محمد بحرانی، بازیگر و صداپیشه شخصیت‌هایی مثل ببعی و جناب‌خان، با اشتراک گذاشتن عکسی از محمدرضا شجریان درباره او نوشت.

او با اشاره به تاثیر شجریان در علاقه‌مندی‌اش به ادبیات ایران نوشته است:‌ «از بچگی توی خونه ای بزرگ شدم که صدای آواز استاد شجریان همواره توش به گوش می رسید.پدرم و برادرها و خواهرم همه دیوانه وار استاد رو دوست داشتند و دارند.و اغراق نیست اگر بگم محمد رضا شجریان بود که من رو به شعر و ادبیات علاقه مند کرد، عاشق کرد، خیلی از روزها و شبها آرام کرد و به تفکر و تعمق واداشت.باور دارم سعدی و حافظ و خیام از اینکه اشعارشون با صدای شجریان به گوش جهانیان رسید غرق لذتند.و همیشه به نظرم استاد محمد رضا شجریان خسرو آواز ایران مصداق واقعی و اصیل این بیت سعدی است :
به شیر بود مگر شور عشق سعدی را
که پیر گشت و تغیر در او نمی آید

استاد….
سلامتی بر شما ببارد….که نوای شما برای ما باران عشق بوده، هست و خواهد بود.انشاالله.»

خبرآنلاین

مقاله قبلیصدور “مجوز عمومی” آمریکا برای فروش هواپیمای مسافربری به ایران
مقاله بعدیمنصور اصانلو : پیرو ادامه جستجو ها برای دست یافتن به خبری پیرامون شجریان
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.