قیمت دلار درحالی صبح دیروز از ۴۹۳۰ تومان هم گذشت که احتمالا اگر همین الان از حسن روحانی درباره قیمت ارز سوال شود می گوید نه نرخ این نیست. بازار ارز درحالی امروز فعالیت رسمی خود را آغاز کرده که صف های مقابل صرافی های توزیع کننده دلار بانکی شلوغتر از قبل شده است.

بانک ساعت 12:10 دقیقه دلار تزریقی به صرافی ها را با قیمت ٤٨٩٢ تومان برای فروش به مردم ارزش گذاری کرد. دیروز بازار ارز به مانند روزهای قبل روز شلوغ و ملتهبی را سپری کرد و تا جایی به کار خود پایان داد که قیمت دلار از 4860 تومان هم عبور کرده بود.

افزایش قیمت دلار که صراف ها و فعالان بازار عامل اصلی آن را بانک می دانند درحالی کماکان ادامه دارد که قیمت دلار صبح امروز از 4930 تومان هم عبور کرد.این رکورد درحالی برای نرخ دلار ثبت شده که امروز سخنگوی دولت به مردم توصیه کرده بود برای خرید ارز هول نزنند.

در هیاهوی گرانی دلار دو بار از روحانی سوال شد که می داند قیمت هم اکنون چقدر است که وی در هر بار تاکید کرد قیمت این رقم نیست!یکبار در مصاحبه تلویزیونی از روحانی سوال شد که می دانید قیمت دلار 4750 تومان شده است؟ که وی پاسخ داد نه قیمت دلار آنقدر نیست و شما (مجری) نرخ تعیین نکنید.
وی در همان گفتگو و از دوربین سیما به مردم اطمینان داد که خیالشان بابت دلار راحت باشد!؟

مسدود شدن صدها حساب مربوط به اخلالگران بازار ارز
یک بار دیگر یعنی هفته قبل نیز در نشست خبری، روحانی در پاسخ به این سؤال که “آیا می‌دانید قیمت دلار 4 هزار و 800 تومان شده است؟” گفته بود “نه، قیمت این نیست” و به فعالان بازار ارز اطمینان داده بود که “ذخایر کافی برای ارز داریم” البته روحانی قبل‌تر هم به مردم اطمینان داده بود که خیالشان راجع به دلار راحت باشد ولی از زمانی که روحانی خیال مردم را برای دلار راحت کرد تا امروز دلار بیش از 300 تومان گران شده است.

بنظر میرسد حسن روحانی برای اینکه در جریان تغییرات قیمت دلار در بازار ارز باشد از مشاوران خود و یا رییس کل بانک مرکزی بخواهد که گزارش روزانه از خیابان فردوسی را به وی ارائه دهند.

مقاله قبلیتوهین کارلوس کی روش به علی کریمی باعث واکنش اهالی فوتبالی شد
مقاله بعدیکشف کودکان طلایی در غار مرگ
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.