دونالد ترامپ رئیس جمهوری ایالات متحده بعد از ظهر چهارشنبه در یک نطق تلویزیونی در کاخ سفید اعلام کرد که واشنگتن اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت می شناسد و سفارت آمریکا در آن کشور را از تل آویو به آن شهر منتقل خواهد کرد.

پرزیدنت ترامپ در این نطق که بطور مستقیم از رسانه‌ها پخش می‌شد، با بیان این که زمان آن رسیده است اورشلیم رسما به عنوان پایتخت اسرائیل شناسایی شود، گفت من به این قطعیت رسیده‌ام که سفارت آمریکا را از تل آویو به اورشلیم منتقل کنیم.

به گزار صدای آمریکا، رئیس جمهوری آمریکا اضافه کرد، انتقال سفارت ایالات متحده در اسرائیل به اورشلیم در مخالفت با مذاکرات صلح خاور میانه نیست و من همچنان تمام تلاش خود را می‌کنم که مذاکرات اسرائیل و فلسطینی‌ها از سر گرفته شود.

وی در ادامه خاطر نشان کرد «اورشلیم تنها میزبان سه مذهب نیست، بلکه مبدا یکی از دموکراسی‌های زیبا در آن منطقه است. هفتاد سال است که اسرائیل دموکراتیک اداره می‌شود.» وی افزود به وزارت خارجه دستور داده مقدمات انتقال سفارت به آن را آغاز کند.

پرزیدنت ترامپ گفت بیش از بیست سال است انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم در کنگره تصویب شده، اما روسای جمهوری قبلی حاضر به اجرای آن نشدند و وقت آن فرا رسیده این کار انجام شود. آقای ترامپ پس از پایان سخنان خود دستور انتقال سفارت آمریکا به اورشلیم را امضا کرد.

رؤسای جمهوری آمریکا هر شش ماه یک بار تعلیق اجرای مصوبه سال ۱۹۹۵ کنگره در زمینه انتقال سفارت ایالات متحده به اورشلیم را امضا کرده‌اند. پرزیدنت ترامپ نیز یک بار این تعلیق شش ماه را امضا کرد و این تعلیق روز دوشنبه به پایان رسید.

دونالد ترامپ در دوران مبارزات انتخاباتی سال گذشته وعده داده بود در صورت پیروزی سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل می‌کند؛ امری که سیاست چند دهه‌ای آمریکا در خاور میانه را تغییر می دهد. وی قرار بود روز دوشنبه این خبر را اعلام کند، اما کاخ سفید از به تاخیر افتادن آن خبر داد.

به رغم برخی مخالفت‌های داخلی و خارجی با این تصمیم آقای ترامپ، یکی از سخنگویان کاخ سفید پیشتر گفته که رئیس جمهوری ایالات متحده تصمیم خود را در باره این موضوع گرفته است، اما تنها مساله، زمان اعلام آن است که باید تعیین شود.

اورشلیم به دلیل وجود اماکن مذهبی و تاریخی در آن، هم برای یهودیان، هم مسیحیان و هم برای مسلمانان شهری بسیار مقدس است، و سازمان ملل متحد زمانی پیشنهاد کرده بود که یک شهر بین المللی باقی بماند.

با این حال، در سال ۱۹۴۸ میلادی اسرائیل کنترل بخش غربی و اردن کنترل بخش شرقی آن را در اختیار گرفتند. اسرائیل که این شهر را پایتخت ابدی خود می‌داند، پس از جنگ سال ۱۹۶۷ کنترل بخش شرقی آن را نیز در دست گرفت.

بیشتر کشورهای عرب و مسلمان در روزهای اخیر، در مورد شناسایی اورشلیم به عنوان پایتخت اسرائیل از سوی دولت ایالات متحده هشدار داده و گفته بودند که حفظ وضعیت کنونی آن شهر برای صلح منطقه حائز اهمیت است.

حتی برخی کشورهای غربی و متحدان اروپایی آمریکا نیز روز چهارشنبه، به همراه روسیه و پاپ فرانسیس رهبر کاتولیک های جهان، به پرزیدنت ترامپ در این زمینه هشدار دادند.

دقایقی پیش از نطق امروز پرزیدنت ترامپ، خبرگزاری رویترز از دستورالعمل دولت ایالات متحده به نمایندگی‌های دیپلماتیک آن کشور در سراسر جهان برای به تاخیر انداختن سفرهای غیرضروری به اسرائیل و کرانه باختری خبر داد.

وزارت خارجه آمریکا در این دستورالعمل که به رؤیت رویترز رسیده است، از مقام‌های سفارت و کنسولگری‌های آمریکا خواسته است در فاصله ۴ تا ۲۰ دسامبر، از سفر غیرضروری به اسرائیل، اورشلیم، و کرانه باختری پرهیز کنند.

مقاله قبلیپرسپولیس با السد همگروه شد، استقلال با الریان و الهلال
مقاله بعدیفدرالیسم یا استقلال قومی و تبعات آن؛ دکتر همایون مهمنش
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.