با نمایش تریلر فیلم “فصل کشتن” که با بازی رابرت دنیرو و جان تراولتا ساخته شده است، این فیلم یک قدم دیگر به گیشه‌ها نزدیک‌تر شد.

به گزارش مهر به نقل از رپ، تراولتا در این فیلم در نقش سربازی صرب بازی کرده که قرار است توسط گروهی که رابرت دنیرو رهبری آن را برعهده دارد، کشته شود. این تعقیب و گریز در کوه‌های آپالاچی انجام می شود. دنیرو که یک کهنه سرباز آمریکایی بازمانده از جنگ ویتنام و منزوی است، حقه‌هایی را بلد است که بتواند این سرباز را گیر بیندازد.

مارک استیون جانسون که “گوست رایدر” را کارگردانی کرده بود، کارگردانی این فیلم را انجام داده است. در این فیلم میلو ونتیمیگلیا در نقش پسر رابرت دنیرو بازی کرده و جان تراولتا با لهجه صربی ظاهر شده است.

جان تراولتا به تازگی به فیلم “جاعل” ساخته فیلیپ مارتین پیوست. او فیلم “قاتل” و “گوتی: سایه پدرم” را هم در مرحله پیش‌تولید دارد.

فیلم “فصل کشتن” قرار است 12 ژوییه (21 تیر) راهی پرده‌های سینما شود.

رابرت دِ نیرو در هفدهم اوت سال ۱۹۴۳ در نیویورک بدنیا آمد. والدین رابرت هنرمند بوده‌اند. او کودکی‌اش را در محلهٔ «ایتالیای کوچک» نیویورک گذراند. ده ساله بود که کارش را با تئاتر آغاز کرد و در نمایشنامه «جادوگر شهر اُز» هنرنمایی کرد و بعدها به کلاس بازیگری لی استراسبرگ رفت و بازیگری را نزد او آموخت و بدین ترتیب بود که به بازیگری متد اکتینگ تبدیل شد ، سبکی که مارلون براندو و جیمز دین آغازگران آن بودند و با رابرت دِ نیرو ،آل پاچینو و داستین هافمن به اوج قدرت خود رسید.

باید گفت که او بازیگری درونگراست و بازیهای تأثیرگذار او منبع الهام بسیاری از بازیگران معاصر نظیر دانیل دی-لوئیس و شان پن بوده‌است تا جایی که دانیل دی-لوئیس را دنیروی انگلیس می خوانند و او نیز دنیرو را قهرمان خود در آغاز راه بازیگری دانسته است.

 دنیرو در سال ١٩٦٨ اولین فیلم خود را با عنوان احوالپرسی اثر برایان دی پالما کارگردان جوان آن سالهای سینما بازی کرد ، پس از آن نیز در چند فیلم از همین فیلمساز با عناوین جشن عروسی و سلام مادر ایفای نقش کرد. او در سال ١٩٧٢ به عنوان یکی از کاندیدهای ایفای نقش در فیلم پدرخوانده مطرح شد ولی نقشی به وی نرسید و مجبور شد در فیلم دار و دسته‌ای که نمی‌توانست شلیک کند بازی کند.

در سال ١٩٧٣ در فیلم طبل را آهسته بزن که اولین فیلم حرفه ای او محسوب میشود ، در نقش یک بازیکن بیسبال که با بیماری مرگباری دست و پنجه نرم میکند خوش درخشید و در همان سال مارتین اسکورسیزی از او دعوت کرد تا در فیلم خیابان‌های بی‌رحم نقش یک جوان خوشگذران خیابانی به نام جانی بوی را بازی کند ، موفقیت آن فیلم هم چشمگیر بود و آغازی شد برای کارهای درخشان دنیرو و مارتین اسکورسیزی.

جان تراولتا متولد ۱۸ فوریه ۱۹۵۲ انگوود، نیوجرسی آمریکا میباشد. یکی از شش فرزند هلن ترالتا و سالواتوره تراولتا است. پدرش مالک یک فروشگاه لاستیک اتوموبیل است. مادرش او را در یک مدرسه نمایش در نیویورک ثبت نام کرد.

او در این مدرسه مهارت های رقص، دوبله و بازیگری را آموخت و تصمیم گرفت از مهارتهایش در یک نمایش موزیکال استفاده کند و در سن ۱۵ سالکی یک نمایش موزیکال را در مدرسه بازی کرد. در شانزده سالگی مدرسه را ترک کرد و به هالیوود رفت در آنجا نقش های فرعی سریالها را بازی کرد اما موفقتی به دست نیاورد و به تاتر رفت.

اولین نمایش حرفه ای خود را در سن ۱۸ سالگی در نمایشی بنام Grease در برادوی بازی کرد و از آن به بعد در تاترهای زیادی نقش آفرینی کرد.

بعد از ده ماه بازی در نمایش ها تصمیم گرفت به هالیوود باز گردد در طی سالهای ۶۹ تا ۷۲ در سه سریال تلویزیونی بازی کرد. در سال ۱۹۷۵ اولین فیلم سینمایی اش بنام «The Devils Rain» بازی کرد که کار موفقی نبود. او با بازی در سریال های «Kotter» و «Welcome back» به معروفیت رسید.

مقاله قبلیبهترین بازیکنان لیگ جهانی والیبال؛ موسوی در رده پنجم بهترین مدافعان..
مقاله بعدیبازیگرانی که نقش‌های سرنوشت‌ساز را نپذیرفتند..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.