دانشمندان در جستجوی حیات فرازمینی باید تعصبات خود را در مورد شرایط لازم برای وجود حیات کنار بگذارند، چرا که می‌تواند به از دست رفتن فرصت در کشف سیارات فراخورشیدی منجر شود.

 دانشمندان در دهه گذشته بیش از ۳۶۵۰ سیاره فراخورشیدی را کشف کرده‌اند که بیش از یک سیاره به ازای هر روز است.

اولین سیارات فراخورشیدی در دهه ۱۹۹۰ کشف شدند و از آن زمان به بعد، روش‌های کشف آنها بهبود یافته‌اند. اما با این وجود ما هنوز هم نتوانسته‌ایم سیاره‌ای کاملاً مشابه زمین خودمان را پیدا کنیم و البته که هنوز موردی را نیافته‌ایم که میزبان حیات بیگانه باشد.

آیا ممکن است که ما مورد منحصر به فردی باشیم؟ آیا زمین واقعاً یک سیاره منحصر به فرد در جهان هستی است؟ شاید اینطور باشد، اما به احتمال زیاد ما هنوز سیاره خواهرخوانده خود را پیدا نکرده‌ایم. شکار سیاره‌های فراخورشیدی دشوار است و این در حالی است که ما توسط فناوری، زمان و سایر منابع و همچنین توسط تعصبات خود محدود شده‌ایم.

آی‌ای نوشت؛ دکتر “پیتر ویکرز” دانشیار دانشگاه “دورهام” در مقاله‌ای با عنوان “انتظار غیرمنتظره در جستجوی زندگی فرازمینی” تعصبات و پیش‌فرض‌هایی را که در تحقیقات سیاره‌های فراخورشیدی وجود دارد، بررسی کرده است.

“ویکرز” خاطرنشان می‌کند که سند راهبرد علمی سیارات فراخورشیدی آکادمی‌های ملی در سال ۲۰۱۸ شکارچیان سیاره‌های فراخورشیدی را ترغیب می‌کند “انتظار غیرمنتظره‌ها را داشته باشند”؛ نقل قولی از “اسکات گائودی” که در آن زمان رئیس این کمیته بود.

با این حال “ویکرز” استدلال می‌کند که باقی این سند، این اصل را منعکس نمی‌کند. در عوض، با تصمیمات استراتژیک مبتنی بر انتظارات نظری ما اشباع شده است. به عنوان مثال، انتظار داریم نوع خاصی از ستاره‌ها میزبان سیاره‌هایی با جو مشابه جو زمین باشند. این انتظارات، انتخاب‌های ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

“ویکرز” می‌گوید، دانشمندان در حال حاضر انتظار غیرمنتظره‌ها را ندارند و به همین دلیل آنها احتمالاً سیارات فراخورشیدی میزبان بالقوه حیات را از دست خواهند داد.

وی می‌گوید، ما در گذشته نیز به دلیل پیش‌فرض‌های خود از سیارات فراخورشیدی غافل شده‌ایم. در سال ۱۹۹۵ “میشل مایور” و “دیدیه کوئلوز” از کشف “Peg b ۵۱” خبر دادند.

آنها در حال مشاهده یک ستاره بودند و شاهد یک لرزش نور از جانب ستاره بودند که به دلیل عبور یک سیاره از مقابل ستاره و حاصل از تاثیر گرانش آن ایجاد می‌شود. آنها در ابتدا احتمال اینکه این یک سیاره واقعی باشد را زیر سوال بردند، زیرا داده‌های آنها نشان می‌داد که تکمیل یک مدار کامل توسط این شیء تنها چهار روز طول کشیده است و در آن زمان، کوتاه‌ترین دوره مداری در نظر گرفته شده برای سیارات، ۴۰ روز بود.

رسانه هلی علمی داخلی نوشتند؛ علاوه بر این، این شیء یک غول گازی بود که نسبت به عطارد تا خورشید ما، به ستاره خود نزدیک‌تر بود و در آن زمان، دانشمندان تصور می‌کردند فقط سیارات کوچک سنگی مانند زمین و نه غول‌های گازی می‌توانند تا این حد به ستاره میزبان خود نزدیک باشند. بنابراین این کشف با آنچه دانشمندان درباره تشکیل سیاره می‌دانستند مغایرت داشت.

اما بعدها مشخص شد که همه منظومه‌های سیاره‌ای لزوما نباید با منظومه ما شباهت داشته باشند و “Peg b ۵۱” به عنوان یک سیاره تأیید شد.

“سارا سیگر” ستاره‌شناس موسسه فناوری ماساچوست(MIT) می‌گوید، این کشف، زمینه‌ای را برای همه حوزه‌ها فراهم کرد تا انتظار شگفتی‌ها را داشته باشند.

گفتنی است که تلسکوپ فضایی آینده “جیمز وب” متعلق به ناسا تنها ۲۰ درصد از وقت خود را صرف علوم سیارات فراخورشیدی خواهد کرد. در حالی که اختصاص وقت گرانبهای چنین تلسکوپی به این حوزه ممکن است تصمیم بدی به نظر برسد، اما “ویکرز” معتقد است که این مسئله یک کار کلیدی برای یافتن حیات فرازمینی است.

به گفته وی، این امکان وجود دارد که تعداد بی‌شماری از انواع منظومه‌های خورشیدی وجود داشته باشد و هیچ یک از آنها مانند منظومه شمسی ما نباشند. اگر ما جستجوی خود را فقط به مواردی که شبیه سیاره خودمان هستند، محدود کنیم، به طور بالقوه سیارات قابل سکونت و پتانسیل کشف حیات فرازمینی را از دست خواهیم داد.

مقاله قبلیاضافه شدن ۶ بازیگر جدید به سریال ریدلی اسکات
مقاله بعدیانتخاب ۲۶ نفر برای مقدماتی جام جهانی توسط اسکوچیچ
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.