وسی کوهن، رئیس سابق موساد، در مصاحبه‌ای با «شبکه 12» تلویزیون اسرائیل، عملیات اطلاعاتی این کشور علیه جمهوری اسلامی از جمله سرقت اسناد هسته‌ای و ترور محسن فخری زاده، پدر بمب اتمی جمهوری اسلامی را فاش کرد.

او ضمن شرح دقیقی از عملیات 2018 درباره چگونگی سرقت بایگانی هسته‌ای جمهوری اسلامی از گاوصندوق‌های موجود در انبار تهران توسط موساد، تأیید کرد محسن فخری زاده، برای سالها زیر نظر بوده است.

محسن فخری‌زاده، رئیس سابق سازمان پژوهش و نوآوری وزارت دفاع جمهوری اسلامی، در نوامبر 2020، در جاده فیروزکوه به ضرب گلوله کشته شد.

کوهن در این مصاحبه درباره استراتژی موساد در قبال تهدیدات جمهوری اسلامی گفت، کسی که پتانسیل به خطر انداختن شهروندان اسرائیل را دارد، «باید وجودش حذف شود». او همچنین تاکید کرد که جمهوری اسلامی باید درک کند که اسرائیل به قولش درباره عدم دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح هسته‌ای عمل می‌کند.

رئیس سابق موساد با اشاره به مشارکت 20 نفر از عوامل موساد در عملیات سرقت آرشیو هسته‌ای، در تشریح جزییات گفت پس از شناسایی انبار بایگانی اسرار هسته‌ای جمهوری اسلامی، دو سال برای دستیابی به اسناد برنامه‌ریزی شد و برای تمرین عملیات، انبار مورد نظر را شبیه‌سازی کردند. آنها برای سرقت تنها هفت ساعت وقت داشتند و پس از آن نگهبانان و خودروها به محل می‌رسیدند.

العربیه به نقل از شبکه نوشت؛ او گفت در شب عملیات «مشکل خاصی» پیش آمد، با این حال تصمیم گرفته شد تا برنامه مطابق نقشه از پیش تعیین شده پیش برود. سپس عامل موساد آژیرها را از کار انداخت و در انبار گشوده شد و پس از دقایقی درهای 32 گاوصندوق را باز کرد.

کوهن ضمن تاکید بر اینکه هیچکدام از 20 مامور موساد که در این عملیات‌ شرکت کردند بازداشت نشدند، گفت: «همه آنها زنده هستند و برخی از آنها از ایران خارج شده‌اند.»

او هدف از علنی‌کردن سرقت اسناد هسته‌ای جمهوری اسلامی توسط اسرائیل علاوه بر اطلاع‌رسانی به کشورهای دیگر را فرستادن پیام به رهبران جمهوری اسلامی عنوان کرد مبنی بر اینکه: «دوستان عزیز، اول اینکه ما در میان شما نفوذ کرده‌ایم، دوم اینکه ما شما را تحت نظر داریم و سوم اینکه دوران پنهان‌کردن دروغ‌ها تمام شده است.»

کوهن همچنین گفت: «اسنادی به زبان فارسی و سایر مطالب در گاوصندوق‌ها را به طور زنده به مرکز فرماندهی در تل‌آویو مخابره کردیم. فهمیدیم به چیزی که می‌خواستیم دست پیدا کردیم و بر برنامه هسته‌ای نظامی جمهوری اسلامی تسلط داریم. برای همه ما فوق‌العاده هیجان‌انگیز بود.»

او در این مصاحبه بدون اشاره به نقش موساد در دو انفجاری که در سایت هسته‌ای نطنز گفت:‌ «قبلا سانتریفیوژها می‌چرخیدند، اما ظاهرا دیگر نمی‌چرخند.»

مقاله قبلیغایبان سرشناس یورو ۲۰۲۰
مقاله بعدیپرایس: اگر جمهوری اسلامی هدفش ارسال سلاح باشد، آماده واکنش هستیم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.