حمیدرضا مرادی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ که در نوبت عمل جراحی عروق قرار گرفته بود، بیش از دو هفته است که درمان وی متوقف شده است.

حمیدرضا مرادی سروستانی از دراویش زندانی در زندان اوین، که پیش از این قرار بود به علت گرفتگی عروق منتهی به پا تحت عمل جراحی قرار گیرد، به علت نامناسب دانستن وضعیت قلبی، پزشک مشاور قلب، عمل وی را به پس از آنژیوگرافی رگ قلب موکول کرد، اما بیش از دو هفته است که از انجام انژیوگرافی وی ممانعت شده است.

گفتنی است این درویش که اکنون در بیمارستان شهدای تجریش بستری می‌باشد، به دلیل نداشتن امکانات آنژیوگرافی باید به مراکز دیگری منتقل شود، اما با گذشت بیش از دو هفته هنوز نسبت به تقاضای انتقال این بیمار و زندانی عقیدتی به بیمارستان دیگر ترتیب اثری داده نشده است.

پزشک مشاور قلب با توجه به اسکن جدید قلب وضعیت قلب وی را برای عمل مناسب ندانست و انجام انژیوگرافی را قبل از عمل عروق منتهی به پا، ضروری دانست. به همین دلیل تعویض بیمارستان محل درمان برای وی برای انجام آنژیوگرافی ضروری است، اما با وجود ارائه گزارشات کامل درمانی و نامه پزشک مبنی بر لزوم انتقال وی به مرکز درمانی دیگر، مسئولین قضایی و زندان هنوز هیچ گونه واکنشی نشان نداده‌اند.

این درحالی است که وضعیت گرفتگی عروق پای این بیمار جدی بوده و ممانعت یک ساله از اعزام این درویش زندانی به بیمارستان سبب شدت گرفتن ریسک عمل شده است.

وضعیت جسمی حمیدرضا مرادی که به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است به علت تعلل یک ساله در اعزام به بیمارستان، به وخامت گراییده به طوری که به پزشکان پیش از عمل، قطع عضو و حتی فوت بیمار را از عوارض احتمالی عمل جراحی به خانواده این درویش اعلام کرده‌اند.

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از  مجذوبان نور؛ مصطفی دانشجو نیز از دیگر وکلای زندانی دراویش نیز که به بیماری ریوی حاد و قلبی مبتلاست در مرحله آزمایش‌های پیش از درمان قرا دارد. این زندانی سیاسی که به ۷ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم است هم اکنون به همراه حمید رضا مرادی در بیمارستان شهدای تجریش بستری است.

مقاله قبلیصالحی: راکتور آب سنگین اراک خط قرمز جمهوری اسلامی است و فعالیت در آن تعطیل نخواهد شد
مقاله بعدیاذیت و آزار و بازرسیهای توهین آمیز خانواده آقای کاظمینی بروجردی در سالن ملاقات زندان اوین
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.