درک صحیح از قدرت و عوامل تعیین‌کننده آن؛ بقلم فرامرز دادرس، کارشناس اطلاعاتی

0
400

کشور ما ایران در کجا قرار دارد؟

اندازه‌گیری قدرت دارای ویژگی‌های خاص و نسبی بر پایه مقایسه ساختار قدرت در کشورها طبقه‌بندی می‌شود، درحالی‌که ساخت قدرت یک پروسه اقتصادی- فنی- نظامی- سیاسی می‌باشد.

تولید ناخالص داخلی، حجم صادرات، تکنولوژی برتر، سازمان‌دهی ارتش‌ها، داشتن یا نداشتن سلاح هسته‌ای در تولید قدرت نقش مهمی ایفا می‌کنند.

مفهوم قدرت نظامی و استراتژیک بدون شک سنتی‌ترین مؤلفه قدرت یک ملت است که بر اساس سه معیار بناشده‌اند: اقتصاد، فناوری و تسلیحات نظامی.

قدرت اقتصادی مبتنی بر جغرافیا، منابع طبیعی، عامل جمعیت، عامل مدنی (آموزش‌وپرورش، فرهنگ، نظم و ترتیب، حسن مسئولیت‌پذیری و…) می‌باشد.

قدرت فناوری بر صنعت و نوآوری در تکنولوژی و عملکرد آن استوار است.

ویژگی‌های یک قدرت جهانی یا منطقه‌ای

امروزه در ترکیب معیارهای گوناگون تعیین‌کننده قدرت، عامل جمعیت و عامل مدنی در رابطه باقدرت نظامی امتیاز محسوب می‌شوند. در صورت خلع سلاح اتمی ! در جهان، اقتصاد قوی، تکنولوژی برتر و عامل جمعیت می‌تواند سلاح برتر بشمار آید.

چین و هند دو نمونه خوب برای درک این مسئله می‌باشند، پس از رشد اقتصادی و تکنولوژی در چین، این کشور به دلیل داشتن جمعیت زیاد و عوامل مدنی دارای قدرت می‌باشد، درصورتی‌که هند با داشتن جمعیت زیاد به‌اندازه چین ولی بدون اقتصاد شکوفا و عوامل مدنی یارای ایستادگی در برابر چین را ندارد. نگاهی به درگیری اخیر میان چین و هند در هفته گذشته بی اندازید.

علاوه بر قوانین بین‌المللی که از ابتدای تشکیل جامعه ملل و سپس سازمان ملل متحد و شورای امنیت که هیچ‌گاه نتوانستند وظیفه تعادل و توازن قدرت را اجرا نمایند، خود قدرت درمجموع یکی دیگر از عوامل نظارتی در روابط بین‌الملل است. قدرت یک دولت را می‌توان با توجه به سطح آزادی عملی که دارد ارزیابی کرد و هم‌چنین داشتن ظرفیت تأثیرگذاری بر سایر بازیگران در جهت دادن مسیر روابط بین‌المللی ارزیابی کرد

امروزه تسلط بر اطلاعات، هوش مصنوعی، شبکه‌های اینترنتی و اجتماعی و نفوذ و تاًثیر گذاری در نهادهای غیردولتی (‎NGO) و (International organization) از مؤلفه‌های تکمیلی قدرت می‌باشند.

عامل سلسله‌مراتب میان قدرت‌ها همواره نسبی و در رابطه با شرایط واقعی و بستگی به وضعیت در حال تحول کشورها دارد.

نقش ارتش و تسلیحات اتمی در ساختار قدرت

ارتش همچنان نقش حیاتی در تعریف قدرت دارد، به‌ویژه مسلح بودن به تسلیحات هسته این نقش را انکارناپذیر می‌کند و پشتیبان اساسی از قدرت استراتژیک محسوب می‌شود.

ازاین‌رو داشتن ظرفیت بازدارنده هسته‌ای نشان‌دهنده یک امتیاز تعیین‌کننده می‌باشد و کمبود آن با توسعه وسایل نظامی به‌اصطلاح “متعارف” قابل جبران نیست.

بدون در نظر گرفتن جزئیات ظرفیت‌های هر قدرت اتمی، یک اتم می‌تواند تساوی در برابر اتم حریف ایجاد کند؛ و درنتیجه یک عامل هسته‌ای سودمند بشمار آید.

نقاط قوت قدرت

قدرت از طریق استقلال کامل در چارچوب قوانین بین‌المللی حاصل می‌شود. کشور باید به یک صنعت تسلیحاتی مجهز باشد که آن را قادر سازد به‌تنهایی نیازهای تسلیحاتی خود را برآورده سازد و تا بالاترین سطح فن‌آوری برای بازدارندگی و همچنین تسلیحات متعارف، خودکفا باشد.

علاوه برمواردی که در بالا برشمردم، برای داشتن جایگاهی قدرتمند در منطقه و جهان لازم است که ظرفیت‌هایی که به‌منزله ستون‌های استراتژی دفاعی برای بازدارندگی، جلوگیری و محافظت در برابر خطرات احتمالی می‌باشند، پیش‌بینی شوند.

  1. دارا بودن یک نیروی نظامی واحد در کشور.
  2. جدا کردن نیروی نظامی واحد کشور، از تعلقات ایدئولوژیکی، سیاسی و فرقه‌ای.
  3. تغییر ساختار و سازمان‌دهی ارتش سنتی و خدمت وظیفه اجباری، به ارتش حرفه‌ای و کادر.
  4. خودکفایی کامل درزمینهٔ ساخت تسلیحات نظامی.
  5. دارا بودن حمل‌ونقل استراتژیک هوایی و دریایی.
  6. دارا بودن لوجیستیک بسیار مجهز و پرتوان برای تاًمین نیازهای ارتش در زمان صلح و جنگ.
  7. توانایی انجام عملیات ویژه با استفاده از واحدهای سازمان‌یافته، آموزش‌دیده، مجهز و تخصصی.