صویربرداری سریال تازه داوود میرباقری با نام «دندون طلا» این روزها از مرز ۵۰ درصد گذشته و عوامل کار را در لوکیشنی حوالی خیابان اندرزگو در یک قهوه‌خانه ادامه می‌دهند.

اکنون گروه شب‌کارند و حامد بهداد، مهدی فخیم‌زاده و سیروس گرجستانی بازیگرانی هستند که مقابل دوربین میرباقری قرار گرفته‌اند.

گروه تولید این مینی‌سریال پیش از این در خیابان ۱۷ شهریور و محله تیردوقلو مشغول کار بودند. لوکیشن اصلی بازی حامد بهداد که نقش بلبل را در «دندون طلا» دارد، در خانه عنایت سرخوش با بازی حمیدرضا آذرنگ است.

1695847

بهداد در این سریال نقش خواننده‌ای را بازی می‌کند که در قهوه‌خانه قنبر با بازی مهدی فخیم‌زاده مشغول به کار است.

باران کوثری و کاظم هژیر آزاد از جمله آخرین بازیگرانی هستند که به فهرست بازیگران «دندون طلا» اضافه شده‌اند.

مهدی فخیم زاده، حامد بهداد، حمیدرضا آذرنگ، ستاره اسکندری، حسن پورشیرازی، سیروس گرجستانی، محسن قاضی مرادی، توفان مهردادیان و علی فتحعلی بازیگران اصلی این پروژه هستند و پیوستن بازیگران جدید به گروه ادامه خواهد داشت.

این مجموعه که برای توزیع در نمایش خانگی ساخته می‌شود، ۱۸ اسفند ماه در یکی از سینماهای قدیمی حوالی جنوب شهر تهران کلید خورد.

1695848

در خلاصه داستان «دندون طلا» آمده است: نیر دختری مهاجر با پدری علیل ساکن حلبی آبادهای حاشیه شهر تهران و مشغول دوره‌گردی و دست‌فروشی است. او با پاسبانی به جرم سد معبر کردن درگیر شده و پا به فرار می‌گذارد و به قهوه خان‌ ای پناه می‌برد که پاتوق عده‌ای از لات و لوت‌های شهر است، صاحب قهوه‌خانه شخصی است به نام قنبر دیزل (ملقب به «دندون طلا» ) به نیر پناه می‌دهد. قنبر از شجاعت و پاکدامنی و زحمت‌کشی نیر خوشش می‌آید و نیر نیز از جوانمردی و حق طلبی او. این آشنایی منجر به عشقی آتشین شده که فرجامش بارداری نیر است. قهوه‌چی بعد از آنی که عشقش فروکش کرده است پشیمان شده و منکر بچه می‌شود… نیر وقتی با طینت ناپاک قنبر مواجه می‌شود تصمیم هولناکی می‌گیرد. او قصد دارد به کمک بچه‌ای که در شکم دارد از قهوه چی انتقام بگیرد. اما…

از عوامل تولید «دندون طلا» می‌توان به نویسنده و كارگردان: داوود میرباقری، مدیر تصویربرداری: سهیل نوروزی، طراح صحنه و لباس: مجید علی اسلام، طراح گریم: کامران خلج، صدابردار: رشید دانشمند، دستیار کارگردان: حامد میرباقری، دستیار تولید: فواد بوربور، برنامه ریز: فرزاد رحمانی، مشاور رسانه‌ای: بیتا موسوی، عكاس: مانی لطفی زاده، مشاور اقتصادی: برهان دارابی، دستیار تهیه: ایمان میرباقری، مدیر تداركات: حامد پرهیز، مدیر تولید: مهدی بدرلو، مجری طرح: مجید مطلبی و تهیه‌کننده: مهران برومند اشاره کرد.

به گزارش مهر؛ پیش از این نمایش «دندون طلا» به نویسندگی و کارگردانی داوود میرباقری سال ۷۸ به اجرا در آمده بود.

مقاله قبلیمونتاژ خودرو کارخانه 14ساله چین درشرکت 48ساله ایران!
مقاله بعدیمصطفی عبدالهی به کما رفت
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.