به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمد غرضی شب گذشته در مسجد احمدیه نارمک، گفت: «من قصد دارم کاری کنم که مردم خود استاندار خودشان را انتخاب کنند.»

این نامزد انتخابات ریاست جمهوری همچنین گفت که استان تهران باید به شش استان تقسیم شود.

در حالی که عمر هر دوره ریاست جمهوری در ایران چهارساله است، غرضی اضافه کرد: «من برای معاونین استانداران نیز حکم ده ساله می‌زنم تا آنقدر تغییر و جابه‌جایی نداشته باشیم.»

وی درباره تورم و گرانی نیز گفت: «مردم کارد به استخوانشان رسیده و اکنون دولت 900 هزار میلیارد تومان بدهکار است و تورم پوست مردم را کنده است.»

اما جنجالی‌ترین بخش سخنان غرضی مربوط به اظهاراتش درباره موسیقی بود. وی در پاسخ به سؤالی درباره اعتیاد و مصرف مواد مخدر، گفت: «باید اشتغال ایجاد کرد و بساط ساز و تنبک و تنبور و مواد مخدر را جمع کرد.»

غرضی همچنین «بدحجابی» را «ناشی از ضعف دولت‌ها» دانست.

 

مقاله قبلیگزارشي از قشم؛ منطقه آزاد، شهرداري و فرمانداري..
مقاله بعدیستاد روحانی: صداو سیما سانسور می‌كند
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.