درگیری تند لفظی نمایندگان مجلس با محمدجواد ظریف !

0
102

در ارتباط با داده شدن اجازه بازدید از سایت های غیرهسته ای(سایت های نظامی)، از سوی مذاکره کنندگان هسته ای رژیم آخوندی، با گروه ۱+۵ به بازرسان سازمان ملل متحد، و با توجه به سخنان چند روز پیش علی خامنه ای رهبر حکومت اشغالگر اسلامی در ایران، که گفت به هیچوجه به بازرسان اجازه بازدید از مراکز اتمی و گفتگوی آنها با دانشمندان هسته ای خودمان را نخواهیم داد. هنگام ارائه شدن گزارش این موافقت نمایندگان رژیم آخوندی، به نمایندگان مجلس شورای اسلامی، میان یکی از نمایندگان مجلس(مهدی کوچک زاده) و محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه رژیم، درگیری لفظی تندی به وجود آمده، که بازتاب خوبی در رسانه های دولتی نداشته است!

موقعی که علی لاریجانی رئیس قوه مقننه رژیم، در جلسه غیرعلنی مجلس شورای اسلامی، که با حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه و عباس عراقچی معاون این وزارتخانه تشکیل شده بود؛ مشغول خواندن گزارش این دو نفر از آخرین نشست ایشان با گروه پنج به علاوه یک بود. مهدی کوچک زاده نماینده مجلس آخوندی، که مقابل ظریف و در جایگاه ناطقان قرار داشت؛ با لحن بسیار تند و فریاد آسائی، خطاب به وزیر امور خارجه، نسبت به این موافقت، که بازرسان سازمان ملل متحد(آژانس بین المللی انرژی هسته ای) اجازه بازرسی از سایت های اتمی حکومت اسلامی را داشته باشند؛ انتقادهای کوبنده ای را مطرح ساخت!

پیش از آنکه این درگیری های تند لفظی، مجلس را برای دقایقی چند به تشنج بکشاند؛ یکی دیگر از نمایندگان مجلس ، محمد حسین قربانی نماینده آستانه، محمدجواد ظریف را، که در جلسه مورد نظر چفیه فلسطینیان را دور گردن خویش انداخته بود؛ با وجه اهانت آمیزی، به خروج از صحن مجلس هدایت کرده بود. مهدی کوچک زاده، محمد حسین قربانی، چند تن دیگر از نمایندگان، و جواد کریمی قدوسی نماینده خبرگزاری فارس نیز که در این جلسه غیر علنی حضور داشت؛ با عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد رژیم آخوندی با کشورهای غربی مخالفان اتمی شدن جمهوری اسلامی، درگیری های تندی داشتند؛ و با رد و بدل شدن محاورات ناخوشآیند میان ایشان، برای لحظاتی مجلس را متشنج نمودند!

این که گاهی اوقات، درون مجالس و پارلمان های همه کشورهای جهان، مکالمات تندی میان اعضای آنها پیش بیاید؛ امر مهمی نیست و بسیار عادی هم می باشد. چون وظیفه نخست این نمایندگان، دقت نمودن در لوایح مورد تصویب، و توجه داشتن به جنبه های سودبخش یا زیان آور آنها برای ملت های کشورشان است. اما این موضوع که نمایندگان مجلسی در یکی از کشورهای بسیار مهم دنیا(سرزمین باستانی ایران اهورائی)، بدون کوچک ترین توجهی به منافع مردم شهرهائی، که به نمایندگی از سوی آنها توفیق حضور در مجلس را یافته اند؛ نسبت به توافق مذاکره کنندگان خودشان با ۱+۵ لب به اعتراض بگشایند؛ و فقط به خاطر مغایرت داشتن این امر با سخنان رهبری انقلاب شوم اسلامی، چنین تشنجاتی را درون مجلس به وجود بیاورند. نکته مهم و بسیار قابل تعمقی است؛ که نباید به سادگی از کنار آن گذر نمود!

رهبر انقلاب سیاه اسلامی، که فقط به منافع شخصی خودش و ماندگاری رژیم جنایتکارشان بر قدرتی که اکنون دارند می اندیشد. اگر او با گفته های خویش، و بدون توجه به منافع ملت ایران سخن بگوید؛ همین خواهد شد که نمایندگان مردم نیز، که پیوسته در جبهه یکی از سران صاحب نام و قدرت حکومت عرض اندام سیاسی می کنند. به مصداق، اگر پیشنماز خطائی را مرتکب گردد، از اقامه کنندگان پشت سر وی، بعید به نظر نخواهد رسید، که خطاهای بزرگتری را انجام بدهند. باید در ظاهر امر، به نمایندگان مجلس آخوندی نیز، برای داشتن چنین دیدگاه هائی حق داد. ولی آیا وظیفه این نمایندگان، فقط تبعیت کردن، از سخنان رهبرشان، که از منافع شخص خودش در نگرش نخستین، و سپس سودهائی که نصیب حکومت عصر حجری ایشان در نگرش های بعدی می باشد است. که همه آن فقط به خود و حکومت ننگین شان ارتباط می یابد است؟!

حقیقت تلخی در این رابطه وجود دارد، اگر کشوری در چنگال دژخیمانی مانند سران قدرت پرست حکومت خودمحور آخوندی باشد؛ و اگر ملت رنجدیده آن در شرایطی قرار بگیرند، که توان هیچگونه تحرک و حق طلبی را به دست نیاورند. اینگونه حق کشی هائی که در باره ملت ایران انجام می شوند؛ و نفع پرستی های دولتی، که توسط دولتمردان و مسؤلان خودکامه رژیم آخوندی شکل می گیرند؛ از دیدگاه همگان کاملا بدیهی به نظر می رسند!

با چنین مشکلات و مصائبی، که مردم درونمرزی میهن مان با آنها دست به گریبانند؛ و با وجود خطرهائی که در هر لحظه، متوجه جسم و روح و جان و مال مردم ستمدیده ایران می گردند؛ برای مبارزه با این ستمگران، و به وجود آوردن شرایط سرنگونی ایشان، تنها راهی که صدمات کمتری به آنها(مردم ایران) وارد خواهد آورد؛ و چه بسا که هیچ نقطه منفی یی هم، در به کار بردن این روش وجود نداشته باشد؛ فقط و فقط انجام دادن ” نافرمانی های مدنی ” است؛ که اگر به صورت همگانی رعایت شده و به انجام برسند؛ هیچ خطری را متوجه ایشان نخواهد نمود.

چه خواهد شد اگر مردم، به ویژه در این دوره ای که گرانی در کشورمان، در اثر بی کفایتی های حکومت ” بی وجود ” اسلامی و دولت های نالایق آن بیداد می کند؛ یک هفته از خریدن بعضی از اقلام مهم زندگی خود و خانواده شان، مانند انواع گوشت و نان خودداری بکنند؟ یا از اتوبوس و تاکسی و دیگر وسائل حمل و نقل عمومی درون شهرهای محل اقامت شان صرف نظر نمایند؟ و یا از خریدن هر نوع نشریه ای، اعم از روزنامه های کثیرالانتشار تا مجله های هفته نامه و ماهنامه و سالنامه بپرهیزند؟ و یا دانش آموزان و آموزگاران و ….. از حضور یافتن در مراکز آموزشی کشور، در سراسر ایران کناره جوئی بکنند؟!

آری در این رابطه، تعدادی از هم میهنان نانوا و قصاب و ترابری عمومی و بخش های فرهنگی کشورمان، مقداری متضرر می شوند؛ ولی باید خوب اندیشید، که آیا زیان موقتی و کوتاه مدت بهتر است؛ یا یک ضرر ابدی و تا پایان عمر و هستی ملت ایران؟ تا رنجی کشیده نشود، هیچ گنجی به دست نخواهد آمد.

محترم مومنی

مطلب قبلیمحسنی اژه ای: روزنامه واشنگتن پست برای خودش درخواست کرده
مطلب بعدیمردم ایلام به استقبال درب حرم حضرت‌ عباس رفتند!
محترم مومنی روحی
شرح مختصری از بیوگرافی بانو محترم مومنی روحی او متولد سال 1324 خورشیدی در شهر تهران است. تا مقطع دبیرستان، در مجتمع آموزشی " فروزش " در جنوب غربی تهران، که به همت یکی از بانوان پر تلاش و مدافع حقوق زنان ( بانو مساعد ) در سال 1304 خورشیدی در تهران تأسیس شده بود؛ در رشته ادبیات پارسی تحصیل نموده و دیپلم متوسطه خود را از آن مجتمع گرفته است. در سال 1343 خورشیدی، با همسرش آقای هوشنگ شریعت زاده ازدواج نموده؛ و حاصل آن دو فرزند دختر و پسر 47 و 43 ساله، به نامهای شیرازه و شباهنگ است؛ که به او سه نوه پسر( سروش و شایان از دخترش شیرازه، و آریا از پسرش شباهنگ) را به وی هدیه نموده اند. وی نه سال پس از ازدواج، در سن بیست و نه سالگی، رشته روانشناسی عمومی را تا اواسط دوره کارشناسی ارشد آموخته، و در همین رشته نیز مدت هفده سال ضمن انجام دادن امر مشاورت با خانواده های دانشجویان، روانشناسی را هم تدریس نموده است. همزمان با کار در دانشگاه، به عنوان کارشناس مسائل خانواده، در انجمن مرکزی اولیاء و مربیان، که از مؤسسات وابسته به وزارت آموزش و پرورش می باشد؛ به اولیای دانش آموزان مدارس کشور، و نیز به کاکنان مدرسه هائی که دانش آموزان آن مدارس مشکلات رفتاری و تربیتی داشته اند؛ مشاورت روانشناسی و امور مربوط به تعلیم و تربیت را داده است. از سال هزار و سیصد و پنجاه و دو، عضو انجمن دانشوران ایران بوده، و برای برنامه " در انتهای شب " رادیو ، با برنامه " راه شب " اشتباه نشود؛ مقالات ادبی – اجتماعی می نوشته است. برخی از اشعار و مقالاتش، در برخی از نشریات کشور، از جمله روزنامه " ایرانیان " ، که ارگان رسمی حزب ایرانیان، که وی در آن عضویت داشته منتشر می شده اند. پایان نامه تحصیلی اش در دانشگاه، کتابی است به نام " چگونه شخصیت فرزندانتان را پرورش دهید " که توسط بنگاه تحقیقاتی و مطبوعاتی در سال 1371 خورشیدی در تهران منتشر شده است. از سال 1364 پس از تحمل سی سال سردردهای مزمن، از یک چشم نابینا شده و از چشم دیگرش هم فقط بیست و پنج درصد بینائی دارد. با این حال از بیست و چهار ساعت شبانه روز، نزدیک به بیست ساعت کار می کند. بعد از انقلاب شوم اسلامی، به مدت چهار سال با اصرار مدیر صفحه خانواده یکی از روزنامه های پر تیراژ پایتخت، به عنوان " کارشناس تعلیم و تربیت " پاسخگوی پرسشهای خوانندگان آن روزنامه بوده است. به لحاظ فعالیت های سیاسی در دانشگاه محل تدریسش، مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد؛ و به ناچار از سال 1994 میلادی،به اتفاق خانواده اش، به کشور هلند گریخته و در آنجا زندگی می کند. مدت شش سال در کمپهای مختلف در کشور هلند زندگی نموده؛ تا سرانجام اجازه اقامت دائمی را دریافته نموده است. در شهر محل اقامتش در هلند نیز، سه روز در هفته برای سه مؤسسه عام المنفعه به کار داوطلبانه بدون دستمزد اشتغال دارد. در سال 2006 میلادی، چهار کتاب کم حجم به زبان هلندی نوشته است؛ ولی چون در کشور هلند به عنوان نویسنده صاحب نام شهرتی نداشته، هیچ ناشری برای انتشار کتابهای او سرمایه گذاری نمی کند. سرانجام در سال 2012 میلادی، توسط کانال دو تلویزیون هلند، یک برنامه ده قسمتی از زندگی او تهیه و به مدت ده شب پیاپی از همان کانال پخش می شود. نتیجه مفید این کار، دریافت پیشنهاد رایگان منتشر شدن کتابهای او توسط یک ناشر اینترنتی هلندی بوده است. تا کنون دو عنوان از کتابهای وی منتشر شده و مورد استقبال نیز قرار گرفته اند. در حال حاضر مشغول ویراستاری دو کتاب دیگرش می باشد؛ که به همت همان ناشر منتشر بشوند. شعار همیشگی او در زندگی اش، و تصیه آن به فرزندانش : خوردن به اندازه خواب و استراحت به اندازه اما کار بی اندازه است. چون فقط کار و کار و کار رمز پیروزی یک انسان است.