فرزند محمدرضا پور شجری، زندانی عقیدتی که علیرغم پایان یافتن حکم یکسال زندان در روز اول مهرماه هنوز آزاد نشده و همچنان در زندان به سر می برد گفت: «پدرم طبق برگه قضایی که رسما ابلاغ شده باید روز اول مهرماه آزاد می شد. خانواده ام پس از پیگیری های فراوان در روزهای گذشته تنها جوابی که گرفته اند این بوده که چون قرار است محل تبعید پدرم تغییر کند باید همچنان در زندان بماند. اما این اصلا قانونی و منصفانه نیست. ما می خواهیم طبق حکمش آزاد شود تا زمانیکه محل تبعیدش مشخص شود.»

محمدرضا پورشجری، ۵۴ ساله و نویسنده بلاگی با عنوان«گزارش به خاک ایران» روز ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۹ در منزلش در کرج بازداشت و به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. او در این بلاگ با نام مستعار «سیامک مهر» مطالب انتقادی از اوضاع اجتماعی و سیاسی ایران می‌نوشت.

آقای پورشجری بدون داشتن وکیل در شعبه ۱۰۹ دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی غلام سرابی در تاریخ ۳۰ آذر ماه ۱۳۹۰ به چهار سال حبس محکوم شد. اتهامات او اتهام توهین به رهبر، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی بود. او روز اول  شهریور ماه ۱۳۹۳ پس از پایان دوران حکمش از زندان آزاد شد، اما ۳۸ روز بعد مجددا در تاریخ هفتم مهرماه بازداشت شد.

این بار در تاریخ ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۳ در شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی آصف حسینی مجددا به اتهام تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی به یکسال زندان و دو سال تبعید به شهرستان طبس محکوم شد. طبق حکم او روز اول مهرماه با پایان یافتن دوران حبسش باید از زندان آزاد می شد.

دختر این زندانی عقیدتی در توضیح بیشتر گفت: «خانواده ام برای چندمین بار روز شنبه ۱۱ مهرماه به دادستانی کرج و دفتر قاضی آصف حسینی، قاضی پدرم رفته اند اما هیچکدام حاضر به ملاقات با آنها نشدند. فقط قاضی دایره اجرای احکام دادگستری به عمه ام گفت قاضی آصف حسینی می‌خواهد محل تبعید پدرم را تغییر دهد و حالا باید پدرم صبر کند تا محل تبعید مشخص شود. عمه ام اعتراض کرده که اول محل تبعید پدرم شهراردکان یزد بوده بعد قاضی مجددا آن را به شهر طبس تغییر داده اگر می خواسته دوباره تغییر دهد یکسال فرصت داشته و این مساله ربطی به آزادیش ندارد. قاضی هم در جواب گفته که دیگر پاسخی نمی تواند بدهد و شاید پدرم دوباره به دادگاه احضار شود.»

به گزارش خبرنامه ملی ایرانیان از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران؛ میترا پور شجری با اشاره به اینکه تاکنون پدرش وکیلی نداشته است  گفت: « تاکنون پدرم اجازه داشتن وکیل نداشت. این روزها خانواده ام مجداد در تلاش هستند تا وکیلی که این بار با سیستم قضایی مشکلی نداشته باشد را انتخاب و برای وکالت پدرم معرفی کنند.»

میترا پور شجری با اظهار نگرانی از وضعیت جسمی و روحی پدرش  گفت: «وضعیت روحی پدرم بسیار بهم ریخته است. روحیه اش را از دست داده و می گوید که دارند او را با این بلاتکلیفی شکنجه می کنند. پدرم فکر می کند تغییر محل تبعید بهانه است و احتمالا او را می خواهند با اتهامات جدید در زندان نگه دارند. او حتی پیش مددکاری زندان هم رفته اما در آنجا به او گفته اند که احتمالا باید ماهها برای روشن شدن تکلیفش صبر کند.»

دختر این زندانی در ادامه گفت: «ما بعد از مرگ شاهرخ زمانی خیلی می ترسیم. تازه ایشان سالم بودند. پدرم بیماری های متعدد دارد و این روزها روحیه اش را هم از دست داده است.

محمدرضا پورشجری ظرف چهارسال زندان دچار سکته قلبی، افزایش قند خون، دیسک کمر و مشکلات گواری شد. پزشکان بهداری زندان بارها درخواست اعزام او را به بیمارستان دادند و پزشک قانونی نیز بر اساس بیماری های او تشخیص عدم تحمل کیفر داد، با این حال هیچگاه به این نامه ها توجهی نشد.

مقاله قبلیخِشتِ کَج
مقاله بعدیانتقال کسری نوری به مکانی نامعلوم
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.