سعید جلیلی نیز با سفر به قم، حدود چهار ساعت را به دیدار با محمد تقی مصباح یزدی و حضور در موسسه وی اختصاص داد.

به گزارش خبرنامه از ایلنا، بعد از این دیدار سعید جلیلی و مصباح در جمع خبرنگاران حاضر شده و هر یک به بیان سخنانی پرداختند که بعد از اتمام سخنان دو طرف، خبرنگاران و عکاسان به بیرون هدایت شده و دیداری خصوصی مابین سعید جلیلی با مصباح یزدی و شاگردان شناخته شده وی از جمله قاسم روانبخش، محمود رجبی، ناصر صفایی بی ریا، حسین جلالی و…برگزار شد.

مصباح یزدی در جمع خبرنگاران با اشاره به انصراف کامران باقری لنکرانی از کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری گفت: بعد از انصراف آقای باقری لنکرانی همه دوستان ما به اتفاق تشخیص دادند که فرد اصلح آقای جلیلی است و امیدواریم احیای ارزش های اسلامی به دست ایشان اتفاق بیفتد و ایشان بهترین یاور رهبری باشند.

عضو مجلس خبرگان رهبری با بیان این که ما در شعاع وجودی مان به این نظام خدمت می کنیم، گفت: ما به چنین دولتی خدمت می کنیم که در راس آن جلیلی است و ایشان فردی هستند دغدغه شان ارزش های اسلامی است.

مقاله قبلیدر حاشیه انتخابات؛ بیش از 50 میلیون نفر واجد شرایط رای دادن هستند
مقاله بعدیدر حاشیه انتخابات؛ جلیلی: از سازش سخن گفتن، نوعی خیانت است..!
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.