صدها تن از شهروندان آرژانتین، نه تنها در بوئنوس‌آیرس پایتخت کشور، بلکه در دیگر شهرها نیز برای اعلام ترک جمعی دین، روز شنبه ١٨ اوت/ ٢٧ مرداد ماه، در مقابل “دفاتر خیابانی” یک انجمن مردم‌نهاد اجتماع کردند. آنان با امضای برگی به نامِ “اعلامیۀ ارتداد”، تصمیم خود را مبنی بر ترک مسیحیت به آگاهی کلیسا رسانده و از مقامات مذهبی می‌خواهند نام آنان را از سیاهۀ “مؤمنان” بردارند. هدف آنان، اعتراض به دخالت کلیسا در امور سیاسی و غیرمذهبی و حمایت از تقویت یک دولت لائیک است.

شهروندان بوئنوس آیرس که پیش از این با برافراشتن و گره زدنِ روسری‌های سبز برای خواست قانونی کردن سقط جنین به خیابان آمده بودند، این بار روسری‌های نارنجی رنگ را نماد مبارزه خود کرده‌اند. روسری‌هائی که عبارت «برای یک دولت لائیک» بر آنها نقش بسته است. این خواست در کشوری که دولت آن رسماً «غیرمذهبی» است، نشان اعتراض به دخالت‌های پیدا و پنهان کلیسا در امور عمومی و سیاسی دارد و اگر اینک با شدت بیشتری خودنمائی می‌کند، از آن روست که زعمای مذهبی نقش بارزی در جلوگیری از قانونی کردن سقط جنین بازی کردند.

سنای آرژانتین این لایحۀ قانونی را که در مجلس نمایندگان تصویب شده بود در روز ٩ اوت گذشته رد کرد.

کلیسای کاتولیک آرژانتین در برابر طرح قانونی کردن سقط جنین به مبارزه‌ای همه‌جانبه دست زد و از جمله تهدید کرد نمایندگانی را که به این طرح رأی موافق دهند، تکفیر و طرد کند. پاپ فرانسیس، که خود آرژانتینی است، سقط جنین را به «هولوکاست» تشبیه کرد.

جلوگیری از تصویب این لایحۀ قانونی اینک یکبار دیگر بخش بزرگی از شهروندان آرژانتین را از کلیسا ناخرسند ساخته است. صدها تن از آنان روز شنبۀ گذشته در برابر دفاتر خیابانی انجمن “اتحاد برای آرژانتین لائیک” صف بستند تا با امضای اعلامیۀ اعلام ترک کلیسا به رهبران مذهبی کشور یادآوری کنند که آنان برای دفاع از یک دولت غیرمذهبی و جلوگیری از دخالت دین در دولت، آمادۀ «ترک دین» نیز هستند.

شهروندانی که این بیانیه را امضاء می‌کنند، با یادآوری تاریخ و محل غسل تعمید خود، از مقامات مذهبی می‌خواهند نام آنان را از دفاتر کلیسا پاک کنند. روش کار کلیسا با این حال چنین است که کلمۀ “مُرتد” از این پس نام آنان را همراهی می‌کند.

“سزار رُزنشتاین”، یکی از کنشگران “اتحاد برای آرژانتین لائیک” که دفتر یکروزۀ این انجمن را در خیابان معروف “کوریینتس” در مرکز پایتخت برپا داشته است، به گزارشگر رادیوی ما می‌گوید: «بیش از ده سال است که انجمن ما برای عملی کردن جدائی دین و دولت تلاش می‌کند، اما نخستین بار است که شاهد هجوم اینهمه شهروندان برای پشت کردن جمعی به دین هستیم، شهروندانی که برای دفاع از این جدائی و “لائیک بودن دولت” به میدان آمده‌اند».

 “ماریا”، دختر ٣٣ ساله‌ای که در صف در انتظار اعلام ارتداد خویش است می‌گوید که کودکی و نوجوانی خود را با آموزش‌های دینی سپری کرده است، اما اینک همۀ این اصول و تعلیمات را برای جامعه زیان‌بار می‌داند و از همین‌رو در این مبارزه شرکت کرده است.

یکی از خواست‌های انجمن‌های مدنی، قطع کمک‌های مالی دولت به کلیسا است؛ از نظر آنان امور مذهبی باید تنها از راه وجوهی که مؤمنان با طیب خاطر می‌پردازند تأمین شود.
کمک دولت به کلیسا، بر اساس فرامین امضاءشده در دوران دیکتاتوری نظامی در سال‌های ١٩٧٧ تا ١٩٨٣ پرداخت می‌شود؛ آنان با چنین تصمیماتی، حمایت کلیسا را از خود بدست آوردند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه؛ قرار است اعلامیه‌های “ارتداد” توسط خانم “نورا کورتیناس”، رئیس ٨٨ سالۀ گروه “مادران میدان می”، روز ٢٤ اوت به مجمع کلیساهای آرژانتین تسلیم شود. این گروه از خانواده‌هائی تشکیل شده است که برای روشن شدن سرنوشت فرزندان ناپدیدشدۀ خود در دوران دیکتاتوری تلاش می‌کند.

مقاله قبلی«نیما» را خانه خراب کردند
مقاله بعدیشرکت نفت و گاز فرانسوی توتال رسما از ایران خارج شده است
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.