یک گروه شبه‌نظامی عراقی وابسته به جمهوری اسلامی، یک تاجر و شهروند ایرانی-بریتانیایی به نام «سید محمد خاتمی» را در عراق ربوده و به سپاه پاسداران تحویل داد. خاتمی برای گذراندن شب‌های قدر به کربلا و نجف رفته بود.

محمد خاتمی ملقب به «ابو وفا» پس از ربوده شدن، شب گذشته 10 می 2021 به سازمان اطلاعات سپاه پاسداران تحویل داده شد.

این شهروند دو تابعیتی از اعضای یک خانواده مذهبی سرشناس بود و پدرش از دوستان روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی بوده و در حوزه‌های علمینه نجف و قم به همراه او تحصیل کرد. خود او بعدها به جنبش آزادی‌بخش میهنی فلسطین پیوست. او قبل از انقلاب در ایران، در عراق به دنیا آمد. پدر و برادرش محسن خاتمی، در آن زمان در نجف درس می‌خواندند.

ابو وفا پیش از انقلاب اسلامی، به همراه روح‌الله خمینی به ایران بازگشت. او بعدها در تاسیس سپاه پاسداران هم ایفای نقش کرد و معاون «عباس زمانی» ملقب به «ابوشریف» شد. پس از برکناری ابوالحسن بنی‌صدر، اولین رئیس‌جمهور جمهوری اسلامی، محمد خاتمی به همراه عباس زمانی سپاه پاسداران را ترک کرده و راهی سوریه و لبنان شد.

او در سال 1988 از مشارکت در انقلاب در ایران ابراز پشیمانی کرد. حزب‌الله لبنان در سال 1988 او را ربوده و تحویل جمهوری اسلامی داد، اما روح‌الله خمینی پس از پادرمیانی پدر محمد که از دوستان خمینی بود، دستور آزادی او را صادر کرد.

خاتمی پس از آن راهی بریتانیا شد و به همراه همسر و فرزندانش ساکن این کشور شده و به تجارت و فعالیت‌های اقتصادی روی آورد.

پس از سرنگوی رژیم صدام حسین در عراق، محمد خاتمی به این کشور رفت و سپس در یکی از کشورهای منطقه سکونت گزیده و به تجارت مشغول شد.

او دو سال پیش هم از سوی حزب‌الله عراق ربوده شد ولی حیدر العبادی، نخست‌وزیر وقت عراق حزب‌الله را تهدید به مجازات کرد و در پی این تهدید خاتمی آزاد شد.

العربیه نوشت؛ نزدیکان خاتمی گفته‌اند که او به همراه دو دوستش ربود شد و یکی از دوستان او هم از عضو یک خانواده مذهبی سرشناس در عراق بود. این دو نفر آزاد شده ولی او به اطلاعات سپاه در عراق تحویل داده شد.

مقاله قبلیتحریم 7 عضو حزب الله را به عنوان «تروریست های بین‌المللی» توسط خزانه داری آمریکا
مقاله بعدیگستردگی درگیری ها در منطقه به واسط ارسال اسلحه توسط جمهوری اسلامی برای حوثی ها
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.