بنابه گزارشات رسیده  زندانی سیاسی محمد بنازاده امیر خیزی که در اثر ادامه یافتن پارازیت شدید وضعیت جسمی اش وخیم گردید و در حین انتقال به بهداری زندان حالت تعادل خود را از دست داد و زمین خورد از ناحیه کتف و دست دچار شکستگی شده و بستری گردیده است.

هفته گذشته وضعیت جسمی زندانی سیاسی محمد بنازاده امیر خیزی در اثر شدت یافتن پخش پارازیت به وخامت گرایید و هنگام انتقال به بهداری زندان در حالیکه به سختی قادر به حرکت بود بدون اینکه وی را با برانکارد ویا صندلی چرخ داربه بهداری منتقل کنند او را وادار کردند که پیاده به بهداری برود و در حین رفتن به بهداری تعادل خود را از دست داد و زمین خورد که منجر به شکسته شدن دست، کتف و زخمی شدن سر و خونریزی آن گردید .

زندانبانان ولی فقیه انتقال او را به بیمارستان خارج از زندان منوط به تقبل هزینه بیمارستان توسط خود وی نمودند و پس از ۲ روز تعلل و دردهای شدید وی را به بیمارستان منتقل نمودند .

از طرفی دیگر ماشالله حائری که در اثر پارازیتهای شدید دچار خونریزی ازبینی ،گوش و دهان شده بود بعد از چند ساعت از بهداری زندان به بند بازگردانده شد.

در حال حاضر اکثر زندانیان سیاسی و عقیدتی به دلیل پارازیت شدید دچار ناراحتیهای متعددی شده اند که از جمله آن؛ سردرد، سرگیجه، بی حالی ، خواب آلودگی ،حالتهای عصبی و موارد دیگر می باشد.این عوارض در زندانیان سیاسی و عقیدتی مسن و بیمار شدیدتر است.

از طرفی دیگر علاوه بر دستگاه های پخش پارازیت موجود که بیش از ۱۰ دستگاه می باشد ۲ دستگاه دیگرنیز افزوده شده است.

تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی این بند به بازجویان وزارت اطلاعات و زندانبانان ولی فقیه آخوند علی خامنه ای هشدار داده اند که اگر در ظرف چند روز آینده اقدام به برداشتن و یا خاموش کردن دستگاه های پخش کننده پارازیت ننمایند ناچار به اعتراضات گسترده در این سالن خواهند شد.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، گسترش بکارگیری دستگاه های پخش پارازیت در سالن زندانیان سیاسی که تا به حال منجر به بستری شدن تعدادی از زندانیان سیاسی شده و بقیه آنها نیز دچار عوارض ناشی از پارازیت شده اند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر مراجع بین المللی خواستار ارجاع پرونده جنایت علیه بشریت ولی فقیه آخوند علی خامنه ای و سایر آخوندهای همدست وی به دادگاه کیفری بین المللی است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۲۹دی ۹۲ برابر با ۱۹ ژانویه ۲۰۱۴

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

مقاله قبلینكاتي كليدي كه بايد ائتلاف و رزمندگان سوري بدانند؛ شطرنج را به بازيگران حرفه اي اش بسپاريد
مقاله بعدی29 دیماه سالروز تولد فرهاد مهراد
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.