در شطرنج صفحه عراق عالی پیش می رویم…؛ بهار در عراق طلوع خواهد کرد، کمی زودتر یا دیرتر

2
67

دکتر کاوه احمدی علی آبادی
عضو هئیت علمی دانشگاه آبردین با رتبه پروفسوری
عضو جامعه شناسان بدون مرز(ssf)

برخلاف نگرانی ها و تشویش های تقریباً همگان پیرامون وقایع اخیر عراق باید بگویم آن گونه که من به صفحه عراق در شطرنج خاورمیانه ای مان می نگرم و بر اساس آن طی تحولات جلو می رویم، کارها عالی و طبق برنامه و حتی بعضاً جلوتر از برنامه پیش می رود و همان گونه که مردم و کارشناسان از بابت نخستین تحولات در بهار عربی در کشورهایی چون مصر، تونس و لیبی و جاهای دیگر بسیار ترسیده و نگران شده بودند، اما اینک همگان رضایت نسبی در همه این کشورها دارند و هم دیکتاتوری های نظامی پیشین فرو ریخته و هم اسلام گرایان تندرو نتوانستند انقلاب ها را دزدیده و حکومت فاشیستی اسلامی به وجود آورند و قوانین اساسی مترقی و انسانی جدید با دولت هایی تکنوکرات و نظام انتخاباتی واقعی به جای شان به بار نشسته است؛ در عراق و سوریه نیز بهار طلوع خواهد کرد، اما با الگوی حاکم بر جغرافیای سیاسی خودشان، کمی زودتر یا کمی دیرتر، اما در نتیجه نهایی آن دگردیسی فرقی نمی کند.

پیروزی های سریع و غافلگیر کننده و حتی جهشی اخیر انقلابیون سنی و عشایر عراقی (بالغ بر ۱۳۰ هزار نفر که مدام بر آن افزوده نیز می شود) به همراه تعدادی اندک از نیروهای داعش (حدود ۳ هزار نفر که مدام از آن کاسته می گردد) چشمگیر است، ولی فاکتورها و پارامترهای اساسی برای سنجش موفقیت، آن ها نیستند. نخستین پیروزی مربوط به آزادسازی عراق از دست سپاه قدس و مزدوران مالکی است که اکثر نقاط تنها با همکاری و هماهنگی قبلی با مقامات و نظامیان عراقی بدون جنگ فروپاشید و تصرف شدند و نیروهای محلی به سرعت کارها را دست گرفتند و مناطق را اداره می کنند. دومین پیروزی به تبعیض تاریخی کردها مربوط می شود و مناطقی با اکثریت کردنشین که هنوز به عنوان اقلیم کردستان شمرده نمی شدند و با این که در قانون اساسی عراق بر تعیین تکلیف آن تأکید شده بود، هیچ مذاکره ای در طول این یک دهه پیرامون شان صورت نگرفته بود و اخیراً دولت وقیح مالکی نیز مدعی شده بود که اصلاً آن ها را قابل مذاکره نمی داند! اما حالا با جایگزینی نیروهای پیشمرگه در این مناطق، این دولت آینده عراق خواهد بود که مصر باشد تا برای تعیین تکلیف شان از طریق انتخابات محلی هرچه زودتر اقدام شود. اما هنوز هیچ یک از این ها بزرگترین پیروزی معنوی در عراق به شمار نمی آیند. زمانی به آن پی می بریم که به روح رسالت پیامبران و منجیان در تاریخ دست یابیم. یک رهبر معنوی برخلاف یک رهبر سیاسی تنها بدنبال آن نیست تا طی اختلافات و تصمیمات، سوی حق میدان بایستد که مهمتر از آن، وظیفه اش این است که از طرق انسانی و اخلاقی، نااهلان و سوی ناحق را به سوی حق دعوت کند و بیاورد. این اتفاق مشخصاً در وقایع اخیر عراق افتاد و از میان مبارزانی که از سمت سوریه برای کمک به سنی های عراقی وارد عراق شدند (و حمله به مناطق نظامی و امنیتی که هنوز مقاومت می کردند و حاضر به ترک میدان نبودند، عمدتاً توسط این مبارزان صورت گرفت)، گروه داعش نیز بود، ولی رفتارش ۱۴۰ درجه با داعشی که در سوریه می شناختیم، فرق داشت. داعشی های اخیر در عراق، به هیچ وجه به بمب گذاری های و ترورهای کور روی نیاوردند، به مردم و غیرنظامیان هیچ کاری نداشتند، حتی نظامیان و سیاسیونی را که می خواستند بدون درگیری منطقه را ترک کنند، اجازه دادند تا با خانواده های شان منطقه را ترک کنند و اخیراً در موصل نظامیان و نیروهای امنیتی سابق تنها با یک اظهار توبه و دریافت نامه کتبی بابت آن می توانند به کار سابق شان برگردند. این مهم اتفاق نیافتاد مگر بر اساس توصیه موکدی که به انقلابیون عراقی شد و به سبب شروطی که سنی ها و عشایر عراقی برای داعش و دیگر مبارزان آمده از سوریه گذاشتند.

البته هنوز برخی از اعمال داعشی ها انسانی و اسلامی نیست. آنان کسانی را که با ایشان بجنگند و به سبب تمام شدن مهمات یا گیر افتادن در مهلکه اسیر می شوند، می کشند که آن جنایت جنگی است و تخطی آشکار از اسلام و منش پیامبر و صحابه که رفتارشان با اسیران به گونه ای بود که آنان را شرمنده می ساختند و حتی از غذای شان به ایشان می دادند. هیچ کسی حق ندارد تا برای زهرچشم گرفتن و ترساندن دشمنان یا دیگران دست به کارهای ضد انسانی و ضد اسلامی بزند و به اعمال غیراخلاقی روی آورد و گرنه خود متخلف است و مستوجب قصاص. پیروزی دیگر ما در عراق کشاندن نیروهای داعش از سوریه به عراق بود که موجب شد تا داعش به جای جنگ با ارتش آزاد سوریه و دیگر مبارزان سوریه، تغییر زاویه دهد و به سوی دیگر متحد اسد، یعنی رژیم مالکی و سپاه قدس ایران بجنگد که آن “یک حرکت طلایی” و یک بازی دو سر برد برای ما شد. اگر نیروهای داعش در سوریه نیز به جای رفتارهای غیرانسانی و ضد اسلامی سابق به همین رفتارهای اخیرش در عراق می پرداخت و به جای درگیری با سایر مبارزان سوری به جنگ با اسد روی می آورد، رژیم اسد نیز تاکنون سقوط کرده بود؛ چون بخشی از مردم سوریه و به خصوص اقلیت ها از ترس داعش به اسد پناه نمی بردند. سپاه قدس ایران اینک به مهمترین نیروی اشغالگر در خاورمیانه بدل شده است و هر جا که پا می گذارد جنگ و ویرانی و ترور با خود می آورد. در همین مدت در مناطقی از عراق که آزاد شده هیچ بمب گذاری و ترور و عملیات انتحاری نداشتیم و این خود نشان از آن دارد که سپاه قدس ایران –همان گونه که قبلاً نیز گفته می شد- در این ترورها و بمب گذاری ها دست دارد و این در حالی بود که در همین مناطق آزاد شده قبلاً به ظاهر برای ممانعت از بمب گذاری و ترور کلی ایست و بازرسی ایجاد کرده و مردم امکان تردد آزاد نداشتند و بعضاً بابت مسائل فرقه ای بازداشت نیز می شدند. پیروزی دیگر ما نامحسوس تر است. درد مشترک، مشکلات مشترک و بحرانی مشترک موجب فهمی مشترک توسط آحاد و اقشار و مردم از فرق و مذاهب مختلف عراق شده است. شیعیان متعصب دیروز جریان صدر، امروز واحدهای رزمی شان نه برای جنگ که برای دفاع تشکیل می شوند و آن هم نه فقط برای دفاع از اماکن مقدّس شیعی که برای دفاع از مذاهب و حتی ادیان دیگر و این یک پیشرفت معنوی چشم گیر است. حتی مراجعی که فتواهای جهاد صادر کرده اند، فرمان شان برای دفاع از مردم است و توصیه های شان نه تنها متمایل به گرایشات مذهبی خاص نیست، بلکه همگان را موکداً دعوت به اجتناب از درگیری های مذهبی و قومی می کنند (بماند که برخی از مراجع از بابت سرعت پیروزی انقلابیون که در رسانه ها تحت عنوان داعش ذکر می شوند، چنان غافلگیر شدند که دستپاچه فتواهایی صادر کردند که خود مجبور شدند، بعداً تعدیل اش کنند). اینک شیعیان و به خصوص سنی ها بهتر درک می کنند که در طول این سال ها کردها و دیگر اقلیت ها چه کشیدند و تبعیض چه معنایی دارد و به همین سبب فاتحان سنی –البته بر اساس توصیه ها- وارد مناطق کردنشین نشدند و درگیری محدود در برخی از مناطق به سبب آن است که در آنجا ترکیب جمعیتی به گونه ای است که هیچ کس نمی داند اکثریت با چه کسانی است (کرد، ترکمن یا عرب و غیره) و تا برحسب آن باید در کنترل نیروهای چه کسی باشد.
اما ساده لوحانه و حتی به دور از واقعیت خواهد بود که تحولات اخیر عراق را بدون هزینه و تهدید ارزیابی کنیم و آن ها همچون هر تحولی دارای بخش های اجتناب ناپذیر و اجتناب پذیری از تاوان ها و تهدیدها هستند. آوارگی بسیاری از مردم مناطق درگیری در عراق بارزترین شان است. البته خوشبختانه منطقه اقلیم کردستان عراق تاکنون پذیرای شمار بسیاری از آوارگان شده، ولی به همراه آوارگان کرد سوریه در گذشته، آن می رود که به یک بحران بدل شود و باید سازمان ملل و نهادهای بین المللی به مناطقی که آوارگان اسکان می یابند، هر چه زودتر و هر چه بیشتر کمک کنند. جنگ در مناطقی که درگیری صورت گرفته متأسفانه همراه با جنایات و ستم هایی –به خصوص نسبت به اقلیت ها و زنان- پیش می رود که انقلابیون عراقی باید جلوی هر نوع تخلفات در این زمینه را هر چه زودتر بگیرند و هرگز فراموش نکنند که آنان برای رفع ظلم و تبعیض قیام کردند، “نه بازتولید ظلم و تبعیض” توسط خودشان. رفتار داعش با اقلیت های دینی شرم آور است. از آنان جزیه می خواهند! مگر پیامبر از اهل کتاب مدینه جزیه می گرفت؟ جزیه برای زمانی بوده است که لشکریانی غیرمسلمان در جنگ با مسلمانان شکست می خوردند و حکومت اسلامی در ازای این که حاکمیت کشور را بدست می گرفت، مسئول دفاع از همه مردم بود، اما غیرمسلمانان حتی در صورت حمله به کشور مجبور به دفاع نبودند و می توانستند به جای آن تنها جزیه بدهند. خطر دیگر تجزیه کشور عراق است. گرچه پیروزی در مناطق سنی نشین موجب می شود که سنی ها از حاکمانی از خود بهره برند و مجبور نباشند تا حاکمانی تحمیلی از دیگر اقوام را بر سرشان بپذیرند، اما همزمان تهدید دیگر تجزیه کشور است که نباید در دام اش افتاد و آن می تواند به درگیری ها و کشتارهای بی پایان منتهی شود. نظام فدرال برای مناطق مختلف عراق –و نه فقط صرفاً مناطق کردنشین- مناسب به نظر می رسد. علاوه بر مناطق کردنشین، سنی نشین و شیعه نشین که سه منطقه یا خودمختاری اصلی را به ذهن می رساند، ترکمن ها و دیگر اقوام نیز باید از این حق برخوردار باشند که اقلیم یا ایالتی مستقل در سیستم فدرال داشته باشند. اقلیت هایی که در مناطقی کوچک مستقرند و آن نمی تواند ایالتی مستقل باشد، می تواند به عنوان “مناطق خودگردان” (و نه خودمختار) درون هر یک از ایالات و اقلیم های خودمختار شکل بگیرند؛ مثل جوامع آشوری ها، ارامنه، شبک ها و غیره. این بهترین سیستم برای وحدت در عین کثرت اقوام و اقلیت هاست.

باری، در سطح سیاست خارجی نیز موفقیت های چشمگیری داشتیم. امروز پس از یک دهه آمریکا در سیاست هایش پیرامون عراق تغییر جهت داده و دیگر به نفع ایران بازی نمی کند و به همین سبب دیدگاه اش پیرامون عراق مشخصاً به کشورهای عربی و ترکیه نزدیک تر شده و در مصر به نقش مثبت سابق اش برگشته است. تلاش های مقامات ایران نیز برای کشاندن آمریکا و کردها به درگیری های عراق با روشنگری هایی که صورت گرفته، به جایی نرسید و بعد از این که رهبران روی صحنه ایران دیدند که آمریکا جواب منفی داده و در دام شان نمی افتد، مدعی شدند که موافقت دخالت آمریکا نیستند (حکایت آن ضرب المثل ایرانی که می گوید: دست گربه به گوشت نمی رسد، می گوید پیف پیف بو می دهد!)، در حالی که در تمام طول این سال ها که دولت مالکی بر سر کار بوده، رژیم ایران همکاری آمریکا را گدایی کرده و همین آقایان خودشان قبلاً مدعی شدند که آمریکا قابل اطمینان نیست، چون قبلاً در عراق با ایشان همکاری کردیم، ولی آمریکا زیر تعهدات اش زد (انتظار داشتند در ازای آن آمریکا ایشان را در زمینه هسته ای و حقوق بشر زیر فشار نگذارد و رها کند! آن جمله معروف بوش نیز که رژیم ایران را محور شیطنت نامید، با کارهایی که پس از بهار عربی توسط سپاه قدس ایران و تروریست های اسلامی مورد پشتیبانی اش در منطقه انجام گرفت، حالا ثابت کرد که آن “درست ترین و دقیق ترین” جمله جرج بوش در تمام طول دوران ریاست جمهوری اش بود) و معروف است که آدم دروغگو کم حافظه است. بغداد در آستانه سقوط است و مقاومت بی فایده می نماید و تنها بر جنگ فرسایشی برای ایران در منطقه می افزاید و امکان فروپاشی رژیم ملاها را افزون می سازد. آن به این معنی خواهد بود همان گونه که مقاومت رژیم ایران در سوریه منجر به آن شد که سراغ عراق، دیگر متحد اسد و ملاها نیز برویم، مقاومت در عراق تنها همگان را به این نتیجه می رساند که باید سراغ سر مار در تهران بروند!؟ پس از شطرنج حساب شده ما، اینک مزدوران سپاه قدس و مالکی در عراق تنها، سردرگم و ورشکسته شده اند و در سوریه مثل سگ (حیف سگ) قصاص می شوند و یا خودشان با پای خودشان از عراق بیرون می روند یا “جنازه شان”. حجت تمام.

مطلب قبلیمخالفت خامنه ای با حمله نظامی آمریکا به عراق چه مشکلی را حل می کند؟!
مطلب بعدیپوستر ضدقهرمانان «نگهبانان کهکشان» منتشر شد
دکتر کاوه احمدی علی آبادی
دکتر کاوه‌ احمدی‌ علی‌آبادی‌ تاکنون تحصیلات دانشگاهی را در مقطع دکترای جامعه شناسی (Ph.D) با عنوان دانشجوی ممتاز از تگزاس و مقطع فوق‌ دکترای‌ (Post Doctoral of Philosophy) فلسفه‌ علم‌ به همراه گواهی "ارزیابی کمال" از دانشگاه‌ آبردین‌ (Aberdeen) در داکوتای‌ جنوبی‌ آمریکا به پایان رسانده و و اینک عضو هیئت علمی (ACADEMIC BOARD) دانشگاه آبردین (ABERDEEN) با رتبه پروفسوری (PROFESSORSHIP) است. ایشان موفق به دریافت درجه دانشمندی (scientist) در رشته فلسفه علم با رساله "روش شناسی علم و فلسفه" و انتخاب به عنوان دانشمند برجسته (Distinguished scientist) سال 2008 از طرف دانشگاه آبردین شدند. دارای 14 عنوان کتاب چاپ شده، 6 عنوان در نوبت چاپ، بیش از 45 پژوهش و مقاله علمی از کنفرانس ها و همایش های ملی و بین المللی و فراتر از 120 عنوان مقاله در نشریات کثیرالانتشار بوده و دارای 11 جایزه و لوح تقدیر و سپاس از جشنواره ها و مراکز علمی و آکادمی مختلف است. در حال حاضر ایشان عضو جامعه شناسان بدون مرز (Sociologists without borders (ss هستند.

2 دیدگاه‌ها

  1. برای درک شطرنجی که با داعش بر علیه رپیم ایران بازی می شودباید تفاوت یک تماشاچی و حتی تحلیلگر را با یک استراتژیست بفهمید.

Comments are closed.