کریستوف والتس برنده دو جایزه اسکار، در فیلم «قضیه صفر» در جستجوی معنای زندگی است.

نخستین نماها از فیلم جدید کریستوف والتس با عنوان «قضیه صفر» که به کارگردانی تری گیلیام ساخته شده است، به صورت آنلاین در معرض دید عموم قرار گرفت.

در این فیلم کریستوف والتس در هیبت فردی بی مو در جستجوی معنای واقعی زندگی است و تلاش می کند رابطه ای جدید در زندگی و نیز بین اعداد برقرار کند. والتس که نابغه کامپیوتر و فردی گوشه‌گیر است، روی پروژه‌ای اسرارآمیز کار می کند و قصد دارد هدف و ماهیت خلقت را کشف کند. در این فیلم کوتاه آنلاین صحنه های کوتاهی از فیلم در کنار هم به نمایش درآمده است.

این فیلم را ولتاژ پیکچرز تهیه کرده، اما هنوز توزیع‌کننده آن در آمریکا و یا زمان اکرانش اعلام نشده است. این فیلم تاکنون در جشنواره های ونیز و لندن به نمایش درآمده است.

والتس به تازگی قراردادی برای بازی در فیلمی درباره جنگ جهانی به نام «آب نبات فروشی» به کارگردانی استفن گاگان امضا کرده است. این فیلم که در مرحله پیش‌تولید است برای اکران در سال 2015 آماده می شود و والتس در کنار رابرد دنیرو در آن بازی می کند.

او همچنین قرار است در فیلمی به نام «جنایت های واقعی» نیز در نقش پلیسی ظاهر شود که پرده از راز جنایت کریستین بالا یک نویسنده لهستانی که در سال 2007 به جرم قتل محکوم شد، برمی‌دارد. در این فیلم والتس در نقش جیک روبلوفسکی افسر پلیسی که سرانجام پاسخ معمای قتلی بی نقص را کشف می کند، بازی می کند.

 tumblr_mf6nv01occ1r9e9t7o1_500

در عین حال او در فیلمی از تیم برتون به نام «چشمان درشت» نیز جلوی دوربین خواهد رفت. این فیلم نیز بر مبنای یک داستان واقعی ساخته می شود و والتس در نقش والتر کین نقاشی که با همسرش به اختلاف بر می خورد، بازی می کند. این فیلم نیز برای سال 2015 برنامه ریزی شده است.

والتس برنده دو جایزه اسکار، آخرین بار در نقشی که در «جانگوی رها شده» بازی کرد در نقشی منفی فرو رفته بود.

این بازیگر اتریشی که در خانواده ای تئاتری به دنیا آمد، یکی از قل‌های سه قلویی است که در سال 1956 در وین به دنیا آمدند. نه تنها پدر و مادر او هنرمندان تئاتر بودند، بلکه ماریا ماین مادربزرگ وی نیز بازیگر تئاتر بود.

به گزارش مهر به نقل از ایندی وایر،  او با این پیشینه وارد کلاس های آموزشی مکس-راینهارد شد و سپس در نیویورک به عنوان شاگرد وارد موسسه لی استراسبرگ شد. او کارش را از دهه 80 با بازی در تئاتر آغاز کرد و بعدها وارد تلویزیون و سینما شد.

kateordie.tumblr.com

مقاله قبلیراه حل نهايي در اوكراين؛ هم روسيه و هم اتحاديه اروپا
مقاله بعدیبنیاد کتابخانه آبراهام لینکلن از اسپیلبرگ تجلیل می‌کند
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.