به نظر می‌رسد که یک دادستان بدنام دولت جمهوری اسلامی که به خاطر مشارکت در مرگ فردی بازداشت شده در جریان اعتراضات ضددولتی ۲۰۰۹ ایران به دو سال زندان محکوم شده است- پیش از بازداشت ناپدید شده است. حداقل، این چیزی است که سخنگوی قوه‌ی قضاییه‌ی ایران در روز پنجشنبه گفت.

محسنی اژه‌ای، سخنگو، خطاب به خبرنگارانی مردد گفت «حکم جلبش صادر شده ولی هنوز متأسفانه گیرش نیاورده اند. حالا نمی دانم چطور هست!».

با توجه به شهرت قوه‌ی قضاییه‌ی جمهوری اسلامی به حمایت از بازداشت‌های خودسرانه، این حرفی شگفت‌انگیز است. علاوه بر این، مقامات اطلاعاتی، که زمانی تحت مدیریت خود اژه‌ای بودند، مداوماً دست به نقض حقوق فعالان زده و آنها را بازداشت می‌کنند.

روزنامه‌نگاری ایرانی در توییتر نوشت که وقتی در ماه مارس با موبایل مرتضوی تماس گرفتند او با خونسردی گفته است که در خانه‌اش در تهران سکونت دارد. با توجه به این، ناپدیدشدن سعید مرتضوی حتی کمتر از پیش منطقی به نظر می‌رسد.

محکومیت مرتضوی به انتخابات ریاست‌جمهوری مورد اختلاف ۲۰۰۹ ایران برمی‌گردد که منجر به موج‌های اعتراضات و بازداشت حدود ۴۰۰۰ تظاهرکننده شد. سه نفر از بازداشت‌شده‌ها- امیر جوادی‌فر، محمد کامرانی، و محسن روح‌الامینی- در بازداشتگاه کهریزک تهران فوت کردند. یک تحقیق مجلس در سال ۲۰۱۰ به نقش داشتن مرتضوی، دادستان وقت تهران، در مرگ‌ها اشاره کرد. بعد از سال‌ها تأخیر، مقامات قضایی پرونده‌ای کیفری درباره‌ی نقش مرتضوی باز کرد و در نوامبر گذشته دادگاه تجدیدنظر او را به زندان محکوم کرد.

با توجه به کارنامه‌ی ضعیف ایران در پیگرد ناقضان حقوق بشر، تعجب‌آور نخواهد بود که بعضی مقامات بخواهند از مرتضوی در برابر عدالت دفاع کنند.

مقایسه‌ی حکم مرتضوی با احکام صادره برای فعالان مسالمت‌آمیز حقوق بشر مضحک بودن وضعیت را نشان می‌دهد. برای مثال، مقامات در ماه مه ۲۰۱۵ بعد از دیدار نرگس محمدی با کاترین اشتون، نماینده‌ی ارشد سیاست خارجی سابق اتحادیه‌ی اروپا، او را بازداشت کردند. در سپتامبر ۲۰۱۶ دادگاه انقلاب این فعال برجسته‌ی حقوق بشر را به خاطر کمک به تشکیل «گروه غیرقانونی» کارزار لغو گام به گام اعدام، سازمانی غیردولتی، به ده سال زندان محکوم کرد.

در نظر قوه‌ی قضاییه‌ی ایران، ظاهراً، حمایت از لغو مجازات اعدام جرمی جدی‌تر از نظارت بر شکنجه‌ی منجر به مرگ افراد است.

به گزارش دیده بان حقوق بشر؛ حکم دو ساله‌ی مرتضوی تا حد کمی بازتاب مسئولیت او در پیگرد ده‌ها فعال مسالمت‌آمیز است. اما قوه‌ی قضاییه آشکارا در برابر تحقیق از او برای دیگر جرایم مقاومت کرده است. کمترین کاری که رییس‌جمهور حسن روحانی-که در کمپین انتخاباتش حفاظت از حقوق شهروندان را وعده داد- می‌تواند بکند این است که ضمانت کند حداقل یک ناقض حقوق بشر محکوم‌شده واقعاً به پشت میله‌ها برسد.

مقاله قبلیپنتاگون: قابلیت شیمیایی دولت اسد به شدت فلج شد
مقاله بعدیخطاهای جدی در تحقیقات پیرامون حمله تروریستی انیس عامری
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.