مقام‌های امنیتی چاد شبکه‌ای از عوامل مخفی جمهوری اسلامی را دستگیر کرده‌اند که به برنامه‌ریزی برای اقدامات خرابکارانه علیه منافع آمریکا و اسرائیل در آفریقا متهم هستند.

این شبکه، تحت فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، با استفاده از پوشش‌های مذهبی و دانشگاهی، عملیات اطلاعاتی گسترده‌ای را اجرا می‌کرد.

علی عبدولای محمد، یکی از متهمان، اعتراف کرده که پس از تحصیل در دانشکده المصطفی قم، توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برای جمع‌آوری اطلاعات درباره فعالیت‌های غربی در منطقه جذب شده است.

عبدولای احمد شیخ الامین، متهم دیگر، اظهار داشته که یگان ۴۰۰ نیروی قدس آموزش‌های نظامی به او و دیگر شبه‌نظامیان چادی داده و این سفرها با پوشش “زیارت مذهبی” انجام می‌شده است.

دانشکده بین‌المللی المصطفی به مرکزی برای جذب نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی تبدیل شده است و با بیش از ۵۰ شعبه در سراسر جهان، از دانشجویان خارجی برای مقاصد اطلاعاتی استفاده می‌کند.

تحلیلگران خبرنامه ملی ایرانیان گزارش می‌دهند: این افشاگری‌ها پرده از سیاست‌های مخرب و پرهزینه جمهوری اسلامی در آفریقا برمی‌دارد. در حالی که مردم ایران با فقر فزاینده، تورم افسارگسیخته و کمبود خدمات اساسی دست و پنجه نرم می‌کنند، رژیم میلیاردها دلار از ثروت ملی را صرف گسترش تروریسم و بی‌ثباتی در کشورهای خاورمیانه و آفریقایی می‌کند.

جمهوری اسلامی با سوءاستفاده از پوشش‌های مذهبی و فرهنگی، عملاً به نهادهای آموزشی خود نقشی دوگانه داده است؛ از یک سو ادعای گسترش معنویت و از سوی دیگر پرورش عوامل اطلاعاتی و تروریستی.

استراتژی صدور بحران به خارج از مرزها، نه تنها به انزوای بیشتر جمهوری اسلامی انجامیده، بلکه هزینه‌های سنگینی را بر مردم ایران تحمیل کرده است. در شرایطی که کشور به سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، بهداشت و آموزش نیاز مبرم دارد، منابع حیاتی صرف ماجراجویی‌های برون‌مرزی می‌شود که هیچ منفعتی برای شهروندان ایرانی ندارد.

منبع: نشریه آرژانتینی اینفوبائه و خبرگزاری فرانسه

مقاله قبلینشانه‌ای آشکار از افول نفوذ جمهوری اسلامی: عراق حزب‌الله و حوثی‌ها را در فهرست تروریستی قرار داد
مقاله بعدیاستفاده از استارلینک در ایران جرم امنیتی اعلام شد؛ مجازات حبس تا ۵ سال
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.