در چهارمین روز از اعتصاب غذای فرشید یداللهی، وکیل زندانى دراویش گنابادی، حمیدرضا مرادی و افشین کرم‌پور نیز در همراهى با وی اعلام اعتصاب غذا کردند.

به گزارش خبرنامه لی ایرانیان ازمجذوبان نور، آقای یداللهی از روز یکشنبه، ۹ شهریور، در پی تشدید اعمال محدودیت‌ها بر دراویش زندانى خطاب به جواد مومنى معاون زندان اوین اعلام کرد در صورت عدم توقف رفتارهاى غیرقانونی مسوولان زندان و قوه قضاییه، دست به اعتصاب غذا خواهد زد اما نه تنها از سوی معاون اوین پاسخى دریافت نکرد، بلکه برای سومین بار در شش ماه گذشته مشمول تغییر مکان حبس شده و از بند ٧ به بند ۴ انتقال یافت و در پی این انتقال خلاف ضوابط قانونى، دست به اعتصاب غذا زد.

این گزارش مى افزاید آقای کرم‌پور که بیش از ۱۵ روز است در سکوت اعتراضی و اعتصاب ملاقات و تلفن به سر می‌برد، ظهر دیروز در تماسی کوتاه، با اعلام اینکه اجحاف به یک درویش، ظلم به همه درویشان است، از آغاز اعتصاب غذای خود و آقای حمیدر رضا مرادی سروستانی خبر داد.

هشت درویش محبوس در زندان اوین که از وکلای دادگسترى و فعالان حقوق بشر هستند، در دادگاه‌های غیابی قاضی صلواتى، بدون حضور وکیل و هیات منصفه، به بیش از شصت سال زندان محکوم شده‌اند.

مقاله قبلیخامنه ای : برخی در کشور مدافع تسلیم در برابر غرب هستند
مقاله بعدیبه رغم بیماری جسمى؛ مصطفی دانشجو و رضا انتصاری به اعتصاب غذای دراویش زندانى پیوستند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.