رابرت دنیرو بازیگر مشهور سینما در فیلم مستندی که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد یاد پدر فقیدش را زنده کرد.

 خلاقیت در خانواده دنیرو موروثی است. رابرت دنیروی پدر، یک نقاش اکسپرسیونیست انتزاعی و چهره شاخصی از جهان هنر بعد از جنگ جهانی دوم بود که هنرمندان با استعدادی مانند جکسون پولاک را به خود دید.

او حتی تحت حمایت پگی گوگنهایم، گردآورنده مشهور آثار هنری و از شخصیت‌های شناخته‌شده جوامع هنری بود اما همانطور که آثار رابرت دنیروی پدر در دهه 1940 و 1950 با موفقیت مواجه شدند با آغاز پاپ آرت در دهه 1960 آثار او از مد افتادند.

دنیروی پدر در سال 1993 و در 71 سالگی از دنیا رفت، اما حال پسر برنده جایزه اسکارش داستانش را تعریف می کند. دنیرو مستندی درباره پدرش ساخته با عنوان “به یاد داشتن هنرمند رابرت دنیروی پدر” که در فستیوال فیلم ساندنس اکران شد و در ماه ژوئن نیز از شبکه اچ بی او پخش می شود. او همچنین چند اثر از آثار پدرش را در گالری جولی نستور در پارک سیتی به نمایش گذاشته است.

دنیرو در مراسم نمایش این آثار در گالری گفت که این مستند را برای خانواده‌اش ساخته است. او گفت: می خواستم مستندی درباره پدرم با فیلم هایی که داشتیم درست کنم، با هر فیلمی که داشتیم. اما افرادی که در آن زمان با ما بودند می خواستند که با آن‌ها هم مصاحبه کنیم و درباره او حرف بزنیم و آنها را برای خانواده اش نگاه داریم، برای بچه‌های من، و نوه‌ها… و بعد هم شبکه اچ.بی.او آن را برای نمایش انتخاب کرد که خیلی خوب شد.

زمانی که از دنیرو پرسیدند اگر پدرش این فیلم را می دید چه احساسی می کرد، او با شوخی گفت که احتمالا او از این همه توجه خیلی احساس راحتی نمی کرد و در عین حال احساس غرور نیز می کرد.

 BLOG_Culture_toDo_DeNiro_960_Slide4

دنیرو می‌گوید سعی کرده است تا از هنر پدرش در کارهای خودش از جمله رستورانش «”ترایبکا گریل» در نیویورک هم استفاده کند. او گفت: من از او خواستم اجازه بدهد بعضی از نقاشی‌هایش را آنجا آویزان کنم و فکر می کردم که او به هیچ وجه اجازه نمی دهد، اما در واقع او این کار را کرد. او خودش آن‌ها را آویزان کرد، مخصوصا آن سه نقاشی بزرگی که پشت سالن قرار دارند، و هر چند وقت یکبار هم دوستانش را می آورد تا آنجا غذا بخورند. و بعد هم از او پرسیدم که فهرست غذا را هم طراحی می‌کند یا نه که این کار را هم کرد، که هنوز هم در رستوران است و تا وقتی رستوران باز باشد هم آنجا خواهد بود.

به گزارش مهر به نقل از هالیوود ریپورتر؛ دنیرو در حال حاضر برای شرکت در سی‌امین سال برپایی فستیوال فیلم ساندنس در شهر یوتا حضور دارد. او امیدوار است فستیوال فیلم خودش، یعنی فستیوال فیلم ترایبکا که با همراهی جین روزنتال بعد از یازده سپتامبر آن را به راه انداخت نیز همینقدر موفق عمل کند. امسال سیزدهمین سالگرد فستیوال ترایبکا خواهد بود. دنیرو گفت: امیدوارم فستیوال ما هم بعد از سی سال به خوبی ساندنس عمل کند.

سی امین دوره جشنواره ساندنس از 16 تا 26 ژانویه برگزار می‌شود.

http://www.newsweek.com/robert-de-niro-his-fathers-art-studio-65603

http://www.nydailynews.com/entertainment/gossip/robert-de-niro-takes-control-late-father-art-possibly-planning-museum-exhibition-article-1.149684
http://www.toryburch.com/blog-post/blog-post.html?bpid=95445
مقاله قبلیناگفته های پشت پرده بابک زنجانی؛ بخش دوّم
مقاله بعدیتجزيه و تحليلي از وقايع به ظاهر متناقض يك انقلاب؛ نقاب زيتون (بخش دوم)
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.