دولت امید و تدبیر!

0
102

از تئوری های من در آوردی حکومت آکنده از ننگ و خباثت جمهوری فناتیک اسلامی، نامگذاری بر روی سالها از سوی ولی فقیه، و نیز نامگذاری هر دولت توسط رئیس جمهوری جدید در این رژیم خودکامه آخوندی است. پس از مراسم روزشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۲ خورشیدی، که به مناسبت” تنفیذ ” حکم ریاست جمهوری به حسن روحانی تشکیل گشت، برنامه مربوط به ” تحلیف ” رئیس جمهور جدید هم، در روز یکشنبه ۱۳ مرداد با حضور مدعوینی که از طرف حکومت اسلامی برای شرکت در این مراسم از ایشان دعوت به عمل آمده بود نیز در هر دو برنامه تنفیذ و تحلیف حضور داشتند. در میان مدعوین داخلی و خارجی که از آنها دعوت شده بود تا در آن برنامه ها شرکت نمایند، یک نفر که بتوان از او به عنوان یک شخصیت سیاسی یا علمی بارز نام برد حضور نداشت. از میان میهمانان خارجی، غیر از سفرای کشورهائی که در ایران هستند و به امور سفارتخانه های خودشان رسیدگی می نمایند؛ سران یا معاونان دیگر کشورها نیز جهت شرکت در این مراسم دعوت شده بودند. بدون تردید شاید بتوان گفت که سرشناس ترین میهمانانی که در این دو جلسه تفویض حکم رئیس جمهوری به روحانی، و سوگند یاد نمودن او به عنوان یازدهمین رئیس جمهور رژیم آخوندی شرکت داشتند؛ نماینده رسمی کشور کره شمالی و آقای حامد کرزای رئیس جمهور حکومت دست نشانده کشور افغانستان بودند. البته جمهوری اسلامی اشتیاق شدیدی داشت که بتواند با دعوت نمودن از شخصیت های سرشناسی از میان دولتمردان کشورهای متنفذ جهان، یا دست کم کشورهای منطقه خاورمیانه، بتواند پرستیژ سیاسی بیشتری برای خودش دست و پا بکند؛ اما همانطوری که در جریان هستیم، هیچیک از سران دولت های مورد نظر، به دعوت جمهوری اسلامی پاسخ ندادند، و به بهانه های مختلف از شرکت در این برنامه امتناع ورزیدند. در عوض سران کشورهای بی مقداری که به طریقی جیره خوار حکومت اسلامی می باشند؛ در این دو جلسه مورد نظر حضور یافتند؛ و چه بسا هنگام مراجعت به کشورهای خودشان، با دست پر هم از ایران خارج بشوند!

روحانی بعد از دریافت حکم ریاست جمهوری اش در جلسه تنفیذ، و پس از اجرای برنامه سوگند یاد نمودن در برنامه تحلیف ریاست جمهوری، برای اداره کردن کشور به گونه ای که منافع و مصالح مردم ایران را در تمامی زمینه ها تأمین نماید؛ به دعوت علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، که از روحانی خواست که جهت ایراد سخنرانی برای مدعوین پشت تریبون قرار بگیرد؛ سخنان نسبتا سنجیده ای را بیان نمود، و در آغاز ایراد سخنرانی اش، دولت یازدهم را ” دولت امید و تدبیر ” نامگذاری کرد!

حسن روحانی که قبلا در جریان تبلیغات برای شرکت در انتخابات، از میانه روی و ایجاد اعتدال میان همه شهروندان ایرانی دم می زد؛ دولت خودش را ” دولت امید و تدبیر ” نامید؛ و در پیرامون ایجاد تعادل در همه موارد در میان همه شهروندان ایرانی سخن گفت. نامی که او برای معرفی نمودن دولت یازدهم به ریاست خودش عنوان کرد، به اضافه شهرت یافتن وی در جریان تبلیغات برای انتخابات به میانه روی و ایجاد تعادل میان همگان، می توانند نکات مهمی را در اذهان دیگران بیان نمایند، و از طریق غیر مستقیم به همه شنوندگان سخنان خودش خاطر نشان بکند؛ که تا کنون چه کاستی هائی در اداره امور مملکت توسط دیگر مسؤلان رژیم، به ویژه به دلیل کم کاریهای رؤسای جمهور قبل از خودش در کشور به وجود آمده اند و چه اثرات سوئی از خودشان باقی گذاشته اند؟!

در ضمن گویای این حقیقت آشکار نیز هست، که در جریان اداره کشور به وسیله مدیریت های نابخردانه مسؤلان حکومت دیکتاتوری اسلامی در ایران، جای این چهار مورد که دو تایش را روحانی به عنوان نام دولت اش مورد استفاده قرار داده است( دولت امید و تدبیر)، و نیز موارد میانه روی و رعایت اعتدال در جامعه، که از شعارهای تبلیغات وی در جریان برگزاری انتخابات بوده است؛ چقدر در سراسر ایران و در میان تمامی شهروندان ایرانی خالی بوده است!

قبل از آشکار شدن نتیجه انتخابات، دوستان و طرفداران حسن روحانی، میانه رو بودن و اعتدال گرائی او را در میان مردم پراکنده بودند؛ و اکنون خودش دولت یازدهم به ریاست خویش را ” دولت امید و تدبیر ” نامید. به این چهار نکته توجه می کنیم، اینها به طور دقیق همان مواردی هستند که جای شان در میان مردم ایران خالی است؛ و در طول این سه دهه خفت بار که از عمر حکومت منحوس اسلامی در میهن ما می گذرد؛ گزینه های اعتدال گرائی و ایجاد تعادل در میان همه مردم، میانه رو بودن یک دولت در حکومتی که تا به حال چیزی به این عنوان را در خودش نداشته است، چون همگی دست اندر کاران رژیم آخوندی ، یا چپ چپ، و یا راست راست بوده و هستند. و اصل میانه روی هر چند که آخوند حسن روحانی هم از آن دم بزند، به هیچوجه موجودیت عینی در میان این متحجران نداشته است. و اکنون که پای دولت امید و تدبیر هم به میان آمده است؛ اشاره به این حقیقت آشکار می باشد، که با حضور این دولتمردان بدون تدبیر حکومت ناکارآمد اسلامی، هیچگونه امیدی در میان مردم ستمدیده ایران وجود نداشته و همچنان نیز ندارد. به زبانی دیگر قصد روحانی با چنین نامگذاری که نموده است؛ تأکیدی بر عدم وجود امید در میان مردم رنجدیده میهن ما که او به عنوان شهروندان این سرزمین، از آنها یاد می کند؛ هرگز وجود خارجی نداشته است. و نیز عدم تدبیر های لازم برای هر چه بهتر اداره شدن ممکلت توسط دولتمردان این رژیم بی کفایت نیز، در تمامی عرصه های اداره کشور در همه زمینه های مورد رسیدگی در مملکت، و برای رفاه مردم ایران، موضوعی است که آخوند و حکومت واپسگرایش کوچکترین آشنائی با آن ندارند. چون اینها به جای تدبیر، همواره از نیرنگ و ریاکاری استفاده می کنند!

روحانی در پیشگاه خدا و در برابر مردم ایران سوگند یاد کرد؛ که امانت دار خوبی جهت حفظ نمودن کیان شهروندی ایشان، و ایجاد زندگی بهتر برای مردم ایران، و پیروی از قانون اساسی کشور اعلام نمود؛ تردیدی وجود ندارد، که وی نیز هیچگاه نخواهد توانست و نمی خواهد که به این وعده های سرخرمنی خودش وفا بکند. چرا که در یکی از سخنرانی های تبلیغاتی اش، اعلام نمود که ظرف مدت نود روز، چنین و چنان خواهد کرد؛ در حالی که در یکی از سخنرانی های اخیرش اعلام کرد؛ تعداد و مقدار مشکلات کنونی در مملکت به قدری زیاد هستند؛ که او باید ماههای زیادی برای رسیدگی به این امو ر وقت بگذارد!

سالی که نکوست از بهارش پیداست!

تابستان ۲۵۷۲ آریائی هلند

محترم مومنی روحی

مطلب قبلیواکنش آمریکا به مراسم سوگند حسن روحانی
مطلب بعدیاتان هاوک در یک اثر شکسپیری دیگر ظاهر می‌شود..
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.