فیلم “دختری که با آتش بازی کرد” نوشته استیگ لارسن نویسنده فقید سوئدی، با فیلمنامه اندرو کوین واکر ساخته می‌شود.

به گزارش مهر به نقل از امپایر، سه گانه هزاره استیگ لارسن که چند سال متوالی عنوان پرفروش ترین کتاب جهان را داشت، پس از ساخته شدن اولین قسمت آن با عنوان “دختری با خالکوبی اژدها” در انتظار انتخاب نویسنده ای برای نوشتن فیلمنامه قسمت دوم آن با عنوان “دختری که با آتش بازی کرد” بود. قسمت اول این سه‌گانه که درباره ماجرای هکرها و گنگسترهای سوئدی است، با بازی دانیل کریگ و رونی مارا ساخته شد.

اندرو کوین واکر نویسند فیلمنامه تحسین شده “هفت” که دیوید فینچر آن را با بازی برد پیت و مورگان فریمن ساخت، قرار است نسخه دیگری از فیلمنامه ای که ابتدا توسط استیو زیلیان نوشته شده را بنویسد. زیلیان نویسنده فیلمنامه قسمت اول این فیلم هم بود. اما سوال این است که چه کسی این فیلم را می سازد؟ دیوید فینچر که قسمت اول این فیلم را ساخته اکنون درگیر ساخت فیلم “دختر گمشده” است و به تازگی قرارداد ساخت این فیلم را با بازی بن افلک امضا کرده است در همین حال دانیل کریگ نیز به زودی باید در برابر دوربین سام مندس برود تا یک جیمز باند دیگر را خلق کند.

فینچر یک فیلم دیگر هم در برنامه دارد و آن ساخت “20 هزار فرسنگ زیر دریا” است. قهرمان اصلی سه گانه لارسن دختر جوانی به نام لیزبت سالاندر است که باهوش اما فاقد ریشه های اجتماعی است. او برای کشف یک ماجرای قتل به کمک روزنامه نگاری به نام مایکل بلومکوییست می آید و این دو در این مسیر با ماجراهای خطرناکی روبه رو می شوند.

دیوید فینچر در سال 2007 “زودیاک” را ساخت و سال بعد “ماجرای باورنکردنی بنجامین باتن” را راهی پرده های سینما کرد. 2010 سال “شبکه اجتماعی” بود و سال 2011 “دختری با خالکوبی اژدها” را جلوی دوربین برد.مجموعه تلویزیونی “خانه کارت ها” آخرین کار او بوده است. او در سال 1995 فیلم “هفت ” را ساخت.

مقاله قبلیشورش پناهجویان ایرانی در جزیره نائورو توسط پلیس و مردم محلی سرکوب شد
مقاله بعدیاهالی “لبه فردا” از این فیلم ابرقهرمانی گفتند..
مسعود نوری جاوید
مسعود نوری جاوید، نامی آشنا برای آن دسته از مخاطبان خبر که در میان هیاهوی پروپاگاندای رسمی، به دنبال رگه‌هایی از واقعیت می‌گردند. او از معدود روزنامه‌نگارانی است که کار خود را نه در ستایش قدرت، بلکه در به چالش کشیدن آن تعریف کرده است. کارنامه او، روایتی است از تلاش برای شکستن سکوت و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌هایی که صاحبان قدرت و ثروت، پنهان ماندنشان را حیاتی می‌دانند. افشای فساد سیستماتیک: نوری جاوید با شجاعت به سراغ پرونده‌هایی رفت که خط قرمز بسیاری محسوب می‌شد؛ از اختلاس‌های صورت‌گرفته در نهادهای شبه‌دولتی و بنیادها تا رانت‌خواری‌های گسترده در پروژه‌های عمرانی و واگذاری‌های غیرشفاف. گزارش‌های مستند او، که اغلب با تکیه بر اسناد درزکرده و منابع داخلی تهیه شده، بارها لایه‌هایی از فساد سازمان‌یافته در بدنه حاکمیت را آشکار کرده است. در حالی که رسانه‌های حکومتی مشغول تولید روایت‌های رسمی از "پیشرفت" و "ثبات" هستند، دوربین و قلم مسعود نوری جاوید به سراغ قربانیان واقعی این سیاست‌ها رفته است. گزارش‌های میدانی او از اعتراضات کارگری، تجمعات مال‌باختگان، بحران آب در خوزستان و سیستان، و وضعیت کولبران در کردستان، صدای کسانی شد که دستگاه تبلیغاتی نظام همواره در تلاش برای خاموش کردنشان بوده است. او با فاصله گرفتن از خبرهای رسمی و جهت‌دار، به ثبت و ضبط روایت‌های شهروندانی پرداخت که قربانی سرکوب سیستماتیک شده‌اند. تهیه گزارش از وضعیت خانواده‌های زندانیان سیاسی، فشارهای امنیتی بر فعالان مدنی و دانشجویان، و محدودیت‌های اعمال‌شده بر اقلیت‌های دینی و قومی، بخش مهمی از کارنامه او را تشکیل می‌دهد. این مسیر، اما، بدون هزینه نبوده است. مسعود نوری جاوید بارها طعم تهدید را چشیده است. او نماد روزنامه‌نگاری است که امنیت و آسایش شخصی را فدای رسالت آگاهی‌بخشی کرده است. کارنامه مسعود نوری جاوید، تنها یک رزومه کاری نیست؛ بلکه سندی است از مقاومت روزنامه‌نگاری مستقل در یکی از بسته‌ترین فضاهای رسانه‌ای جهان. او به ما یادآوری می‌کند که حتی در دل تاریکی، همیشه هستند کسانی که با شجاعت، مسئولیت روشنگری را بر دوش می‌کشند و اجازه نمی‌دهند روایت حقیقت، در انحصار ماشین پروپاگاندای حکومتی باقی بماند.