اخیرا ستاد اجرایی فرمان امام با ادعای مالکیت بعضی از موقوفات سلسله گنابادی در بیدخت به مصادره چند فقره ملک اقدام کرده است، جلسه رسیدگی به اعتراض وکلای دراویش نسبت به این حکم شنبه ۲۰ مهرماه خواهد بود.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از  مجذوبان نور، با دست اندازی بعضی نهادهای دولتی نسبت به موقوفات سلسله نعمت اللهی گنابادی در شهرستان بیدخت، بیم تلاش برای ایجاد تنش در این منطقه افزایش یافته است، دادگاه رسیدگی به اعتراض وکلای دراویش نسبت به ادعای ستاد اجرایی فرمان امام شنبه ۲۰ مهر ماه برگزار خواهد شد.

پس از ارسال ابلاغیه‌ای از طرف سازمان اموال و املاک اداره کل خراسان برای املاکی مربوط به حضرت آقای رضاعلیشاه (از اقطاب سلسله نعمت اللهی گنابادی) مبنی بر مصادره آن، وکلای پرونده نسبت به ادعای سازمان مذبور اعتراض کرده که جلسه دادگاهی مورخ ۲۰ مهرماه سال جاری برای رسیدگی به این موضوع تعیین وقت گردید.

چندی پیش ستاد اجرایی فرمان امام با استناد به اصل ۴۹ قانون اساسی نسبت به ۱۰ فقره از املاک موقوفه بیدخت مدعی شده و تنها با انتشار آگهی در روزنامه گمنام «حمایت» نسبت به صدور حکم غیابی مصادرهٔ این املاک در شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد به جانشینی دادگاه اصل ۴۹ اقدام کرد.

پس از صدور این حکم نیز ابلاغیه ارسال شد که در آن آمده بود: «نظر به اینکه ملک مذبور طی حکم صادر ضبط گردیده، مقتضی است ظرف مدت ۱۰ روز با در دست داشتن مدارک دال بر مالکیت به این اداره مراجعه نمایید، در غیر این صورت اقدام قانونی خواهد شد».

ادعای مالکیت ملک مذبور در حالی صورت گرفته که در سال ۶۴ شورای عالی قضایی شعبه ۳۲ دیوان عالی کشور و قاضی ویژه منتخب رئیس قوه قضاییه در خصوص حضرت آقای رضاعلیشاه و املاک بیدخت اظهار نظر کرده و رفع ادعا صورت گرفته و حکم قطعی صادر شده است، از نظر قانون نیز هرگاه موضوعی در دادگاه مورد رسیدگی قرار گرفت، قابل طرح مجدد در دادگاه دیگر نخواهد بود، از طرفی رحلت حضرت آقای رضاعلیشاه نیز هر گونه ادعایی را ساقط کرده چرا که نسبت به شخص متوفی نمی‌توان تشکیل پرونده داد.

همزمان با برگزاری جلسه دادگاه بر میزان زوار مزار متبرک سلطانی بیدخت افزوده شده، و از شهرهای مختلف دراویش کشور برای افزودن به رونق این مکان متبرک به شهر بیدخت سفر کرده‌اند، علت این افزایش سفر به بیدخت را می‌توان در نگرانی دراویش در صورت گرفتن اقدامات فراقانونی و بروز تنش در منطقه جویا شد که قبلا نیز به طور مشابه در مورد تخریب و تصاحب حسینه‌های دراویش در شهرهای مختلف رخ داد.

مقاله قبلیمعاون وزیر خارجه آمریکا: حاضریم به پیشنهادات ایران گوش بدهیم
مقاله بعدی«حقوق دفاع»؛ در بررسی محکومیت سه تن از دراویش به نفی بلد مادام العمر
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.