دریاچه نمک قم رفته‌رفته به یکی از کانون‌های بحران محیط‌زیست تبدیل می‌شود؛ بحرانی به ابعاد ۲هزارهکتار کانون ریزدگرد نمکی که پایتخت‌نشینان را هم تهدید می‌کند.

معاون فني و عمراني شهرداري تهران در 25فروردين‌ماه سال‌جاري در دويست‌و‌پنجاهمين جلسه علني شوراي شهر تهران با طرح اين موضوع، گفت كه «درياچه نمك حوض سلطان تا ۳۰ سال ديگر به بحران زيست‌محيطي تهران تبديل مي‌شود»؛ هشداري كه به زعم اين مقام مسئول شهرداري تاكنون هيچ‌يك از متخصصان زيست‌محيطي به آن اشاره‌اي نكرده‌اند.

حالا 11روز از طرح اين موضوع در جلسه علني شوراي شهر گذشته و معاون فني اداره كل محيط‌زيست استان قم در گفت‌وگو با خبرنگار مهر، ضمن تأييد گفته‌هاي معاون فني و عمراني شهرداري تهران، مي‌گويد كه بحران درياچه نمك و بحران آن بر سلامت پايتخت نشينان و محيط‌زيست اثر مي‌گذارد.

سيد احمد شفيعي، با اشاره به اينكه بحراني كه دامنگير دریاچه ارومیه شده در حال حاضر در درياچه نمك آغاز شده است، تأكيد كرد: چنانچه پايتخت‌نشينان بخواهند بحران ريزگردهاي خود را مديريت كنند بايد فكري براي درياچه نمك داشته باشند زيرا اين درياچه نزديك‌ترين كانون ريزگرد به تهران است، گرچه ساير استان‌هايي كه در اين حوضه آبخيز قرار دارند نيز بايد برنامه‌هاي مديريتي خود را براي در امان ماندن از مخاطرات اين درياچه ارائه دهند.

  • نابودي دشت مسيله

آنطور كه اين مسئول محلي مي‌گويد: دشت مسيله به‌دليل خشكسالي، امروز ۹۵ درصد از اكو‌سيستم خود را از دست داده و به كوير و كانوني براي ريزگردها تبديل شده است.

اين درحالي است كه اين دشت كه در حد فاصل درياچه نمك و درياچه حوض سلطان قرار دارد زماني نه چندان دور پوشيده از جنگل‌هاي كويري بود و با دريافت سيلاب‌هاي مناطق بالادست و گونه‌هاي جانوري و گياهي، اكوسيستمي بسيار غني‌اي را در مركز فلات ايران مركزي شكل داده بود.

به گفته شفيعي، برداشت بيش از حد آب از بالادست درياچه موجب شور شدن آب‌هاي زيرزميني و حركت آن به سمت دشت‌ها و مراتع مي‌شود كه پيامد آن، نابودي كشاورزي و خالي‌شدن روستاها و به خطر افتادن مراتع است.

به گزارش همشهری؛ براساس آنچه معاون فني اداره كل محيط‌زيست استان قم به آن اشاره مي‌كند: بحران درياچه نمك از ۵۰سال قبل آغاز شده و روند كندي را دنبال مي‌كرده اما از سال ۱۳۸۲ و با آغاز خشكسالي اين بحران شدت گرفته است، به‌طوري كه طي اين 10سال 11روستاي واقع شده در حد فاصل درياچه نمك و حوض سلطان خالي از سكنه شده است.

مقاله قبلیقیمت آندرانیک تیموریان؛ هر بازی 125 میلیون تومان!
مقاله بعدی«پسر جنگل» در اوج و «شکارگر» به دنبال او
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.