وکیل مدافع نرگس محمدی گفت: درخواست مرخصی استعلاجی موکلم که پیشتر به رئیس زندان اوین ارائه شده بود برای اتخاذ تصمیم به دادستان تهران ارسال شد.

محمود بهزادی راد روز دوشنبه در گفت وگو با ایرنا اظهار داشت: با توجه به اینکه یکسال پیش پزشک متخصص نرگس محمدی تشخیص داده به علت خونریزی باید رحم او خارج شود، ششم بهمن امسال نامه ای برای رئیس زندان اوین مبنی بر اعطای مرخصی استعلاجی به موکلم ارسال کردم تا موضوع را پیگیری کند.

این وکیل دادگستری افزود: رئیس زندان اوین هم نامه را برای اتخاذ تصمیم به دادستان تهران ارائه کرده که منتظر تصمیم دادستان هستیم و امیدواریم با توجه به وضع وخیم موکلم، مورد پذیرش قرار گیرد.

بهزادی راد اضافه کرد: روز گذشته (یکشنبه) ۲۸ بهمن هم برای ارائه درخواست اعزام به بیمارستان موکلم به دادیار ناظر زندان اوین که به تازگی منصوب شده، مراجعه کردم اما دادیار ناظر زندان از پذیرش درخواست ما خودداری کرد و نتوانستیم با سرپرست دادسرای اوین نیز درباره علت عدم پذیرش درخواست موکلم، صحبت کنیم.

وکیل مدافع نرگس محمدی با بیان اینکه موکلش هفته گذشته یک مرتبه به بیمارستان اعزام و توسط دکتر نوربالا مورد معاینه قرار گرفته گفت: در این اعزام، دکتر نوربالا داروهای ضد تشنج موکلم را تجدید کرده و گفته باید ۲۵ اسفند هم نرگس محمدی را معانیه کند اما طی تماسی که اخیراً موکلم با من داشته، رئیس بهداری زندان اوین به او اعلام کرده برای ۲۵ اسفند اعزامی صورت نمی گیرد.

نرگس محمدی روزنامه نگار و فعال مدنی است که به اتهام تاسیس کمپین لگام (لغو گام به گام اعدام) و چند اتهام دیگر به ۱۰ سال حبس قطعی محکوم شده است.
او چهارم مهر امسال به دلیل اطلاع از وضع نامساعد پدرش به مدت سه روز به مرخصی آمد و هشتم مهر به زندان بازگشت. به گفته بهزادی راد، نرگس محمدی ۶ سال و هشت ماه از ۱۰ سال محکومیت خود را گذرانده و مشمول آزادی مشروط است.

مقاله قبلیسه فعال دیگر محیط زیست در ایران بازداشت شدند
مقاله بعدیاگر ملاها FATF را نپذیرند چه خواهد شد؟! نوشتاری از بانو محترم مومنی روحی
پوریا نژادویسی
پوریا نژاد نژادویسی: مردی که با تصاویرش، زشتیِ نظام را عریان کرد پوریا نژاد نژادویسی از دل دستگاه رسانه‌ایِ رسمی برخاست — اما آثارش نه بزکِ قدرت، که آینه‌ای خُردکننده از تناقض‌ها و جنایت‌های سیستم بوده‌اند. او، به‌جای پوشاندن، با دقتی تلخ و بی‌پرده، نقاط ضعفِ ساختار را نمایان ساخت؛ همان نقاطی که نظام می‌کوشد پشتِ روایت‌های رسمی و نمایش‌های ساختگی پنهانشان کند. - در قاب برنامه‌هایی چون "دختران فراری پارک ملت"، او نه فقط آسیب‌ها را نشان داد، بلکه علت‌ها را — فقر، سرکوب اجتماعی، تهمت و تحقیر زنان — جلو چشم گذاشت. تصویری که او ثبت کرد، دیگر قابل تبدیل به شعارهای پوشالی نبود: نوجوانان و زنانِ رهاشده، سند زنده ناکارآمدی و خشونت‌زای نظم حکومتی بودند. - فیلم آموزشیِ انتخاباتی که او ساخت، بدل به استندآپ تراژیکِ یک انتخابات نمایشی شد. آموزشی برای مشارکت در نمایشی که نتایجش پیش‌ساخته است؛ خودِ وجودِ چنین آموزشی، اعترافی به پوچیِ مشروعیتِ ادعاشده بود. - پوششِ بحران‌ها — از زلزله بم تا سفرهای خامنه‌ای — ثبتِ ژست‌های نمایشی و فاصله‌گیریِ حکمرانی از مردم را به نمایش گذاشت. صحنه‌ها نشان دادند که اولویت دستگاه، مرمت تصویرِ قدرت است نه نجات جان و کرامتِ مردم. پوریا با همان ابزار و مکانیزم‌های پروپاگاندا، تصویری ساخت که نظام از بیانش وحشت دارد — نه به‌خاطرِ تمجید یا دفاع، بلکه چون این تصاویر حقیقتِ زشتِ نظم را بدون مهیا کردنِ پرده‌های فریبنده نشان می‌دهند. او ناخواسته یا آگاهانه، به راویِ سندِ سقوطِ اخلاقی و سیاسیِ یک ساختار تبدیل شد؛ کسی که با هنر و ثبت واقعیت، چهرهٔ منحوسِ نظام را برای تماشاگرانش عریان کرد.