فرزندان آلن دلون امروز یکشنبه درگذشت وی را تایید کردند و در بیانیه مشترکی که به خبرگزاری فرانسه ارسال و توسط مطبوعات فرانسه گزارش شد، ناراحتی خود را از درگذشت این اسطوره سینما ابراز کردند.

در بیانیه آنها آمده است: آلن فابین، انوشکا، آنتونی و همچنین (سگ او) لوبو، غم و اندوه فراوانی را دارند که رفتن پدرشان را اعلام کنند. او با آرامش در خانه‌اش در دوشی در حالی که سه فرزندش و خانواده‌اش در کنارش بودند از دنیا رفت.

بنا به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان، در بخش دیگری از بیانیه آنها آمده است: خانواده او از شما می‌خواهند که در این زمان بسیار دردناک سوگواری به حریم خصوصی آنها احترام بگذارید.

آلن فابیان موریس مارسِل دُلون، بازیگر فرانسوی بود که به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین بازیگران اروپا و نمادهای جذابیت در طول دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ شناخته می‌شود. او در طول دوران حرفه‌ای خود با بازی در فیلم‌های متعدد، تأثیر عمیقی بر سینمای جهان گذاشت.

دلون در سال ۱۹۵۶ از خدمت در ارتش ترخیص شد و به‌عنوان باربر و سپس به‌عنوان پیش‌خدمت در کافه‌های مختلف پاریس به کار پرداخت. در این زمان، او با بسیاری از بازیگران که در کافه‌های محل کارش رفت‌وآمد داشتند آشنا شد. یکی از این بازیگران، ژان-کلود بریالی بود. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنوارهٔ فیلم کن بروند، که این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. او که یک آدم معمولی بود و هیچ‌گونه تجربهٔ بازیگری نداشت، پس از بازگشت از جشنواره به یک فوق‌ستاره تبدیل شد.

دلون در سال ۱۹۸۵ جایزهٔ سزار بهترین بازیگر مرد را برای بازی در فیلم “داستان ما” (۱۹۸۴) دریافت کرد. او در سال ۱۹۹۱ نشان لژیون دونور فرانسه را دریافت کرد و در چهل‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم برلین برنده خرس طلایی افتخاری شد. همچنین در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۹ جایزهٔ نخل طلای افتخاری را دریافت کرد.

دلون برای بازی در فیلم‌هایی مانند “ظهر بنفش” (۱۹۶۰)، “روکو و برادرانش” (۱۹۶۰)، “کسوف” (۱۹۶۲)، “یوزپلنگ” (۱۹۶۳)، “سامورایی” (۱۹۶۷)، “استخر” (۱۹۶۹)، “دایره سرخ” (۱۹۷۰)، “یک پلیس” (۱۹۷۲) و “آقای کلاین” (۱۹۷۶) تحسین شد. او در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود با بسیاری از کارگردانان شناخته‌شده از جمله لوکینو ویسکونتی، ژان-لوک گدار، ژان-پیر ملویل، میکل‌آنجلو آنتونیونی و لویی مال همکاری کرد.

آلن دلون نه تنها در سینما بلکه در فرهنگ عمومی نیز تأثیرگذار بود و به عنوان یک نماد جذابیت و استایل شناخته می‌شد. او به خاطر چهرهٔ فوق‌العاده جذاب و استعداد بی‌نظیرش در بازیگری، همواره در یادها و قلب‌های طرفدارانش باقی خواهد ماند.

مقاله قبلیهشدار مشترک فرانسه و بریتانیا: لزوم پایان تهدیدات جمهوری اسلامی و گروه‌های نیابتی در خاورمیانه
مقاله بعدیواشنگتن پست: جمهوری اسلامی در جستجوی همکاری با چین برای توسعه ماهواره‌های تجسسی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.