انتشار خبر دیدار «نماینده ویژه» رئیس جمهوری روسیه با پوتین باعث بروز برخی گمانه‌زنی‌ها شده است. روز پنج‌شنبه ۳۱ فروردين٬ رستم مینیخانوف رئیس‌جمهوری تاتارستان و نماینده ویژه ولادیمیر پوتین در امور ادیان مذهبی به دیدار ابراهیم رئیسی٬ کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری جمهوری اسلامی رفت.

این دیدار در مشهد انجام شد و آقای رئیسی که تولیت آستان قدس رضوی را برعهده دارد به آقای مینیخانوف یک «نسخه نفیس چاپی از قرآن دستنویس» هدیه داد.

برگزاری این دیدار در آستانه انتخابات ریاست جمهوری برای برخی از کاربران شبکه‌های اجتماعی یادآور دیدار جواد لاریجانی با نیک براون٬ از مدیران ارشد وزارت خارجه بریتانیا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۷۶ بوده است.

در سال ۱۳۷۵ جواد لاریجانی که ریاست مرکز پژوهش‌های مجلس را برعهده داشت و از نزدیکان به ناطق نوری٬ رئیس آن زمان مجلس و کاندیدای مورد حمایت رهبری و جناح راست بود٬ سعی در جلب نظر بریتانیا را داشت.

این دیدار توسط روزنامه سلام٬ از حامیان سید محمد خاتمی در انتخابات آن دوره افشا شد.

از سوی دیگر طیفی از معترضان به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ معتقد به دخالت روسیه در انتخابات بودند و حتی شیوه برگزاری انتخابات منجر به پیروزی محمود احمدی‌نژاد٬ کاندیدای مدنظر  خامنه‌ای را «کودتای روسی» نام نهادند.

شعار «سفارت روسیه لانه جاسوسیه» نیز یکی از شعارهای رایج در تظاهرات و تجمع‌های جنبش اعتراضی موسوم به جنبش سبز بود. شعار علیه روسیه حتی در مراسم تشییع اکبر هاشمی رفسنجانی هم تکرار شد.

جمهوری اسلامی و روسیه در سال‌های اخیر مناسبات خود را گسترش داده‌اند و به عنوان اصلی‌ترین حامیان بشار اسد٬ در سوریه حضور نظامی دارند.

روسیه نیز در اقدامی کم‌سابقه از سوی مقامات جمهوری اسلامی این اجازه را پیدا کرد تا از یک پایگاه هوایی در داخل خاک ایران به سوریه حملات هوایی ترتیب بدهد.

دیدار صمیمانه ولادیمیر پوتین٬ رئیس جمهوری روسیه با سیدعلی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی  نیز در آذر ۱۳۹۴ خبرساز شد. ولادیمیر پوتین در اقدامی خلاف عرف دیپلماتیک معمول پس از ورود به تهران٬ ابتدا به دیدارخامنه‌ای رفت و سپس با حسن روحانی ملاقات کرد.

علی‌اکبر ولایتی مشاور رهبر جمهوری اسلامی این دیدار را «باکیفیت‌ترین و مهم‌ترین» ملاقات در تاریخ جمهوری اسلامی ایران دانسته است.

به گزارش صدای آمریگا؛ حالا پس از دیدار نماینده پوتین با ابراهیم رئیسی که گفته می‌شود گزینه مورد نظر خامنه‌ای برای رهبری بعدی جمهوری اسلامی است٬ گمانه‌زنی‌ها درباره نقش روسیه در تحولات ایران بالا گرفته است.

مقاله قبلیامام جمعه موقت تهران: نامزدهای ردصلاحیت‌شده جنجال راه نیندازند
مقاله بعدییک کاندیدای ردصلاحیت شده اعتراض کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.