محسن هاشمی سرانجام رد صلاحیتش را تایید کرد.

به گزاش خبرنامه ملّی ایرانیان؛ محسن هاشمی در گفت و گو با ایلنا، با بیان اینکه تلفنی مطلع شدم که در هیات مرکزی انتخابات شورای‌های شهر و روستا نیز رد صلاحیت شده‌ام، افزود: هنوز نامه رسمی مبنی بر رد صلاحیت برای من ابلاغ نشده است.

وی ادامه داد: در تماسی که با فرمانداری تهران داشتم از خبر رد صلاحیتم مطلع شدم اما نامه‌ای در این زمینه از فرمانداری دریافت نکرده‌ام

محسن هاشمی رفسنجانی بزرگ‌ترین پسر اکبر هاشمی رفسنجانی (بهرمانی)، رئیس جمهور اسبق و نمایندهٔ سابق مجلس خبرگان رهبری و رئیس کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام است. نامبرده دارای مدرک کارشناسی ارشد مهندسی مکانیک از دانشگاه پلی تکنیک مونترال کانادا می‌باشد. محسن هاشمی ۱۳ سال رئیس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت متروی تهران را بر عهده داشته‌است و نایب رئیس اتحادیه بین‌المللی حمل و نقل عمومی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا است در گذشته در مشاغل گوناگون مانند رئیس دفتر مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس بازرسی ویژه ریاست جمهوری و عضو هیئت مدیره سازمان صنایع دفاع اشتغال داشته‌است.

مقاله قبلیحذف یک فیلم از یوتیوب با شکایت سپاه؛ همراه فایل دانلود
مقاله بعدیانتخابات ریاست جمهوری در سطل‌های زباله تهران
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.