کریستوف دی مارگری، رئیس شرکت توتال فرانسه در گفتگو با تلویزیون آمریکایی بلومبرگ، مقامات جمهوری اسلامی را قَوّاد! نامید. در رابطه با این مسئله، روز بعد، جمهوری اسلامی یک جهانگرد فرانسوی را که از نزدیکی های یک پادگان نظامی در تهران می گذشت به عنوان جاسوس دستگیر کرد. این شیرینکاری مدیر عامل شرکت توتال، فرانسه را به دردسر انداخت.

او پیشنهاد های چرب و نرم! مقامات مسلمان را یک کشور اسلامی را، بیش از پیش “سکسی” نامید و به این ترتیب آنان را در زمره صنف قَوّاد « جاکش»، جای داد. در زبان فرانسه به قَوّاد، (proxénète) گفته می شود.

به گزارش فرهنگ ایران؛ روز آدینه بیست و چهارم ژانویه 2014، در حاشیه کنفرانس « مجمع اقتصاد جهانی» در داووس، سوئیس، به دنبال مذاکرات روز گذشته شرکت های نفتی اروپایی و مقامات ایرانی در داووس بر سر توسعه میادین نفتی و گازی این کشور پس از رفع تحریم ها، کریستوف دی مارگری، مدیر کل شرکت توتال فرانسه، در گفتگویی با تلویزیون آمریکایی بلومبرگ، اظهار داشت: ” قراردادهای پیشنهادی ایران بیش از پیش “سکسی” هستند. آنها نهایتا منتظر رفع تحریم ها هستند تا این قراردادها عملی شوند”.

در چند سال گذشته این دومین بار است که یک فرانسوی به عنوان جاسوسی در ایران گرفتار می شود. بار نخست در سال 1388، خورشیدی، کلوتید رایس، یک دختر دانشجوی جوان فرانسوی که چند عکس از تظاهرات جنبش سبز برداشته بود دستگیر و زندانی شد، وی سپس با علی وکیلی راد، یکی از قاتلین دکتر شاپور بختیار، که در فرانسه زندانی بود معاوضه و آزاد گردید.

total-sahara-occidental

اکنون باید در انتظار نشست که چه بر سر جهانگرد فرانسوی دستگیر شده در تهران خواهد آمد ؟ آیا قرار است که این متهم به جاسوسی! نیز در ازای معامله ای آزاد شود، و یا مسئله با پوزش خواهی و گوشمالی مدیر عامل شرکت نفتی توتال حل خواهد شد. ا

ین در حالی است که هنوز پرونده مهدی هاشمی پسر شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی، متهم به دریافت رشوه از شرکت های نفتی نروژ و فرانسه در دادگستری های فرانسه، آمریکا و سوئیس، در حال بررسی می باشد. نام شاه پری زنگنه (قاشوقی) همسر عدنان قاشوقی، دلال اسلحه و نفت، در کنار نام مهدی هاشمی در این پرونده به چشم می خورد.

مقاله قبلیهر آنچه در برنامه نود دیشب گذشت
مقاله بعدیستاره «برکینگ بد» رییس‌جمهور آمریکا می‌شود
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.