهان آنها، نه فقط درکهندیار خودمان، بلکه در سراسر این کره خاکی هم، به شهرت زیادی رسیدند؛ و کنش های میهن پرستانه ایشان زبانزد خاص و عام گردید!

اما در میان همه این پادشاهان نامدار، هیجکدام شان به اندازه سر سلسله حکومت پادشاهی پهلوی رضاشاه بزرگ، در کل جهان هستی به شهرتی که آن رادمرد تاریخ میهن مان رسید دست نیافته اند!

به پادشاهی رسیدن آن بزرگمرد تاریخ ایرانزمین، از جمله پر اثر ترین رویدادها در ایران بود؛ که بزرگان دنیای سیاست در دنیا به آن اذعان کامل را دارند؛ و چنین رخدادی در کشور ما را، اعتباری بی همانند برای ایران و ایرانی می دانند!

او در شرایطی عنان اختیار سرزمین اهورائی ما را به عهده خویش گرفت؛ که حاکمیت استبدادی و دینزده شاهان افیونی قجرهای زنباره و مستبد، جز ننگ و بدنامی برای کشور به بار نمی آوردند. چرا که آنها جز به زنبارگی و افیون توجه دیگری نداشتند؛ و چنانچه سیاستمدار فرهیخته ایرانزمین، میرزا محمدتقی خان امیرکبیر در کار سیاست آن روزگار در میهن مان نبود؛ اکنون دیار ما نه استقلال داشت؛ و نه حتی همین وسعت از خاک ایران مان در عرصه جغرافیای گیتی باقی می ماند!

رضاخان معروف به اعلاحضرت همایونی شاهنشاه، زاده بیست و چهارم اسفند ۱۲۵۶خورشیدی، و درگذشته در چهارم مرداد سال ۱۳۲۳ خورشیدی است. آن مرد بزرگ، از سال ۱۳۰۴ تا ۱۳۲۰، به مدت شانزده سال در نقش پادشاه ایران، خدمات شایان توجهی به هم میهنان و سرزمین آباء و اجدادی خویش نمود؛ که بیان همگی شان در این مختصر نمی گنجد؛ و از باب آنکه خدمات نامحدود وی به ایران و ایرانی نزد همگان بارز و آشناست. کمتر ایرانی را می شناسیم؛ که در این باره آگاهی چندانی نداشته باشد!

پدر ایران نوین در شرایط سختی به پادشاهی در میهن مان رسید؛ که هم شرایط زندگانی مردم در بی سر و سامانی وسیعی قرار داشت؛ و هم مملکت به سبب موقعیت سوق الجیشی خود( در هنگام روی دادن جنگ دوم جهانی)، به دلیل بی لیاقتی های پادشاهان قاجار، بخش های شمالی و جنوب مملکت، توسط دو کشور روسیه و انگلستان در اشغال بیگانگان قرار داشتند. اما با وجود تمام این کاستی ها در ایران آن زمان، رضاشاه بزرگ توانست؛ ضمن پرداختن به کارهای بزرگی در کشور، از جمله ساختن راه آهن سراسری از شمال ایران به جنوب آن( که امروز دوشنبه ۲۶ جولای ۲۰۲۱ میلادی، توسط کوشندگان راه بارز نمودن عظمت و بی همتائی این سرزمین، به ثبت سازمان بین المللی یونسکو رسید. ) ؛ و نیز به وجود آوردن تونل های بزرگ در زیر کوه های سر به فلک کشیده ایران، مسیر رفت و آمدهای مردم کشور به سر تا سر آن را، بسیار بسیار آسان تر از پیش نماید. تا رفت و آمد هم میهنان به همه جا برای شان میسر باشد!

این رخداد بزرگ در شرایطی تحقق یافت؛ که ایران با آن که پادشاه دلسوز و خدمتگزار این سرزمین، در ارتباط با رویداد جنگ جهانی دوم، اعلام بی طرفی نموده بود. اما فرصت طلبانی همچون انگلیسی ها و روس ها، به داخل مملکت ما نفوذ کردند؛ و شمال ایران در تسلط روس ها و جنوب آن، زیر سیطره انگلیسی ها قرار گرفت!

با این حال، آن پادشاه بزرگ و دانا، سیاست هائی در کشور را بنا نهاد؛ که دو سرزمین اشغالگر روس و انگلیس، که بخشی از کشورهای با نام « متفقین » و علیه « متحدین ( سران فاشیست و خودکامه آلمان و ایتالیا = هیتلر و موسولینی ) » بودند. نتوانستند لطمات زیادی به کشورمان بزنند؛ و در بحبوحه آن جنگ خانمانسوز، صدمات غیر قابل جبران را به ایران وارد آورند!

برخی از مردم بر این باور می باشند؛ که آن پادشاه بی بدیل از نعمت سواد بی بهره بوده است. گیریم که چنین بوده باشد. اما با حقایقی که از کشور داری و خدمات بی نظیر آن مرد بزرگ به ایران و ایرانی سراغ داریم. با سواد ترین مردم ایران و حتی جهان نیز، نمی توانسته اند فقط در طول شانزده سال پادشاهی بر یک سرزمین، چنین خدمات شایسته ای را به آنجا و شهروندان آن بنماید!

آن پادشاه بزرگ، هنگامی که شانزده ساله بود؛ جهت انجام دادن خدمت سربازی خویش، به حوزه نطام وظیفه رفت و اعلام آمادگی برای انجام دادن خدمات وظیفه دوران سربازی خویش نمود. به خاطر صداقت و پشتکاری که از خودش نشان داد؛ حین انجام دادن خدمت سربازی خودش، مدارج مهمی را در ارتش کشور طی نمود؛ تا جائی که در ۲۵ دی ۱۲۹۹ خورشیدی، از سوی ژنرال انگلیسی « ادموند آیرونساید » به عنوان فرمانده قوای « قزاق ها » منصوب گردید. و دو ماه بعد در کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی، نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان تهران را تسخیر نمودند!

رضا خان ابتدا در مقام وزیر جنگ، بسیاری از ناآرامی ها و راهزنی ها در کشور را از بین برد. آن مرد بزرگ تاریخ ایران، در سوم آبان ۱۳۰۲، به فرمان احمد شاه قاجار به منصب نخست وزیری کشور گمارده شد!

اگر چه که رضاشاه با کودتا در عرصه سیاست کشور رخ نمود. اما جهش وی در قدرت تا پایگاه پادشاهی، مدیون پشتکار و اراده اش در نظم دادن به امور در پست های وزارت جنگ و نخست وزیری بود. ایران در دوره رضاشاه بزرگ، شاهد ایجاد نظمی نوین بود. وی نهادهای مدرن را در ایران پایه گذاری، یا تقویت کرد؛ که از مهم ترین آنها تاسیس آرتش مدرن، دانشگاه تهران و ساختن راه آهن سراسری از جنوب به شمال کشور بود!

در دوران پادشاهی رضاشاه، احزابی همچون « تجدد » ، « ایران نو » و « ترقی » فعالیت داشتند. اما رضاشاه جهت استحکام قدرت و حکومت خودش، و برای حفظ ثبات و آرامش در کشور، به ایشان میدان بزرگی برای فعالیت های سیاسی را نمی داد. همینطور در رابطه با « مجلس شورای ملی » نیز سخت گیری های زیادی به عمل می آورد. آن پادشاه دانا و عظیم الشان، خواهان ایرانی آزاد بدون نفوذ و دخالت های روحانیون در آن، و نیز طرفدار بسیار جدی برای دادن آزادی به زنان ایران، برای اجازه کار در خارج از خانه، و اجازه انتخاب نوع لباس شان، و نیز با تشکیل دادن مدارس و آموزشگاه های به سبک اروپائی در کشور، به زنان و دختران ایرانی در آن زمان نیز فرصت سواد آموزی و کار درون مراکز و مؤسسات مختلف را داد! امید که در این برهه زمانی هم، به مدد تلاش های مردم مبارز کشور عزیزمان، دست اشغالگران مسلط بر سرزمین اهورائی مان کوتاه گردد؛ و ایرانیان برون و درون مرزهای کشورمان، به سیاق رضاشاه کبیر، همه روحانیون قدرت پرست، اعم از آخوند و شیخ و ملا و رمال و فالگیر و طالع بین و سرکتاب باز کن و …… را، از اوج قدرت به حضیض ذلت سرنگون سازند. تا باری دیگر عظمت و توانائی و سربلندی خود و سرزمین بزرگ خویش را، در معرض دید و قضاوت مردمان طرفدار آزادی و آزادگی بگذارند!

مطلب قبلیتسخیر باکس آفیس توسط فیلم جدید شیامالان
مطلب بعدیوضعیت قرمز در خوزستان
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید