رابرت ردفورد برای بازی در جدیدترین فیلمش با نام “همه چیز از دست رفته است” که در فستیوال فیلم تلوراید نمایش داده شد، جایزه این جشنواره را گرفت.

 رابرت ردفورد که تنها شخصیت این فیلم است، نقش دریانوردی را تنها که در دریا شناور است، بازی می کند.

این بازیگر و کارگردان 77 ساله برای بازی در این نقش جایزه مدال نقره ای را از فستیوال تلوراید کلرادوی آمریکا دریافت کرد. وی این جایزه را جمعه و پس از نمایش فیلمش دریافت کرد. البته جشنواره تلوراید هنوز ادامه دارد و باید منتظر خبرهای دیگری از این رویداد سینمایی بود.

ردفورد در زمان جوانی به تحصیل در رشته هنر پرداخت و بعدها برنده جایزه اسکار شد و فستیوال فیلم ساندنس را تاسیس کرد. او امسال برای اولین بار در چهلمین سالگرد فستیوال فیلم تلوراید در پارک سیتی یوتا حاضر شد تا جایزه اش را دریافت کند.

ردفورد در مصاحبه ای با ال ای تایمز این مساله را به یاد آورد که در جوانی زمانی که شروع به کار در زمینه بازیگری کرد همیشه احساس گناه می کرده که چرا تبدیل به یک نقاش نشده است. با این حال در سال‌های بعد او به این نتیجه رسید که می تواند با ادامه مسیرش به عنوان یک نقش آفرین، باز هم یک هنرمند باشد و روی بعد انسان‌گرای سینما تمرکز کند.

از دریافت‌کنندگان گذشته مدال نقره تلوراید می توان به چهره‌های مشهوری مانند فرانسیس فورد کاپولا، کلینت ایستوود، کالین فرت و ماریون کوتیار اشاره کرد. ردفورد بعد از مراسم اقرار کرد که تماشا کردن کلیپی از حرفه کاری 53 ساله اش از جمله تکه هایی از فیلم های “بوچ کسیدی و ساندنس کید” (1969)، “آنطور که بودیم” (1973)، “تمام مردان رییس‌جمهور” (1976) و “یک رودخانه از درونش عبور می‌کند” (1992) از ناخوشایندترین قسمت‌های مراسم اهدای جوایز بود.

 tumblr-lukxfffpgg-qhgrkmo-220551669

به گزارش سینما پرس به نقل از لس آنجلس تایمز، ردفورد بعد از دریافت جایزه اش به سوال‌ها پاسخ داد و درباره زمان دریافت اولین جایزه گلدن گلوبش در سال 1965 برای بازی در فیلم “درون دیزی کلوور” صحبت کرد که نویدبخش حضور بازیگر مرد جوانی در عرصه سینما بود. او همچنین درباره چالش‌های فیزیکی آخرین فیلمش “همه چیز از دست رفته است” و اینکه او بیشتر کارهای بدلش را خودش انجام داد، صحبت کرد.

فیلم “همه چیز از دست رفته است” توسط جی سی شاندور کارگردانی شده و برای اولین بار در ماه می در فستیوال فیلم کن به نمایش درآمد. این فیلم تقریبا کاملا بدون دیالوگ است. ردفورد به این مساله به عنوان یکی از اصلی‌ترین دلایل پذیرفتن این نقش اشاره کرد و گفت: همین‌طور دورتر و دورتر می‌روی اما از چیزی که واقعا دور می‌شوی، خودت به عنوان یک هنرمند است. بازی کردن در این فیلم به من اجازه داد تا دوباره به آنجایی که می‌خواستم بازگردم.

مقاله قبلیحمله به پایگاه سازمان مجاهدین خلق در اشرف ۲۳ کشته به جای گذاشت
مقاله بعدیآغاز مذاكرات «كرت راسل» براي بازي در «سريع و خشن 7»
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.