رابرت دنیرو بازیگر با دریافت نخستین جایزه افتخاری قلب سارایوو برای یک عمر دستاورد هنری، این جشنواره را افتتاح کرد.

 بیست و دومین جشنواره فیلم سارایوو (جمعه شب) افتتاح شد. مهمان ویژه این شب رابرت دنیرو بود که این جشنواره را با حضور در تئاتر ملی افتتاح کرد و بعد با همراهی مایرو پوریواترا مدیر جشنواره به سمت سینمای سه هزار نفری رفت تا جایزه ویژه جشنواره را که به عنوان «قلب جشنواره» نامیده می شود، دریافت کند.

امسال جشنواره فیلم سارایووو در ۱۸ بخش به نمایش ۲۲۳ فیلم از ۶۱ کشور جهان می‌پردازد که از این میان ۵۳ عنوان شامل فیلم بلند، مستند و کوتاه برای نخستین بار اکران می‌شوند.

الما تاتاراجیک رییس گروه منتخب فیلم‌های بلند و کوتاه رقابتی گفت امسال ۴۲ فیلم در بخش‌های رقابتی به نمایش درمی‌آیند که از این میان ۶ فیلم نخستین تجربه کارگردانان‌شان هستند. در برنامه منطقه‌ای نیز ۷۰ فیلم نمایش داده می‌شود تا نشان دهد این جشنواره چقدر به منطقه خود تکیه دارد.

مدیر جشنواره در این برنامه با تجلیل از رابرت دنیرو یادآوری کرد که نخستین دیدار وی با این بازیگر جهانی ۱۲ سال پیش در جشنواره ترایبکا در نیویورک بود که توسط او و پس از ۱۱ سپتامبر راه‌اندازی شد. وی گفت: ما امشب از کارهای خارق‌العاده وی تجلیل می‌کنیم و یکی از به یادماندنی‌ترین شخصیت‌هایی را که او خلق کرد یعنی «راننده تاکسی» را به نمایش درمی‌آوریم.

وقتی رابرت دنیرو از پشت صحنه روی سن آمد، جمعیتی که سالن سه هزار نفری را پر کرده بود ایستاده وی را تشویق کردند و پس از سه بار تشکر دنیرو سرانجام حضار رضایت دادند که بنشینند.

رابرت دنیرو در سخنرانی خود گفت: جشنواره فیلم سارایوو در دوره‌ای تاریک و خطرناک متولد شد تا با گرامیداشت هنر و انسان‌دوستی با جنگ مقابله کند. ۶ سال بعد در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ، شهر من، نیویورک با حمله روبه‌رو شد و ما جشنواره فیلم ترایبکا را راه انداختیم تا امید، مقاومت و اعتماد را پاس داریم. در نخستین جشنواره فیلم ترایبکا، نلسون ماندلا به ما آموخت که فیلم ابزاری خاطره‌انگیز برای پرورش درک تحمل در جهان است و از طریق آن می‌توان تحمل و شکیبایی را به جهان آموخت.

وی افزود: مایرو، شما به ما در سال ۲۰۰۵ افتخار دادید و از داوران جشنواره فیلم ترایبکا بودید و من اکنون افتخار می‌کنم که اینجا با شما هستم تا جشنواره فیلم سارایوو ۲۰۱۶ را افتتاح کنم.

دنیرو هنگام دریافت جایزه قلب سارایوو گفت این جایزه از نظر من یک گنج است چون فکر می‌کنم هیچ شهر دیگری در جهان با چنین قلبی با آنهمه تراژدی مقابله نکرده است.

به گزارش مهر به نقل از اسکرین دیلی، این مراسم با اکران فیلم «راننده تاکسی» ادامه یافت.

 

مقاله قبلیبی غیرت خواندن بانوی ایرانی روی آنتن زنده تلویزیون توسط احسان مهاجر شجاعی، همراه فیلم
مقاله بعدیخودکشی همزمان دو دختر نوجوان در جنت آباد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.