بنابه گزارشات رسیده یکی از مهره های سرکوب دادستانی تهران که درشعبه اعزام زندان گوهردشت کرج مشغول به کار بود و زندانیان سیاسی را مورد اذیت و آزار قرار می داد در حین حمل و انتقال مواد مخدر به درون زندان دستگیر شد.

روز چهارشنبه ۱۵ مرداد ماه فردی به نام سمیعی از شعبه اعزام زندان گوهردشت کرج در حین حمل مواد مخدر به درون زندان دستگیر شد.

هنگامی که زندانیان سیاسی از مراکز درمانی خارج از زندان، دادگاه و یا مراکز دیگر به قرنطینه منتقل می شوند توسط این فرد بطرز توهین آمیزی مورد بازرسی قرار می گیرند.او با رفتاری وحشیانه زندانیان سیاسی را وادار می کند که عریان شوند و چندین بار بشین و پاشو انجام دهند .

انتقال و پخش مواد مخدر بدرون زندانها به دستور و تحت نظارت رئیس و اطلاعات زندان صورت می گیرد و گاها به دلیل در آمدهای مالی بالا ،ماموران شخصا اقدام به انتقال و فروش آن می نمایند که این مسئله در تضاد با قاعده باند مافیای حاکم بر زندان است و برای زهر چشم گرفتن اقدام به دستگیری آنها می نمایند . عوامل فروش مواد مخدر در زندان از باندهای مافیایی زندان و همچنین از خبر چینان رئیس و اطلاعات زندان هستند.

در حالی که هزاران جوان ایرانی در زندانهای ولی فقیه تحت عنوان فروش مواد مخدر در انتظار اعدام بسر می برند و روزانه به چوبه های دار سپرده می شوند اما مأموران ولی فقیه در زندانها خود شخصا اقدام به خرید و فروش مواد مخدر در میان زندانیان می کنند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران و زندانیان سیاسی همواره بر این مسئله تاکید نموده اند که عامل ورود و فروش موادر مخدردر درون زندان ، مسئولین و زندانبانان ولی فقیه هستند و هر از گاهی به دلیل درگیریهای درونی این باندها یکی از آنها دستگیر می شود .

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
۱۷ مرداد ۹۳ برابر با ۸ اوت ۲۰۱۴

مقاله قبلیکشف ده‌ها مقبره و انبوهی از لوازم باستانی در چین
مقاله بعدییورشهای مامورین وزارت اطلاعات به منازل هموطنان اهل سنت در تهران
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.