ارشا اقدسی بدلکار سینما و تلویزیون که روز ششم مردادماه هنگام بدلکاری برای یک فیلم سینمایی در شهر بیروت دچار سانحه رانندگی شده و در بیمارستان بستری شده بود، به دلیل آسیب شدید ناشی از حادثه درگذشت.

پیش از این اعلام شده بود که او صبح روز دوشنبه ۱۱ مردادماه تحت عمل جراحی سنگینی قرار خواهد گرفت، اما یکشنبه شب علائم حیاتی او بسیار کاهش یافت و به همین دلیل عمل‌های جراحی صبح دوشنبه لغو شد و احتمال زنده ماندن او نیز زیر یک درصد اعلام شد.

بنا به گفته پزشکان ضربه به گردن این هنرمند در هنگام تصادف به قدری شدید بوده که چند ثانیه خون و اکسیژن به مغز او نرسیده است. زمانی که ارشا اقدسی را به بیمارستان رساندند، قلب و تنفسش متوقف شده بود و او را احیا کرده بودند.

ارشا اقدسی متولد سال ۱۳۶۱ در تهران است. او در سال ۸۴ زمانی که که به عنوان مربی آی کیدو با کسب بورسیه تحصیلی در رشته تربیت بدنی، عازم ایتالیا بود، از طریق یک آگهی دوره‌های بدلکاری با پیمان ابدی آشنا شد و در ایران ماند. او پس از مدت کوتاهی توانست سرمربی کلاس‌های بدلکاری پیمان ابدی، اولین مربی بانجی جامپینگ ایران و همچنین اولین مربی تونل باد، در ایران شود.

ارشا اقدسی حدود یک سال بعد، در تاریخ ۱۳ بهمن ۱۳۸۵ گروه بدلکاران ۱۳ را تأسیس کرد و فعالیت‌های خود را با گروهش در ایران و عرصه بین‌الملل ادامه داد.

او در بیش از ۸۰ فیلم و سریال بدلکاری کرده که از آن جمله می‌توان به اسکای‌فال (۲۰۱۲)،«قانون مورفی»، «اشک‌ها و لبخندها»، «عملیات ۱۲۵»، «ساخت ایران»، «سقوط آزاد»، «رالی ایرانی»، «شوق پرواز»»هوش سیاه ۲»، «خط ویژه»، «متروپل»، «بمب»، «به وقت شام»، «شبی که ماه کامل شد»، «قسم»، «ما همه باهم هستیم»، «مارموز»، «هزارپا»، «بارکد»، «گشت ارشاد ۲»، «پایتخت»، «شکارچی» (ساخت ایران و آلمان)، «مرگ روشنایی» (ساخت آمریکا)، «کنگ فو یوگا» (ساخت چین) و …اشاره کرد.

این هنرمند علاوه بر بدلکاری فیلم کوتاهی با عنوان «جمشید آریا» را برای تجلیل از بازیگر اکشن ایرانی جمشید هاشم‌پور با حضور قهرمانانی همچون یوسف کرمی، احسان روزبهانی و حامد پورطالب در یک روز ساخت که در جشن حافظ به نمایش درآمد و در جشنواره بین‌المللی فیلم جیپور دیپلم افتخار گرفت.

مقاله قبلیایران در رتبه دوم بسته ترین اینترنت جهان
مقاله بعدیشکایت بریتانیا، رومانی ولیبریا به شورای امنیت درباره حمله جمهوری اسلامی به نفتکش اسرائیلی
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.