یک استاد دانشگاه گفت: «رئیس جمهور باید به فکر تشکیل اتاق فکر باشد و از تمام ظرفیت های نخبگی ملتزم به انقلاب اسلامی کمال استفاده را ببرد. اهل مشورت باشد، نقد پذیر باشد و ویژگی های متناسب با یک مدیر موفق در نظام جمهوری اسلامی همچون صبر، متانت، اخلاق، صداقت، مقاومت، ساده زیستی و مردمی بودن را داشته باشد.»

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان، دکتر عماد افروغ جامعه شناس و استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو گفت: «توقع ما از رئیس جمهور آینده در وهله اول این است که روح انقلاب اسلامی و قانون اساسی را درک کرده باشد و متوجه باشد که هر فعالیت سیاسی و عمرانی که صورت می گیرد حکم ابزار و وسیله دارد و هدف چیز دیگری است که همانا آسایش و آرامش مردم است.»

وی تصریح کرد: «هدف بسط اخلاق و معنویت است. هدف معرفت خدا است و این امر باید آویزه گوش رئیس جمهور آینده باشد.»

این نماینده سابق مجلس اظهار کرد: «رئیس جمهور آینده باید یک برنامه منسجم و جامع داشته باشد که هم معرف هویت و فرهنگ ایرانی و اسلامی ریشه دار ما باشد و هم به لحاظ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامع باشد. اصطلاحا توسعه جامع و هماهنگ فرهنگی را در دستور کار خود قرار دهد.»

وی با بیان اینکه رئیس جمهور آینده باید آسیب شناسی دقیقی از وضع موجود داشته باشد گفت: «وی باید نقاط قوت و ضعف پس از انقلاب را فهم کرده باشد و برای مقابله با ضعف ها برنامه داشته باشد.»

وی ادامه داد: «رئیس جمهور باید به فکر تشکیل اتاق فکر باشد و از تمام ظرفیت های نخبگی ملتزم به انقلاب اسلامی کمال استفاده را ببرد. اهل مشورت باشد، نقد پذیر باشد و ویژگی های متناسب با یک مدیر موفق در نظام جمهوری اسلامی همچون صبر، متانت، اخلاق، صداقت، مقاومت، ساده زیستی و مردمی بودن را داشته باشد.»

افروغ  گفت: «رئیس جمهور باید کسانی را که فقط به دنبال آباد کردن دنیای خود هستند به همکاری دعوت نکند و آنهایی که سال هاست “جمهوری اسلامی” را به گوشت قربانی تبدیل کردند به مصادر و مناصب نگمارد.»

وی ادامه داد: «رئیس جمهور باید از کسانی که مانند اول انقلاب “جمهوری اسلامی” برای آنها مقدس و متعالی بود و حاضر بودند برای آن خون بدهند و ایثار کنند استفاده کند.»

وی افزود: «ما انسان هایی که این مسلک ها و مرام عمومی را دارند و متخصص های مجربی هم هستند و اهل فکر و اهل نظر هم هستند کم نداریم و رئیس جمهور آینده باید از این افراد چه در مقام اجرا و چه در مقام مشورت استفاده کند.»

این فعال سیاسی اصولگرا گفت: «رئیس جمهور آینده باید از نامه امام علی به مالک اشتر که به واقع یک مرام نامه تمام عیار است درس عبرت بگیرد. اگر این نامه به دقت خوانده شود متوجه می شویم که حضرت امیر (ع) در واقع چه سند ارزشمندی را برای ما به ودیعه گذاشته اند.»

وی ادامه داد: «در این نامه بحث می شود که نباید هیچ خط قرمزی برای نقد دولت ایجاد شود. دولت باید خود را نقد کند و بازوی اجرایی خود را در معرض نقد بگذارد و عنوان نکند اینها برای من خط قرمز هستند. دولت باید اجازه نقد توسط مردم را بدهد تا مردم بعضی از صاحبان قدرت را نقد کنند تا بالاخره این دو مرتبت اساسی امر به معروف و نهی از منکر لحاظ شود و به مراتب پایین تر خود تنزل پیدا نکند.»

این جامعه شناس اظهار کرد: «در حال حاضر رئیس جمهور آینده مخصوصا باید فکری برای تورم و گرانی کند. باید فکری مبنایی برای اشتغال کند. راه حل های سوسیالیستی و سرمایه داری جوابگو نیستند و نه مدیریت اقتصادی دولتی صرف جواب می دهد و نه رهاشدگی نظام سرمایه داری.»

افروغ در پایان افزود: «درباره اینها کار تئوریک شده و کسانی نظر دارند و به هر حال وقتی رئیس جمهور به سمت اقشار مختلف دست نیاز دراز کند و بخواهد از مشارکت نخبگان استفاده کند، طرح هایی است که در اختیار وی گذاشته شود.»

مقاله قبلیرئیس جمهور آینده…؟! از دید داوود هرمیداس باوند
مقاله بعدیرئیس جمهور آینده…؟! از دید مهدی سنایی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.