ذات توحش گروه های تروریستی مسلمان از چه سرشتی منشأ می یابد؟!

0
210

پدیده ترور شدن برخی از آدمهای این جهان به دست همنوعان خودشان، روایت و حدیث جدیدی نیست. این کار شنیع وحشیانه، دارای عوامل مادی و معنوی متعددی است؛ اما در نیم قرن اخیر در دنیا، این ددمنشی ها بیش از گذشته رخ داده اند. به پندار نگارنده، به همان نسبتی که دامنه تکنولوژی در گیتی گسترده تر گردیده، به همان نسبت نیز عملیات تروریستی در سراسر جهان افزایش یافته اند!

در گذشته های نسبتا دور، تنها سلاح مردم خنجر و شمشیر بوده(در عملیات تروریستی محدود، اما در هنگام جنگ های میان دو یا چند گروه، که کشورهای گیتی را به جنگ و خونریزی علیه همدیگر وا می داشتند؛ استفاده از منجنیق* کاربرد زیادی هم داشت)، ولی از همان موقعی که سلاح های خودکار و خطرناک، ساخته شدند و به نسبت زمان رشد زیادی هم نمودند؛ رفته رفته کشته شدن مردم دنیا، به دست آنانی که فقط شکل و ترکیب ظاهری آنها شبیه آدم بود و هست؛ اما خوی و خصلت و ذات و سرشت شان، وحشی تر از حیوانات درنده خوی جنگل ها و بیابان ها است. پدیده تنفر برانگیز ” ترور” در جهان، بسیار بسیار افزایش یافته است!

بدون تردید و چنانچه بر همگان آشکار می باشد؛ ترورهای نیم قرن گذشته، با استفاده کردن از سیستم های نوین کشتار آدمها، رشد قابل توجهی نیز داشته است. خاستگاه این عملیات وحشیانه، نه فقط در بعضی از کشورها رواج داشتند و دارند؛ بلکه شعله های سرکش این کردارهای اهریمنی و ضدبشری، به سوی برخی دیگر از کشورهای دنیا نیز سرایت نموده اند!

اغراق گوئی نخواهد بود اگر که بگوئیم، نود و هشت درصد از چنین رویدادهائی، توسط تروریست های مذهبی، به ویژه دیانت اسلام و مسلمانی شکل می گیرند و به انجام می رسند. مخصوصا در چند دهه اخیر، و با اعلام موجودیت کردن چندین گروه آدمکش های حرفه ای و غیر حرفه ای، این نوع از عملیات غیر انسانی، به مراتب بیش از سال های گذشته به وجود آمده اند. به طوری که اکنون، بیشترین مردم گیتی، حتی آنانی که هیچ شناختی هم به مسائل سیاسی و جاه طلبی های قدرت پرستان ندارند و نداشته اند؛ به وضوح دریافته اند، که آبشخور تمامی این کردارهای بری از صفات انسانی، بستر گرداب های متعفن اسلام عزیز آنها می باشد. که تقریبا طی چهار دهه گذشته که قدرتمندان دنیا، ابتدا گروه تروریستی و ددمنش جمهوری پلید اسلامی را، در کشور آخوند زده ایران کهن ما، با همین نام منحوس ” حکومت جمهوری اسلامی ” به جریان انداخته اند. هر از چندگاهی، نمونه های دیگری از این آدمکش های حرفه ای و بدون بهره مندی از صفات برجسته انسانی نیز هستند؛ که در بیشتر نقاط دنیا به چنین کارهای شیطانی می پردازند!

از آنجائی که هر موضوع و هر موردی، برگرفته شده از روابط ” علت و معلولی ” می باشد؛ چنانچه بخواهیم به ریشه یابی این مصیبت جهانی بپردازیم؛ چون می دانیم که موجودیت این تروریست های جهانی، و ماهیت کردارهای همگی ایشان، که شباهت های بسیاری با همدیگر دارند. بیش از هر علتی که ما بشناسیم؛ به دلیل ذوب شدن این ناکامان اجتماعی، که خودشان همیشه نخستین قربانی عملیاتی از این دست می باشند؛ از آموزه های اسلام ناب محمدی، در هر دو مذهب اصلی آن(تسنن و شیعیان)، و نیز در شعبات فرعی آنها ریشه دارند!

یکی از ” آیه های مشهور قرآن” کتاب مقدس و آسمانی مسلمانان معمولی افراطی، تبعیت نمودن از حکم خدا(الله) است؛ که می گوید: ” قتلوا فی سبیل الله ” بدین معنا که کافران و مشرکان را در راه ” الله ” بکشید و نابود نمائید. به همین دلیل، و به خاطر مغزهای بدون خرد و منطق انسان های فکور، چنین کشتارهای وحشیانه ای در جهان روی می دهند!

با این دیدگاه که تروریست اگر یک کافر و یا مشرک را در راه خدا بکشد؟ خودش چه زنده بماند و چه کشته بشود؛ توسط تعدادی از ملائکه و فرشته های دست به فرمان الله، چنانچه این قاتلان خودشان هم شهید شده باشند!! روح شان یک راست به بهشت برین انتقال داده می شوند( روح های آنان، چون جسم های شان در همین کره خاکی به گور سپرده می شوند. اگر هم فرد تروریست خودش نمرده باشند؛ هنگامی که عمر منفورشان به پایان برسد؛ به همین نحو با ایشان هم برخورد مهرورزانه می شود؛ و روح آنان نیز یکسره به بهشت برده خواهد شد!

چنین تبلیغات برون از حقیقت، و برخاسته از سیستم فکری ” دگماتیسم ” مذهبی آنان، ایشان را به سوی گروه های تروریستی اسلامی رهنمون می گرداند؛ تا جذب آنها بشوند و چنین پرواز عارفانه ای را( بکشید در راه الله ) به عنوان جایزه و پاداش روش وحشیانه ای که برگزیده اند؛ از خالق شان دریافت می نمایند!

” قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان، فتاده در راه یقین

می ترسم از آنکه بانگ آید روزی

کای بی خران، راه نه آن است و نه این”!

محترم مومنی

مطلب قبلیانتقاد قانون‌گذاران آمریکا از تأخیر در تحریم جدید ایران
مطلب بعدینگذارید بچه ها زیاد گریه کنند؛ رگبارهای تند بهاری، گلها را زود پرپر می نمایند!
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.