مدت‌هاست اسم «فرانس فوتبال» که به میان می‌آید، بسیاری یاد «توپ طلا» می‌افتند؛ بالاترین افتخار فردی‌ای که یک بازیکن می‌تواند در دنیای فوتبال نصیبش شود. فرانس فوتبال معروف‌ترین مجله فوتبالی دنیاست که از سال‌های دور، ارزشمندترین جایزه انفرادی را به برترین بازیکنان دنیا می‌دهد.

همین موضوع باعث شده تا انتخاب‌های این نشریه همیشه مرجعی کلی برای بسیاری از رسانه‌ها و مخاطبان دنیای توپ گرد شود. در تمامی سال‌هایی که این مجله منتشر می‌شود، کمتر دیده شده که به یکی از بازیکنان ایرانی بپردازد؛ این مجله البته در پایان هر فصل برترین تیم‌های ملی هر قاره را معرفی می‌کند که نام ایران از این طریق یکی، دو بار منتشر شده، ولی اینکه بازیکنی از ایران به‌طور مشخص بخواهد سوژه این مجله قرار بگیرد، اتفاقی نادر است.

با توضیح همین مقدمه کوتاه باید به تازه‌ترین شماره این مجله اشاره کرد که سه‌شنبه همین هفته منتشر شده است؛ اما در این شماره نام یکی از بازیکنان ایرانی در بین «اسطوره‌های دنیای فوتبال» البته از نوع «ساحلی‌اش» گنجانده شده است؛ پیمان حسینی.

دروازه‌بان سخت‌کوش و بی‌نظیر فوتبال ساحلی ایران توسط این مجله به‌عنوان یکی از ۱۰ اسطوره تاریخ فوتبال ساحلی دنیا معرفی شده و از او به‌عنوان یکی از دلایل پیشرفت فوتبال ساحلی ایران نام برده شده است. در بخشی از این گزارش که با تیتر «۱۰ اسطوره فوتبال ساحلی» منتشر شده، آمده است: «در فوتبال، ستاره‌ها همیشه در زمین چمن نیستند بلکه ستاره‌هایی هم هستند که روی شن بازی می‌کنند. در فاصله یک ماه مانده به رقابت‌های جهانی این رشته، روی ستاره‌های تاریخ فوتبال ساحلی تمرکز و آن‌ها معرفی شده‌اند».

دروازه‌بان ایرانی اسطوره دنیا شد

در ادامه این مطلب، به معرفی ۱۰ بازیکن برتر تاریخ این رشته که از آن‌ها به‌عنوان اسطوره یاد شده، پرداخته شده است. ژوائو ویکتور از پرتغال، نِنم از برزیل، رومیرو امارلی از اسپانیا، اریک کانتونا از فرانسه، جونیور از برزیل، دیان استانکوویچ از سوئیس، هیمانو تائیارویی از هائیتی، الساندرو التوبلی از ایتالیا، پیمان حسینی از ایران و ایلیا لئونوف از روسیه، بازیکنانی هستند که فرانس فوتبال به اختصار اطلاعاتی درباره‌شان منتشر کرده است.

درباره پیمان حسینی در این گزارش آمده است: «سال‌های اخیر تیم فوتبال ساحل ایرانی در رده بین‌المللی پیشرفت قابل‌توجهی داشته و یکی از دلایل مهم چنین پیشرفتی را باید پیمان حسینی دانست. دروازه‌بان تیم ملی ایران به‌عنوان یکی از بهترین بازیکنان در پست خودش در نظر گرفته می‌شود و واکنش‌های او درون دروازه، در اینترنت دست‌به‌دست چرخیده است. از سال ۲۰۱۴، سالی که نام او به‌صورت جدی در فوتبال ساحلی بر سر زبان افتاد تا همین روزها، پیشرفت این دروازه‌بان که برای شهریار ساری بازی می‌کند، فوق‌العاده و چشمگیر بوده است. او آن‌قدر درخشید که سرانجام در سال ۲۰۱۷ به‌عنوان بهترین دروازه‌بان دنیا در این رشته از سوی فیفا انتخاب شد. آن سال، همان سالی بود که ایران عملکرد زیبایی در رقابت‌های جام جهانی داشت و توانست به عنوان سومی دنیا برسد. البته که با وجود ستاره‌هایی مثل پیمان حسینی در آن رقابت‌ها، مشخص شد که آن عنوان سومی اتفاقی نبوده است».

انتخاب پیمان حسینی به‌عنوان یکی از اسطوره‌های تاریخ فوتبال ساحلی، آن‌قدر ارزشمند است که نمی‌شود به‌سادگی از کنارش عبور کرد. پیمان که تمرینات منحصر‌به‌فردش در این رشته زبانزد خاص و عام است، در پاسخ به «شرق» درباره انتخابش از سوی فرانس فوتبال می‌گوید: «خدا را شکر می‌کنم که چنین اتفاقی افتاده و نام من به‌عنوان یک ایرانی در کنار ستاره‌های بزرگ فوتبال ساحلی مطرح شده است. واقعا از این موضوع خیلی خوشحالم».

دروازه‌بان ایرانی اسطوره دنیا شد

پیمان که تقریبا ۱۰ سالی می‌شود برای تیم ملی ایران بازی می‌کند، روز‌های سختی را طی کرد تا اینکه توانست بالاخره نامش را در دنیای فوتبال ساحلی سر زبان‌ها بیندازد؛ «من سال‌ها برای رسیدن به این جایگاه زحمت کشیده‌ام. ۱۰ سال در خدمت تیم ملی بوده‌ام و خیلی خوشحالم که در فهرست ۱۰ نفره اسطوره‌های دنیای فوتبال ساحلی قرار گرفته‌ام. البته جا دارد این انتخاب را به همه مردم ایران هم تبریک بگویم».

دروازه‌بان خوش‌اخلاق تیم ملی البته نمی‌خواهد چنین افتخاری را به پای خودش بزند. او می‌گوید فوتبال ساحلی مثل بقیه رشته‌های تیمی، ورزشی انفرادی نیست و باید همه عوامل کنار هم دیده شوند. «اول که باید بگویم چنین انتخابی نشان از قدرت فوتبال ساحلی ایران دارد و بازهم خدا را شکر می‌کنم که نام من در این فهرست دیده می‌شود. البته در این میان نباید از تلاش هم‌تیمی‌ها و مربی‌هایی که داشته‌ام، غافل شوم. این عنوان نتیجه کار گروهی و زحمتی بوده که همه بازیکنان تیم ملی کشیده‌اند و بسیاری از آن‌ها با توجه به سختی‌ها و زحمت‌هایی که در این مسیر کشیده‌اند، شایسته حضور در چنین فهرست‌هایی هستند».

پیمان، اما می‌گوید این انتخاب وظیفه‌اش را هم سنگین‌تر می‌کند؛ «این موضوع البته مسئولیت من را هم بیشتر می‌کند و از طرفی انگیزه‌ام را بالاتر هم می‌برد تا با جان‌و‌دل برای تیم ملی کشورم بازی کنم. من سال‌ها زحمت کشیده‌ام و خوشحالم سختی‌هایی که در این مسیر متحمل شده‌ام جایی به این مهمی دیده شده است».

مقاله قبلیپرزیدنت ترامپ: جمهوری اسلامی به دردسر افتاده و تحریم‌ها موثر بوده‌اند
مقاله بعدیافت ۴ پله‌ای فوتبال ایران در رده بندی فیفا
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.