آقای سید جواد مرتضوی درویش ساکن بندرعباس به علت وابستگی به طریقت گنابادی از سوی حراست سازمان کشتیرانی رد صلاحیت شد.

این درویش گنابادی که مراحل اولیه عقد قرارداد پیمانکاری برای شرکت پرشیا هرمز وابسته به کشتیرانی را گذرانده بود، پس از مدتی با فشار حراست این سازمان دولتی صلاحیت وی برای عقد قرارداد رد می‌شود.

این درویش گنابادی که خود از نیروهای بازنشسته شرکت پرشیا هرمز بوده است، به مجذوبان نور گفت: «در ابتدا پیشنهاد همکاری مجدد با بنده به علت آشنایی کامل با کار‌ها بسیار مورد استقبال قرار گرفت، اما پس از مدتی به من اعلام شد که بنده از طرف حراست سازمان رد صلاحیت شدم.»

مجذوبان نور گزارش داد؛ که آقای مرتضوی در ماه‌های پایانی سال گذشته چند بار به صورت تلفنی به اداره اطلاعات احضار شده بود، اما وی به علت عدم وجاهت قانونی از رفتن به اداره اطلاعات امتناع کرد.

مقاله قبلیگروهی از نمایندگان در نامه‌ای: هشدار به روحانی درباره عواقب دفن پیکر فرای در حاشیه زاینده‌رود
مقاله بعدیصبح فردا (سه‌شنبه) ۲۶ فروردین ماه قرار است زندگی یک جوان به پایان برسد؛ قراری که می‌شود با مهربانی یک پدر و مادر، فراموش شود.
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.