رضا کیانیان هم با نگارش یادداشتی به دفاع از فاطمه معتمدآریا پرداخت.

 متن کامل یادداشت رضا کیانیان بدین شرح است:

تروریسم شاخ و دم ندارد

تروریسم یعنی نابود کردن آنچه دوست ندارند!
تروریسم یعنی قانون را قبول نداشتن!
تروریسم یعنی خودشان تصمیم بگیرند چه خوب است و چه بد!
تروریسم یعنی این است و جز این نیست!
تروریسم یعنی خودسری!
تروریسم یعنی خود را تحمیل کردن به دیگران!
تروریسم یعنی دیگران مهم نیستند!
تروریسم یعنی همۀ دیگران نمی‌فهمند!

یعنی زور، قلدری، قمه کشی، هفت تیر کشی، نارنجک پرت کردن، منفجر کردن، حقوق دیگران را له و نابود کردن، بی‌ارزش شمردن حقوق فردی و جمعی، بی‌اعتباری قانون، بی‌اعتباری دولت، بی‌اعتباری نظم، نابودی آرامش، نابودی فهم و ادراک…

تروریسم با لمپنیسم دو قلو هستند! تروریسم یعنی همین چند مشت جوانی که در داعش جهان را تهدید می‌کنند و همین جوانانی که به سفارتخانه‌ها حمله می‌کنند، به‌سخنرانی‌ها حمله می‌کنند. و همین چند نفری که به‌سینمایی که فاطمه معتمدآريا در آن حرف مى‌زد، حمله کردند؛ که مجلس را به‌هم ريختند؛ که شهر را به‌هم ریختند؛ که به‌بازیگری که این همه افتخار برای کشورش آورده توهین کردند و فحش‌های رکیک دادند!

به گزارش خبرآنلاین؛ از دهان‌هایی که فحش‌های رکیک خارج می‌شود اسامى مقدس هم خارج می‌شود!

مقاله قبلیتصویر و مشخصات هواپیماهایی که تا نوروز به ایران می‌آیند
مقاله بعدیتصاویر سانحه هواپیمای مسافربری در مشهد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.