دو سخنرانی ، دو موضوع ، یک هدف!

0
134

حسن روحانی رئیس جمهور دولت یازدهم حکومت اسلامی، اخیرا پشت هر میز خطابه ای که قرار می گیرد؛ در سخنانی که داخل لفافه بیان می کند؛ به گونه ای حرف می زند که کاملا مشخص است اینها را با هدف معینی خطاب به افراد خاصی می گوید؛ که دیدگاه خوبی نسبت به وی ندارند. او این بیانات را ایراد می نماید؛ تا هم به ایشان پاسخ داده باشد؛ و نیز با همین جوابی که به طور سربسته ارائه می کند؛ به مخالفان خودش اشتباهات ایشان را هم به رخ شان بکشد!

چندی پیش، گروه شفق که وابسته به بسیج یک میلیونی است؛ و محل فعالبت ایشان در ساختمان سفارت سابق آمریکا در خیابان تخت جمشید تهران( طالقانی ) است؛ به طور موذیانه فیلمی به نام ” من روحانی هستم ” تهیه کرده است؛ و آن را در اختیار بسیج قرار داده، که میان ایشان دست به دست می شود. تا این طیف از شبه نظامیان فعال در جمهوری آخوندی، با مشاهده آن بتوانند، در هر جائی که نفوذ دارند، جهت کوبیدن روحانی و تحقیر نمودن وی از آن استفاده کنند!

از زمانی که این خبر در همه جا پیچیده است؛ با آنکه این فیلم جز بسیجی ها در اختیار اشخاص دیگر قرار ندارد؛ اما کاملا مشهود است، که رئیس جمهور اسلامی را بسیار متغیّر نموده؛ و وی را بر آن داشته، که او نیز بیکار ننشیند و به گونه غیر مستقیم هدف شان را بی بها جلوه بدهد. جلوه های واکنش غیر مستقیم روحانی به تهیه کنندگان فیلم ” من روحانی هستم ” ، که بر روی سخنرانی هائی که می کند نیز مؤثر واقع شده؛ در سخنرانی های اخیر وی کاملا مشهود است!

در هفته جاری، حسن روحانی یک بار به مناسبت گرامیداشت روز ” هلال احمر ” ، و باری دیگر نیز به مناسبت ” روز مددکاری ” برای شنوندگان حرفهای خویش مطالبی را عنوان نموده؛ که ظاهرا دو بخش جداگانه اند که محتوی دو موضوع مجزا از یکدیگر هم می باشند. اما کاملا مشهود است، که با همه تفاوت هائی که با یکدیگر دارند؛ ولی دارای هدفی یگانه هستند، و به منظور خاصی بیان می شوند!

حسن روحانی در گرامیداشت <هلال احمر> : ” بعضی ها فکر می کنند اگر از دیوار بالا بروند انقلابی هستند . ” – ” برای انجام دادن کارها، باید از در وارد شد؛ نه آنکه از دیوار بالا رفت. ” ! کسانی که این دو بخش از سخنان روحانی را شنیده اند؛ می گویند که روی سخن حسن روحانی به آنهائی است؛ که در چند ماه اخیر، او و دولت اش را مورد حملات شدید خود قرار داده، و به تخریب شخصیت رئیس جمهور، و عملکردهای دولت ” امید و تدبیر ” ، که با کلید اعتدال گرائی پای به میدان گذاشته ایراد نموده است!

ولی این بیان سخنان کنایه آمیز روحانی، می تواند چنین نیز باشد، که او این گفته ها را، خطاب به سازندگان فیلم ” من روحانی هستم ” ابراز نموده؛ که با بالا رفتن از دیوار حیثیت دیگران، و تخطئه شخصیت افراد، نمی توانید خویشتن را انقلابی جا بزنید. اگر سخنی دارید، و قصدی شیطانی را در سر نمی پرورانید؛ چرا از در وارد نمی شوید؟ با این اشارات غیرمستقیم، روحانی به سازندگان فیلم مورد نظرتلاش کرده؛ که تا به در بگوید، تا بلکه دیوار هم آنرا بشنود!

در آخرین سخنرانی که به مناسبت گرامی داشتن روز مددکاری ایراد کرده گفته است: ” به نام ایستادگی در مقابل قدرتها جیب مردم را زدند. ” – ” در این کشور، عده ای به نام اینکه باید جلوی قدرتها و ابر قدرتها بایستیم؛ جیب مردم را زدند، و اموال مردم را غارت کردند. ” وی با اشاره به این که همه روزه خبرهای سایت ها را می خواند و حرفهائی را می شنود؛ اظهار داشته قرار نیست که پاسخ تهمت ها را بدهد؛ و تمرکز او فعلا بر مهار نمودن تورم در کشور است!

اینروزها، تندروهای محافظه کار، با انتقادهای فراوانی که به کارهای دولت تحت ریاست روحانی می کنند؛ با ترتیب دادن همایشی به نام ” دلواپسیم ” سعی دارند که به تضعیف دولت وی بپردازند؛ و سیاست های خارجی او را مورد انتقاد شدید خود قرار بدهند. اما روحانی در روز سه شنبه ۲۳ اردیبهشت ۹۲ در جشن روز مددکاری گفت: ” در کشور غول بزرگی به نام رکود اقتصادی داریم؛ که باید با کمک یکدیگر آنرا از کشور خارج کنیم. ” !

مطالبی که رئیس جمهور رژیم اسلامی در این روزها در سخنرانی هایش گنجانده است؛ از هر سو که شروع نموده و با هر عنوانی که بیان کرده است؛ نزد افراد هوشیار چنین جلوه می کند که وی، تمامی این سخنان را که داخل لفافه بیان نموده؛ به درهائی مانند گروه شفق بسیج در ارتباط با ساختن و انتشار فیلم ” من روحانی هستم ” ، و نیز به محافظه کاران تندروی منتقد به عملکردهای او و دولت یازدهم، گفته است تا دیواری همچون رهبری انقلاب، که تمامی سخنرانی هایش با مفاد موارد مطرح شده از سوی روحانی در تضاد کامل می باشد مطرح نموده است!

گفت: ” عیب اش همه گفتی ، هنرش نیز بگوی. ” مراد نگارنده از نوشتن این مطالب، به هیچوجه تأیید کردن شیخ حسن روحانی، رئیس جمهور رژیم اشغالگر اسلامی، و عملکردهای دولت یازدهم نیست. چون او هم آخوندی است همانند بقیه سران معمم و مکلای جمهوری عقب مانده اسلامی، تفاوت وی با بقیه در این است؛ که هنوز مانند دیگران، با گفتن سخنان چاپلوسانه به خامنه ای، و به گونه آنها مدام ” آقا ، آقا کردن، اقدام به تظاهر به فروتنی نزد رهبر نکرده است. بلکه با بیان سخنان دو پهلوی خویش، با آشکار نمودن برخی از دشواری های موجود در کشور، و اشاره به نکات و حقایقی که دیگران، به خاطر خوشآیند خامنه ای مخفی می کنند و راجع به مشکلات موجود در مملکت پنهانکاری می نمایند؛ درست در زاویه ی صد و هشتاد درجه ای در مقابل سید علی ایستاده است. شاید به همین خاطر هنوز خامنه ای در هیچیک از سخنرانی هائی که گهگاه ایراد کرده؛ اشاره ای به رئیس جمهور و چگونگی کارهای او و دولت اش ننموده است !

محترم مومنی

مطلب قبلیکاهش “سن شروع رابطه جنسی به دوران راهنمایی “
مطلب بعدیشروع کار جشنواره فیلم کن با شوک خبر خودکشی کارگردان جوان سوئدی
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.