حسین رونقی ملکی در سالروز تولدش با نگارش دلنوشته ای از زندان، خواست تا سالروز تولدش را به او تبریک نگویند، بلکه به کسی که او را به دنیا آورد و چون کوهی استوار او را مثل یک انسان به بار اورد تبریک بگویند.

وی در قسمتی از نامه اش نوشت:” به پاس اشک هایش که در راه آزادی من و ما جاری شده اند ، به پاس قلب بزرگش که پناهگاه و فریادرس است و گمگشتی و هراس در پناهش به شجاعت می گراید ، به پاس مادر و زن بودنش و محبت بی دریغش که فروکش نمی کند و انسانیتی که در نبرد با ظلمت و تاریکی از پا در نمی آید به مادرم تبریک بگویید و نگذارید جای خالی فرزندش او را آزار دهد . و یادمان نرود که روزهای زندان تولد ندارد “.

متن کامل این دلنوشته که برای انتشار در اختیار رهسا نیوز قرار گرفته، بشرح زیر است:

متاسفانه برای آنکه نخواستم افکار و روحم اسیر باشد و جسمم آزاد ، باید به زندان برمیگشتم . هر چند که دانسته خود را به چارچوب قفس سپردن سخت بود . به زندان برگشتم هر چند که می دانستم به این زودی ، سلام دوباره به زندگی نخواهم کرد . سالروز تولدم را در زندان میگذرانم . سخت است ، نه اینکه در زندان باشم ، بلکه تصور اینکه خانواده ام بدون حضور من با دلی غمگین برایم جشن تولد کوچکی می گیرند تا به من بگویند با تو و به یاد تو هستیم مرا آزار می دهد . قطره های اشک مادرم که شاید شمع های تولدم را خاموش کنند قلب مرا به درد می آورد . چه صحنه ای درد ناکی را خانواده ام به تصویر می کشند و از این زیبایی چه غمگینم من !

سالروز تولدم را به من تبریک نگویید ؛ به او که مرا به دنیا آورد و در راه بزرگ کردنم چون کوهی استوار در مقابل سختی ها و دشواری ها ایستاد تا مرا انسان به بار آورد تبریک بگویید .

به پاس اشک هایش که در راه آزادی من و ما جاری شده اند ، به پاس قلب بزرگش که پناهگاه و فریادرس است و گمگشتی و هراس در پناهش به شجاعت می گراید ، به پاس مادر و زن بودنش و محبت بی دریغش که فروکش نمی کند و انسانیتی که در نبرد با ظلمت و تاریکی از پا در نمی آید به مادرم تبریک بگویید و نگذارید جای خالی فرزندش او را آزار دهد . و یادمان نرود که روزهای زندان تولد ندارد .

اشک رازی ست

لبخند رازی ست

عشق رازی ست

اشک آن شب لبخند عشقم بود .

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی …

من درد مشترکم

مرا فریاد کن

مقاله قبلیولایت مشروطه یا ولایت مطلقه یا…..؟!
مقاله بعدیدادستان کل مصر استعفا کرد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.