«كريستوف والتز» بازيگر فيلم «جانگو آزاد شده» در جديدترين پروژه سينمايي اش تحت عنوان «جنايات واقعي» (True Crime) بازي مي كند .

«جنايات واقعي» فيلمي برگرفته از مقاله «ديويد گران» به نام «نامه اي از لهستان» است. در اين مقاله دنياي زيرزميني شبكه هاي قاچاق مواد مخدر و قاچاق انسان و همچنين دست داشتن مقامات ارشد دولتي فاش شده است.

20130608170800_Christoph-Waltz-535x316

در اين مقاله به مورد «كريستين بالا» نويسنده لهستاني كه سال 2007 به قتل متهم شده آمده است.

«كريستوف والتز» در اين فيلم نقش كاراگاهي به نام «جك روبلوفسكي» را ايفا مي كند كه مسئول اين پرونده مي شود.

در حال حاضر كارگردان اين فيلم معرفي نشده ولي به نظر مي رسد «رومن پولانسكي» زمان كارگرداني را به دست بگيرد. «برت رتنر» و «ديويد گرسون» نيز اين فيلم را تهيه مي كنند.

«والتز» پيش از اين در فيلم «خداي كشتار» با «پولانسكي» همكاري كرده است.

کریستوف والتس (زاده: ۴ اکتبر ۱۹۵۶ در وین) بازیگر اتریشی-آلمانی سینما است. در سطح جهانی وی به خاطر همکاریش با فیلمساز آمریکایی، کوئنتین تارانتینو شناخته شده و به خاطر ایفای نقش هانس لاندا در فیلم حرامزاده‌های لعنتی (٢٠٠٩) و نقش دکتر کینگ شولتز در فیلم جنگوی آزادشده مورد تحسین قرار گرفته است. برای هر کدام از این دو نقش، وی یک جایزه اسکار، یک جایزه بفتا و یک جایزه گلدن گلوب برای بهترین نقش مکمل مرد دریافت کرده است. همچنین، والتس جایزه بهترین بازیگر مرد را در جشنواره فیلم کن برای نقش لاندا از آن خود کرد.

Christoph+Waltz+Django+Unchained+UK+Premiere+c_hArwSvMMtl

والتس در دانشکده Max Reinhardt Seminar در وین بازیگری خواند و همچنین در موسسه فیلم و تئاتر لی استراسبرگ در نیویورک حاضر شد. در سال ٢٠٠٠، اولین تجربه کارگردانیش را با کار تلویزیونی Wenn man sich traut به زبانی آلمانی آغاز کرد. قبل از اینکه با بازی در فیلم حرمزاده‌های لعنتی در ٢٠٠٩ مورد توجه قرار گیرد، در مجموعه تلویزیونی انگلیسی زبان درآمد نامشروع در سال ١٩٩٠ بازی کرد. در فیلم ٢٠٠٩ کوئنتین تارانتینو، حرمزاده‌های لعنتی، والتس نقش یک افسر آلمانی به نام هانس لاندا معروف به “شکارچی یهود” را به تصویر کشید. شخصیت لاندا ترکیبی از باهوش، مودب و مسلط به چند زبان و در عین حال خودخواه، زیرک، سنگدل و جنایتکار بود؛ چنانکه تارانتینو گفته بود “قسمتی از فیلم‌نامه است که قابل بازی نباشد”.

مقاله قبلی«مل گيبسون» در نقش منفي «بي مصرفها 3»..
مقاله بعدیاعتراض خانواده های زندانیان سیاسی به بازرسی بدنی غیرمتعارف برای ملاقات
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.