زمانی که ملت ایران در تاریکی فیلترینگ دست و پا می‌زدند، عده‌ای با سیم‌کارت‌های سفید، از امتیازات ویژه بهره‌مند بودند و همزمان با وقاحت تمام، مردم را به صبر و مقاومت دعوت می‌کردند. درست مانند داستان مزرعه حیوانات، وقتی حیوانات از خوک‌ها می‌پرسیدند چرا امتیازات ویژه دارند، اسکوئیلر پاسخ می‌داد: “رفقا! شما فکر می‌کنید ما این کار را برای خودمان می‌کنیم؟! ما برای فکر کردن احتیاج به مغزی قوی داریم. اگر ما وظایف‌مان را درست انجام ندهیم، آقای جونز برمی‌گردد! شما می‌خواهید جونز برگردد؟!”

و اکنون که ایلان ماسک با ماهواره‌هایش این شبکه دلالی و ظلم را مانند لامپ صد روشن کرده، تازه به یاد قسم خوردن افتاده‌اند: “به شرافتم قسم دیگر این گ… را نمی‌خورم!” اما کدام شرافت؟ همان شرافتی که در معاملات رانتی و لابی‌های قدرت جا ماند؟ یا شرافتی که همزمان با دفاع از فیلترینگ برای مردم، برای خودشان اینترنت بدون فیلتر کنار گذاشته بودند؟

حکایت امروز ما نیز همین است؛ به یکی سیم کارت سفید می‌دهند، به دیگری سهمیه کنکور، به آن یکی ارز ترجیحی، و به دیگری کافه‌ای چون “زوفا” در هتل ارم وابسته به بنیاد مستضعفان. حکومتی که بر پایه رانت بنا شده است.

امیر تنها، همان که مدیریت کافه زوفا را در اختیار داشت، با وقاحتی بی‌نظیر ادعا می‌کرد اینترنت بدون فیلترش “ناخواسته” فعال شده است! در حالی که مردم عادی در آن روزها برای اتصال به اینترنت جان می‌کندند… خیلی… یعنی خیلیییییی‌‌آآآ…

این جماعت رانت‌خوار همه چیز گرفته‌اند: خط سفید، حواله ماشین وارداتی، خانه، ویلا در شمال و در عوض، همه چیزشان را هم داده‌اند: شرف، ناموس، آبرو.

وسط بحران، به ما می‌گفتند هرکس مخالف است، رانتی و فاسد است. حالا مشخص شده همان‌هایی که از داخل ایران مخالف بودند، اول هر ماه به سپاه منطقه می‌رفتند تا فرم تمدید کت‌کشی‌شان را امضا کنند و اینترنت رانتی‌شان شارژ شود.

نوش دارو پس از مرگ سهراب…