بنابه گزارشات رسیده  در آستانه کریسمس یورش مامورین وزارت اطلاعات به منازل هموطنان مسیحی و بخصوص خادمین کلیساها در ایران ادامه دارد.

هفته گذشته مامورین وزارت اطلاعات به منزل مسکونی آقای محمد اصفهانی یکی از خادمین کلیسا در کرج یورش بردند.مامورین وزارت اطلاعات تمامی نقاط منزل آنها را مورد بازرسیهای وحشیانه قرار دادند. آنها حتی به کمد لباسهای شخصی این خانواده رحم نکرده و آن را مورد بازرسی قرار دادند. مامورین وزارت اطلاعات در حین بازرسی برخوردهایشان به غایت خشونت آمیز و غیر انسانی بود. آنها این خانواده را مورد اذیت و آزار و تهدید ات خود قرار دادند.

مامورین وزارت اطلاعات وسایل شخصی این خانواده بخصوص کتاب مقدس ،لپ تاپ ،جزوات و دست نوشته های مذهبی آنها را جمع آوری و با خود بردند.کتاب مقدس برای این خانواده ارزش معنوی خاصی دارد.

این ماموران آقای اصفهانی را تهدید کردند که در صورت ادامه یافتن ارتباط خانوادگی ایشان با کشیش زندانی بهنام ایرانی و خانواده اش او را هم بازداشت خواهند کرد.

آقای محمد اصفهانی در سال ۱۳۸۹ با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و مدتی در بازداشت بسر برد او به صرف اینکه خادم کلیسا است و به مسیحیت اعتقاد دارد مورد محاکمه قرار گرفت و به ۱ سال حبس تعلیقی محکوم شد .

بازجویان وزارت اطلاعات حکم تعلیق ۱ سال زندان را به عنوان اهرم فشار علیه ایشان و خانواده قرار داده اند و او را تحت فشار قرار داده اند که از خادم کلیسا بودن کناره گیری کند در غیر اینصورت او را دستگیر و زندانی خواهند کرد. مامورین وزارت اطلاعات در آخرین تهدیدات خود به وی گفته اند بزودی تو را هم خواهیم خواست.

وزارت اطلاعات همچنین فشارهای زیادی را علیه هموطنان مسیحی اعمال می کنند بخصوص علیه رهبران مذهبی آنها که نباید کریسمس را جشن بگیرند.

فردی که دستور یورش به منازل هموطنان مسیحی و دستگیری آنها را صادر می کند و در سلولهای انفرادی آنها را مورد شکنجه قرار می دهد ، احکام ضدبشری را بر علیه آنها تعیین می کند و در زندان مانع درمان آنها شده و شرایط غیر انسانی را علیه آنها بکار می برد فرهادی نام دارد. این فرد مسئول اقلیتهای دینی در استان البرز می باشد واقدامات سرکوبگرانه را علیه هموطنان مسیحی، بهایی، دراویش و سایرین بکار می برد .

یکی از سیاستهای سرکوبگرانه رژیم ولی فقیه که هر سال در آستانه میلاد مسیح و سال نو بکار می برد ، یورش به منازل هموطنان مسیحی ، دستگیریهای گسترده به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت و ممانعت از انجام مراسم مذهبی و برگزاری جشنهای کریسمس و سال نو مسیحی است.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران؛ یورش به منازل هموطنان مسیحی، جمع آوری و ضبط وسایل شخصی آنها و بخصوص کتاب مقدس را محکوم می کند و از رهبران مسیحی جهان و سازمانهای حقوق بشری خواستار محکوم کردن این اعمال ضدبشری رژیم ولی فقیه علیه رهبران و هموطنان مسیحی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

اول دی ۹۲ برابر با ۲۲ دسامبر ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه ادیان و مذاهب سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلیتجمع دانشجویان علم و صنعت در پارک کیانوش آسا: پیام ما روشنه، حصر باید بشکنه
مقاله بعدیآخرین تصویر از پیمان عارفی در منزل
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.