دست‌کم ۵٨ نفر از جمله ١١ کودک، روز سه‌شنبه ٤ آوریل، در یک حمله هوایی با یک نوع “گاز سمی” در شهر “خان شیخون” در استان ادلب در شمال غرب سوریه که کنترل آن در دست شورشیان این کشور است، کشته شدند. در حالی که مجروحان این حمله به بیمارستان منتقل شده‌اند، اما پیش‌بینی می‌شود که تعداد قربانیان باز هم افزایش یابد. رجب طیب اردوغان، رییس جمهوری ترکیه، در یک گفتگوی تلفنی با همتای روس خود، ولادیمیر پوتین، حملۀ شیمیایی امروز صبح در سوریه را “غیرانسانی” و “غیرقابل قبول” خواند و گفت که این اقدام مذاکرات صلح سوریه را به خطر می اندازد.
سازمان ناظران حقوق بشر سوری بر اساس منابع پزشکی خود در سوریه، تأیید کرده که قربانیان این حمله براثر گاز خفه شده‌اند، اما این سازمان نوع گاز استفاده شده را اعلام نکرده است.

بر اساس گزارش سازمان ناظران حقوق بشر سوری، ده‌ها نفر از ساکنان شهر “خان شیخون” دچار مشکلات تنفسی شده‌اند و حالت تهوع به آنان دست داده است.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، عکس‌هایی که از سوی شورشیان سوریه منتشر شده، نشان می‌دهد که نیروهای امدادی معروف به “کلاه‌ سفیدها” به زخمی‌های این حمله آب می‌پاشند.

ائتلاف ملی، مهمترین تشکل اپوزیسیون سوریه نیز روز سه‌شنبه با انتشار بیانیه‌ای، “رژیم جنایتکار بشار اسد” را به انجام این حمله شیمیایی متهم کرد. اپوزیسیون سوریه، از شورای امنیت سازمان ملل متحد خواست تا با تشکیل یک جلسه اضطراری در این زمینه یک “پرونده فوری” تشکیل دهد.

تا ظهر امروز سه‌شنبه به وقت محلی، دولت دمشق به این حمله واکنشی نشان نداد، اما استان ادلب که پایگاه شورشیان سوریه است، تاکنون بارها از سوی دولت بشار اسد و ارتش روسیه بمباران شده است.

دولت دمشق تاکنون هرگونه به کارگیری سلاح شیمیایی در جنگ سوریه را رد کرده است، اما در اکتبر 2016، شورای امنیت سازمان ملل متحد، گزارشی را منتشر کرد که بر اساس آن، ارتش بشار اسد، بدون شک، حمله‌ای شیمیایی با گاز کلر در یکی از شهرهای استان ادلب انجام داده است. تاریخ این حمله 16 مارس 2015 اعلام شده است.

مقاله قبلیجو پشی هم به فیلم اسکورسیزی پیوست
مقاله بعدیاولین نشست خبری احمدی نژاد برگزار شد
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.