اصغر فرهادی سینماگر ایرانی که آخرین فیلمش به اسم «فروشنده» در رقابت‌های اسکار حضور دارد، دو شخصیت ایرانی-آمریکایی مشهور را به عنوان نمایندۀ خود برای حضور در مراسم معرفی کرد: انوشه انصاری، مهندس و سرمایه‌دار که به عنوان نخستین زن فضانورد ایرانی معرفی شده و فیروز نادری، پژوهشگر ارشد ناسا. اصغر فرهادی برای اعتراض به سیاست‌های مهاجرتی دونالد ترامپ اعلام کرده بود که در مراسم شرکت نخواهد کرد.
هشتاد و نهمین مراسم جوایز سینمایی اسکار، یکشنبه شب – ٢۶ فوریه/٨ اسفند – در تالار «دالبی» شهر لس‌آنجلس برگزار خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، فیلم «فروشنده» اثر اصغر فرهادی یکی از پنج فیلم خارجی است که برای دریافت جایزۀ اسکار بهترین فیلم خارجی سال ٢٠١۶ در رقابت‌ها حضور دارد. فرهادی که در سال ٢٠١٢ اسکار بهترین فیلم خارجی را برای «جدایی نادر از سیمین» برنده شده بود، به دنبال تصمیم ترامپ مبنی بر عدم صدور ویزا برای شهروندان هفت کشور مسلمان از جمله ایران، اعتراض خود را در نیویورک تایمز منتشر کرد و نوشت: “متاسفم که از طریق این نوشته اعلام می‌کنم در مراسم اسکار امسال در کنار دیگر سینماگران شرکت نخواهم کرد”.

علاوه بر فیلم «فروشنده»، چهار فیلم دیگر برای اسکار بهترین فیلم خارجی نامزد هستند:
– فراموش‌شدگان از دانمارک
– آقای اووه (Mr. Ove) از سوئد
– تانا از استرالیا
– تونی اِردمَن از آلمان

گفته می‌شود که امسال فیلم موزیکال La La Land بیشترین جوایز را دریافت خواهد کرد. این فیلم نامزد دریافت ١۴ اسکار، از جمله آسکار بهترین فیلم (آمریکایی) سال است.

مقاله قبلیدر اسناد ویکی لیکس؛ آنچه شاه به دیپلمات‌های آمریکایی گفت: راضی کردن خمینی بسیار مشکل است
مقاله بعدیدر افغانستان چه می گذرد؟
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.