یک منبع مطلع گفت دادگاه تجدید نظر استان گلستان در شهریور ۱۳۹۶، دو نویسنده و یک فعال معترض به نام‌های روزبه گیلاسیان، الهه سروش‌نیا و نیما صفار را به اتهام نشر اکاذیب در فضای مجازی و اقدام علیه امنیت کشور به زندان و جریمه نقدی محکوم کرد. منبع یاد شده به کمپین گفت روزبه گیلاسیان به یک سال زندان، نیما صفار به تحمل هشتاد روز حبس و الهه سروش‌نیا به پرداخت هشت میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.

«نوشتن و اظهار عقیده در فضای مجازی و دورهمی دوستانه»، از مهم‌ترین اتهامات این شهروندان عنوان شده است. منبع مطلع گفت: «جز نوشتن و پست‌های فیسبوکی و دورهمی دوستانه کار دیگری نکردند ولی ظاهرا همین‌ کارها هم اینجا (ایران) نشر اکاذیب و اقدام علیه امنیت ملی است و به بازداشت و زندان منتهی می‌شود.»

روزبه گیلاسیان نویسنده‌ و دانش‌آموخته فلسفه است که کتاب‌هایش در ایران مجوز چاپ نگرفته است. «فلسفه در خیابان»، «انسان ماه بهمن»، «فال‌های عاشقانه»، «جزوه انقلاب»، «فیلسوف کوچولو» و «اکنون دانشگاه» کتاب‌هایی از این نویسنده اند که به صورت اینترنتی منتشر شده است. الهه سروش‌نیا نویسنده و شاعر است و نیما صفار، نیز عقایدش را در فضای مجازی منتشر می‌کند.

این سه فعال گرگانی در آذر ماه ۱۳۹۴ از سوی اطلاعات سپاه گرگان بازداشت و پس از حدود یک ماه بازجویی و انفرادی در سلول‌های اطلاعات سپاه، به زندان امیرآباد گرگان منتقل و در دی ‌ماه ۹۴ به قید وثیقه از زندان امیرآباد گرگان آزاد شدند.

منبع مطلع گفت آن‌ها در دادگاه نخست به زندان‌های طولانی‌تر محکوم شده بودند. شعبه اول دادگاه انقلاب به ریاست حجت الله قربانی، در مرحله بدوی، روزبه گیلاسیان را به پنج سال، الهه سروش نیا یک سال و نیما صفار را به دو سال محکوم کرده بود. منبع یاد شده گفت روزبه گیلاسیان در پرونده دیگری نیز به اتهام نشر اکاذیب به شش ماه زندان تعلیقی محکوم شده است.

به کزارش خبرنامه ملی ایرانیان به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران؛ قوه قضائیه و دولت جمهوری اسلامی با نویسندگان و شعرا و هنرمندان معترض برخوردی امنیتی دارد و اجازه چاپ آثارشان رانمی‌دهد. در سال‌های اخیر شعرا و نویسندگان زیادی با سانسور، بازداشت و زندان مواجه‌ شده‌اند. مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، هیلا صدیقی و محمد حاج رستم بیگلو به دلیل اشعاشان بازداشت و محکوم و یا ناچار به خروج از ایران شده‌اند. دستگاه قضایی و امنیتی ایران در مواردی حتی به نوشته‌های منتشرنشده شهروندان نیز برچسب امنیتی می‌زند. گلرخ ایرائی، فعال حقوق بشر به اتهام نوشتن داستانی که منشتر نشده و در تفتیش خانه‌اش از سوی نیروهای امنیتی کشف شده، به توهین به مقدسات محکوم شده و در اوین زندانی است.

مقاله قبلیپرتاب موشک خرمشهر، یک فریب رسانه ای دیگر جمهوری اسلامی؛ بقلم فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی
مقاله بعدیچگونگی مقابله با فعالیت های بدخیم جمهوری اسلامی در خاورمیانه در مذاکرات ترامپ و مرکل
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.