اینجا تهران است، رادیو ایران. شنوندگان عزیز توجه فرمایید: تقی روحانی، گوینده خوش صدای دوران طلایی رادیو در سن نود و دو سالگی بعد از چند سال درد و عذاب و رنج بار سفر بست.

به گزارش خبرنامه ملّی ایرانیان، تقی روحانی که از دو ماه پیش در بیمارستان سرخه حصار بستری بود ، روز پنجم تیر ماه در سن 93 سالگی درگذشت.

تقی روحانی با نام اصلی محمدتقی روحانی مقدم؛ گوینده رادیو ایران تا هنگام انقلاب اسلامی وی از مشهورترین گویندگان بخش خبر رادیو و مجری برنامه‌های مختلفی از جمله مسابقه بیست‌سئوالی بود.

تقی روحانی پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ به علت سیاسی محکومیت جزایی پیدا کرد.

998374_625267144150291_1728529487_n

در دادگاه انقلاب به جرم تبلیغ به نفع رژیم پهلوی با استفاده از دستگاه رادیو و تلویزیون و اهانت به انقلاب اسلامی از طریق ادای کلمات فریبنده و مزورانه برای ایجاد مانع و سد در مسیر انقلاب به ۵ سال حبس محکوم شد که باید ۲ سال اول محکومیت خود را در زندان ایرانشهر و سه سال باقیمانده را در زندان‌های تهران بگذراند. همچنین متهم به علت اعتراف به شرب خمر از طرف حاکم شرع به حد (کیفر) شرعی در این مورد، یعنی ۸۰ ضربه شلاق محکوم گردید.»

وی در روز ۱۱ مهرماه ۱۳۵۸ در حالی که برای طی دوران محکومیتش به ایرانشهر برده می‌شد، از سوی گروه مسلح توحیدی مستضعف ربوده شد و در بیابان‌های اطراف جاده آرامگاه به‌شدت مضروب شد. در نتیجه پیکرش فلج شد و قدرت تکلم خود را از دست داد،چون ربایندگان زبان ایشان را بریده بودند.

وی پس از اینکه دو ماه را در بیمارستان سرخه حصار بستری گردید در روز چهارشنبه ۵ تیر ۱۳۹۲ در سن ۹۳ سالگی در خانه‌اش در محله نارمک تهران درگذشت.

 

مقاله قبلیایران در خاک ایتالیا شگفتی ساز شد..
مقاله بعدیتصاویری از طرح هتل غار 345 میلیون پوندی در دل کوهستان..
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.